کد خبر : 387207
تاریخ انتشار : شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴ - ۱۰:۳۲

آینده حقوق مالکیت فکری در پرتو هوش مصنوعی؛ بازآفرینی اقتصاد توجه و بازاریابی 

آینده حقوق مالکیت فکری در پرتو هوش مصنوعی؛ بازآفرینی اقتصاد توجه و بازاریابی 

این نظام، از اختراع و نوآوری تا اثر هنری و برند، سازوکاری را برای تشخیص، ثبت و حفاظت از خلاقیت انسانی فراهم کرده است. بااین‌حال، در دهه‌ی اخیر، ظهور هوش مصنوعی (Artificial Intelligence) مرز‌های سنتی خلاقیت را درهم شکسته و پرسش‌های بنیادینی را در باب مالکیت، ارزش و اصالت اثر مطرح کرده است. امروز سامانه‌های

این نظام، از اختراع و نوآوری تا اثر هنری و برند، سازوکاری را برای تشخیص، ثبت و حفاظت از خلاقیت انسانی فراهم کرده است. بااین‌حال، در دهه‌ی اخیر، ظهور هوش مصنوعی (Artificial Intelligence) مرز‌های سنتی خلاقیت را درهم شکسته و پرسش‌های بنیادینی را در باب مالکیت، ارزش و اصالت اثر مطرح کرده است.

امروز سامانه‌های هوش مصنوعی مولد مانند ChatGPT، Midjourney و DALL·E نه تنها در بازتولید داده و متن، بلکه در خلق شعر، موسیقی، ایده‌های صنعتی و طراحی محصول نقش دارند. این دگرگونی، نظام حقوق مالکیت فکری را با چالشی بی‌سابقه روبه‌رو کرده است: آیا ماشینی که خلاقیت دارد، می‌تواند مالک اثر باشد؟  و اگر پاسخ منفی است،  مالک قانونی آثار غیرانسانی چه کسی است؟

این مسئله، فراتر از بحث حقوقی، یک چرخش پارادایمی در اقتصاد توجه و برنامه‌های استراتژیک بازاریابی ایجاد کرده است. در این مقاله ضمن بررسی ابعاد حقوقی و اقتصادی این تحول، تلاش می‌شود روند‌های آتی مالکیت فکری در عصر هوش مصنوعی تحلیل و مسیر سیاست‌گذاری و مدیریت فناوری در مواجهه با این نظم جدید ترسیم شود.

هوش مصنوعی و اقتصاد توجه در عصر خلاقیت الگوریتمی

ارتباط بین هوش مصنوعی و اقتصاد توجه (Attention Economy) یکی از موضوعات جذاب در عصر دیجیتال است. در دنیایی که پر از هیاهوی رسانه‌های اجتماعی و رسانه‌های رسمی است، هوش مصنوعی چشم‌انداز متفاوتی از اقتصاد توجه خواهد ساخت.

بازاریابی به عنوان دانشی که بعد از انقلاب صنعتی به کمک توسعه کسب‌وکار‌ها آمد، بر جذب مخاطب و جلب توجه آنها تکیه دارد. وقتی انقلاب دیجیتال ساخت و مدیریت رسانه را از مقوله‌ای منحصر به شرکت‌ها به تجربه فردی تبدیل کرد، جلب توجه مخاطب به رقابتی جانکاه تبدیل شد. اینجا بود که اقتصاد توجه به عنوان یک مفهوم کلیدی مورد توجه مدیران کسب‌وکار‌ها در حوزه‌های بازاریابی و روابط عمومی قرار گرفت.

اکنون که در میانه سال ۱۴۰۴ به ترند‌های فناوری در حوزه بازاریابی و توسعه کسب‌وکار نگاه می‌کنیم، هوش مصنوعی و نقش آن در آینده در همه حوزه‌ها هیجان و کنجکاوی زیادی ایجاد کرده است. بررسی هوش مصنوعی و اقتصاد توجه هم از موضوعاتی است که می‌تواند نگرش آینده‌نگری درباره فرآیند‌های مارکتینگ و مدیریت رسانه ایجاد کند. چرا که هر دوی این مفاهیم به طور عمیقی بر نحوه تعامل کاربران با محتوا، فناوری و بازار‌ها تأثیر می‌گذارند.

هوش مصنوعی و جابجایی مرز‌های خلاقیت

در طول تاریخ، خلاقیت به‌عنوان ویژگی متمایز انسان تلقی می‌شد. اما هوش مصنوعی مولد (Generative AI) این مرز را از بین برده است. سامانه‌هایی مانند GPT و Stable Diffusion بر اساس پردازش میلیارد‌ها داده متنی و تصویری قادر به تولید آثاری نو هستند، بدون آنکه آفریننده‌ای انسانی در فرایند جز در سطح هدایت‌گر حضور مستقیم داشته باشد. در چنین فضایی، سؤال اصلی این است:

اگر اثر نهایی حاصل الگوریتم است، چه کسی خالق واقعی محسوب می‌شود؟

پاسخ‌های موجود در نظام‌های حقوقی متفاوت‌اند:

در ایالات متحده: تنها آثار با «درجه‌ای از خلاقیت انسانی» واجد حمایت حق مؤلف‌اند؛ لذا آثار ۱۰۰٪ تولیدشده توسط هوش مصنوعی، از حمایت کپی‌رایت خارج‌اند.
در انگلستان و استرالیا: قانون اجازه داده است مالکیت اثر به کسی تعلق گیرد که «ترتیب اجرای برنامه‌ی رایانه‌ای» را داده است.
در چین و اتحادیه اروپا: مباحث همچنان در مرحله آزمایشی است و نهاد‌هایی مانند WIPO در حال تدوین چارچوب‌های جدید هستند.

این مناقشه نشان می‌دهد که مفهوم خلاقیت در حال بازتعریف است. خلاقیت از یک عمل فردی به یک فرایند تعاملی میان انسان و الگوریتم تبدیل شده؛ پدیده‌ای که می‌توان آن را «خلاقیت ترکیبی» نامید. این تغییر مبنا پیامد‌های عظیمی برای آینده حقوق مالکیت فکری دارد.

بازپیکربندی حقوق مالکیت فکری

چارچوب‌های سنتی مالکیت فکری (Patent، Copyright، Trademark) بر دو فرض استوارند. اول اینکه خالق الزاماً انسان است. دوم اینکه فرایند خلق مبتنی بر اراده، اصالت و نیت آگاهانه است؛ بنابراین با تغییر این مفروضات، نظام موجود دچار گسیختگی می‌شود. سه رویکرد اصلی برای اصلاح نظام حقوقی در مواجهه با آثار هوش مصنوعی شکل گرفته است:

 ۱. رویکرد محافظه‌کارانه (انکار خلاقیت ماشینی)

این دیدگاه تنها خلاقیت انسانی را به‌رسمیت می‌شناسد و آثار تولیدشده توسط ماشین را ملک عمومی می‌داند. مشکل آن، ازبین‌رفتن انگیزه سرمایه‌گذاری در توسعه هوش مصنوعی خلاق است.

۲. رویکرد ابزاری

در این رویکرد، اثر به کسی تعلق دارد که هوش مصنوعی را هدایت کرده یا مالک آن است؛ همان‌گونه که ابزار نقاشی به نقاش کمک می‌کند، نه خود موضوع مالکیت است. این راه‌حل موقتاً امنیت حقوقی ایجاد می‌کند، اما نقش فزاینده‌ی خودِ الگوریتم در خلق را نادیده می‌گیرد.

۳. رویکرد نوآورانه یا «مالکیت الگوریتمی»

مطابق این دیدگاه، باید شکل جدیدی از حق ایجاد شود که ترکیب انسان و ماشین را به‌عنوان یک واحد خلاق به رسمیت بشناسد، چیزی شبیه «مالکیت مشترک انسان و الگوریتم». چنین مدلی، ضمن حفظ حقوق انسانی، ارزش داده و مدل آموزشی را نیز وارد نظام حقوقی می‌کند. در نهایت، به‌نظر می‌رسد آینده قانون‌گذاری به سمت رویکرد ترکیبی حرکت کند، که در آن خلاقیت، به‌جای انتصاب انسانی مطلق، به‌صورت شبکه‌ای از سهم‌ها میان توسعه‌دهنده، کاربر و سامانه تقسیم می‌شود.

آینده اقتصاد مالکیت فکری و زنجیره ارزش نوآوری

یک مطالعه اخیر از مشاوره مدیریت مکنزی تخمین می‌زند که هوش مصنوعی مولد (Generative AI) می‌تواند سالانه تا ۴.۴ تریلیون دلار به اقتصاد جهانی اضافه کند. به ویژه در سال‌های اخیر، ابزار‌های مبتنی بر هوش مصنوعی به طور فزاینده‌ای در عرصه بازاریابی همه‌گیر شده‌اند. رواج هوش مصنوعی در مارکتینگ نیروی کار انسانی را تقویت کرده و گردش کار‌ها را ساده‌تر نموده است. از ایجاد محتوای سفارشی گرفته تا اتوماسیون بازاریابی و تحلیل داده‌ها، هوش مصنوعی کاربرد‌های مهمی در بازاریابی دیجیتال دارد به عنوان مثال دپارتمان‌های بازاریابی از ابزار‌های هوش مصنوعی در طیف گسترده‌ای از کاربرد‌های مشتری‌محور و داخلی استفاده می‌کنند. نمونه‌هایی از کاربرد هوش مصنوعی برای تجربه مشتری شامل بهینه‌سازی پست‌های شبکه‌های اجتماعی، بازاریابی ایمیلی و تلاش‌های بازاریابی محتوا‌ می‌شود.  

از منظر اقتصادی، هوش مصنوعی ساختار زنجیره ارزش نوآوری را دگرگون کرده است. در گذشته، خلق، ثبت، حفاظت و بهره‌برداری از مالکیت فکری، مسیر خطی و مبتنی بر نهاد‌های انسانی بود. اما امروز داده به مهم‌ترین دارایی نامشهود تبدیل شده است و الگوریتم نقش تولیدکننده ارزش را ایفا می‌کند. مهم‌تر از همه مالکیت فکری به سمت مفاهیمی، چون مالکیت داده، مالکیت مدل و مجوز الگوریتمی حرکت می‌کند.

هم‌زیستی خلاق انسان و هوش‌مصنوعی 

هوش مصنوعی، نه‌تنها صنایع و مدل‌های اقتصادی، بلکه بنیان مفاهیم حقوقی ما را نیز دگرگون کرده است. در این تحول،  مالکیت فکری از ابزار حفاظت خلاقیت انسانی به سازوکار تنظیم تعامل انسان و ماشین تبدیل می‌شود.

به‌زودی مرز میان نوآوری انسانی و الگوریتمی از میان خواهد رفت و حقوق مالکیت فکری باید بتواند «سهم» هر دو را در خلق ارزش شناسایی کند. در سطح اقتصادی، شاهد ظهور اقتصاد الگوریتمی و بازار مجوز داده‌ها خواهیم بود؛ جایی که ارزش نه در محصول نهایی بلکه در ساختار یادگیری و اطلاعات نهفته است. در بازاریابی نیز عصر جدیدی آغاز شده است که در آن خلاقیت، داده و اعتماد به‌طور همزمان دارایی‌های استراتژیک برند‌ها محسوب می‌شوند.

از دیدگاه مدیریت فناوری، آینده نه در تقابل انسان و هوش مصنوعی، بلکه در هم‌زیستی خلاق آنان تعریف می‌شود؛ جایی که حقوق فکری، اقتصاد و بازاریابی در شبکه‌ای پویا به‌سوی بازآفرینی مفهوم مالکیت حرکت می‌کنند.

منبع خبر


مسئولیت این خبر با سایت منبع و جالبتر در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

کد امنیتی *

advanced-floating-content-close-btn
advanced-floating-content-close-btn

پنجره اخبار