
شایستگی نیروی انسانی یکی از بنیادیترین ارکان توسعه پایدار، کارآمدی سازمانها و پیشرفت جامعه است. هرگاه انتخاب، انتصاب و ارتقای افراد بر پایه تخصص، تجربه، تعهد و توان واقعی آنها صورت گیرد، مسیر رشد هموار شده و سرمایه انسانی بهدرستی به کار گرفته میشود. با این حال، شرایط کنونی جامعه حاکی از عدم توجه جدی به این اصل مهم است. شایستهسالاری در بسیاری از موارد جای خود را به روابط غیرحرفهای، ملاحظات شخصی و نگاههای محدود داده است. در این میان، قومیتگرایی بهعنوان آفتی ریشهدار و دیرینه، سالهاست که محیط و سیستم را آلوده کرده و تصمیمگیریها را از مسیر عقلانی و عادلانه منحرف ساخته است. نتیجه چنین رویکردی آن است که گاه افرادی که نهتنها کارآمد نیستند بلکه با مانعتراشی و ایجاد فضای ناسالم، روند پیشرفت را کند میکنند، بهاشتباه شایسته تلقی شده و در جایگاههای اثرگذار قرار میگیرند. این وضعیت موجب دلسردی نیروهای متخصص، تضعیف اعتماد عمومی و اتلاف ظرفیتهای ارزشمند انسانی میشود. در ادامه این بحث، پرسش اساسی آن است که چه دلیلی وجود دارد از افرادی که تحصیلات آکادمیک دارند، شایسته هستند و تجربهای پربار و معنادار در اختیار دارند، استفاده نشود؟ اگر نگاه منصفانه و عقلانی بر تصمیمگیریها حاکم باشد، پاسخ روشنی جز این وجود ندارد که بهرهگیری از این افراد، مستقیماً در خدمت منافع جمعی و رشد واقعی سازمان قرار میگیرد. دانش و تجربه، اندوختههایی شخصی و منزوی نیستند؛ بلکه سرمایههایی هستند که در صورت استفاده درست، میتوانند به بهبود عملکرد، ارتقای بهرهوری و افزایش کارآمدی سیستم منجر شوند. رشد سازمان و بهرهوری واقعی، آنگونه که از آن سخن گفته میشود، تنها در گرو بهرهگیری از همین دانش، تجربه و شایستگی است و در غیر این صورت، هرگونه ادعای توسعه، بیپایه و ناپایدار خواهد بود. تا زمانی که این مسیر ناصواب ادامه یابد، نمیتوان انتظار تحول و پیشرفت داشت و همچنان اندر خم یک کوچه خواهیم ماند. عبور از این وضعیت، مستلزم کنارگذاشتن تعصبات، مقابله با قومیتگرایی و بازگشت جدی به اصل شایستهسالاری است. بیتوجهی به شایستگی، بیش از هر چیز نیروی انسانی جوان، باانگیزه و برخوردار از ایدههای نو را متضرر میکند؛ نیروهایی که میتوانند موتور محرک تحول، بهویژه در صنعت نمایشگاهی باشند. این صنعت، ذاتاً نیازمند خلاقیت، نوآوری، نگاه بینرشتهای و درک تحولات روز دنیاست، اما متأسفانه در بسیاری از موارد، به جای میدان دادن به فکرهای تازه و توان جوانان، ساختارهای فرسوده و نگاههای سنتی بر آن حاکم شده است. نادیده گرفتن ظرفیت نسل جوان نهتنها مانع پویایی و رقابتپذیری صنعت نمایشگاهی میشود، بلکه باعث مهاجرت فکری، سرخوردگی و هدررفت سرمایه انسانی ارزشمندی است که میتواند آینده این صنعت را متحول کند. شایستگی نیروی انسانی یکی از بنیادیترین ارکان توسعه پایدار، کارآمدی سازمانها و پیشرفت جامعه است. هرگاه انتخاب، انتصاب و ارتقای افراد بر پایه تخصص، تجربه، تعهد و توان واقعی آنها صورت گیرد، مسیر رشد هموار شده و سرمایه انسانی بهدرستی به کار گرفته میشود. با این حال، شرایط کنونی جامعه حاکی از عدم توجه جدی به این اصل مهم است. شایستهسالاری در بسیاری از موارد جای خود را به روابط غیرحرفهای، ملاحظات شخصی و نگاههای محدود داده است. در این میان، قومیتگرایی بهعنوان آفتی ریشهدار و دیرینه، سالهاست که محیط و سیستم را آلوده کرده و تصمیمگیریها را از مسیر عقلانی و عادلانه منحرف ساخته است. نتیجه چنین رویکردی آن است که گاه افرادی که نهتنها کارآمد نیستند بلکه با مانعتراشی و ایجاد فضای ناسالم، روند پیشرفت را کند میکنند، بهاشتباه شایسته تلقی شده و در جایگاههای اثرگذار قرار میگیرند. این وضعیت موجب دلسردی نیروهای متخصص، تضعیف اعتماد عمومی و اتلاف ظرفیتهای ارزشمند انسانی میشود. در ادامه این بحث، پرسش اساسی آن است که چه دلیلی وجود دارد از افرادی که تحصیلات آکادمیک دارند، شایسته هستند و تجربهای پربار و معنادار در اختیار دارند، استفاده نشود؟ اگر نگاه منصفانه و عقلانی بر تصمیمگیریها حاکم باشد، پاسخ روشنی جز این وجود ندارد که بهرهگیری از این افراد، مستقیماً در خدمت منافع جمعی و رشد واقعی سازمان قرار میگیرد. دانش و تجربه، اندوختههایی شخصی و منزوی نیستند؛ بلکه سرمایههایی هستند که در صورت استفاده درست، میتوانند به بهبود عملکرد، ارتقای بهرهوری و افزایش کارآمدی سیستم منجر شوند. رشد سازمان و بهرهوری واقعی، آنگونه که از آن سخن گفته میشود، تنها در گرو بهرهگیری از همین دانش، تجربه و شایستگی است و در غیر این صورت، هرگونه ادعای توسعه، بیپایه و ناپایدار خواهد بود. تا زمانی که این مسیر ناصواب ادامه یابد، نمیتوان انتظار تحول و پیشرفت داشت و همچنان اندر خم یک کوچه خواهیم ماند. عبور از این وضعیت، مستلزم کنارگذاشتن تعصبات، مقابله با قومیتگرایی و بازگشت جدی به اصل شایستهسالاری است. بیتوجهی به شایستگی، بیش از هر چیز نیروی انسانی جوان، باانگیزه و برخوردار از ایدههای نو را متضرر میکند؛ نیروهایی که میتوانند موتور محرک تحول، بهویژه در صنعت نمایشگاهی باشند. این صنعت، ذاتاً نیازمند خلاقیت، نوآوری، نگاه بینرشتهای و درک تحولات روز دنیاست، اما متأسفانه در بسیاری از موارد، به جای میدان دادن به فکرهای تازه و توان جوانان، ساختارهای فرسوده و نگاههای سنتی بر آن حاکم شده است. نادیده گرفتن ظرفیت نسل جوان نهتنها مانع پویایی و رقابتپذیری صنعت نمایشگاهی میشود، بلکه باعث مهاجرت فکری، سرخوردگی و هدررفت سرمایه انسانی ارزشمندی است که میتواند آینده این صنعت را متحول کند.
مسئولیت این خبر با سایت منبع و جالبتر در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.
