از عشق مجازی تا توهم شیشهای دختر جوان
دختری تقریبا شلوغ و شوخ طبع خانواده بودم. به غیرازخودم۲برادرکوچک تر دارم. مادرم خانه دار و پدرم کارگر بود و اوضاع اقتصادی متوسطی داشتیم. زمانی که۱۶ ساله شدم به اصرار خودم و علاقه ای که داشتم ازمادرم خواستم دجالبتررمدرسه به آموزشگاه زیبایی بروم و هنری بیاموزم. دختر جوان گفت: طولی نکشید که با معرفی یکی


