اعتراف تلخ ستاره تیم ملی ایران: شاید برای همیشه خداحافظی کنم/ فشار روحی زیادی دارم

میثم صالحی، ستاره ۲۷ ساله والیبال ایران، که در المپیک توکیو با عملکردی خیره‌کننده نام خود را به‌عنوان یکی از استعدادهای آینده والیبال کشور مطرح کرد، بار دیگر با مصدومیتی شدید روبه‌رو شد. او پس از یک سال دوری از میادین، به تیم مس رفسنجان پیوست و در نخستین مسابقه‌اش مقابل مهرگان نور، از ناحیه زانو دچار پارگی رباط صلیبی شد؛ مصدومیتی که او را حداقل یک سال دیگر از زمین والیبال دور خواهد کرد.

صالحی در این گفت‌وگو با لحنی صادقانه از فشارهای بی‌امان جسمی و روحی سخن گفت و تأکید کرد شاید زمان خداحافظی از والیبال فرا رسیده باشد:

میثم اول از همه درباره این مصدومیت تلخ صحبت کنیم. همه منتظر بودند که تو بعد از یک سال که به والیبال برگشتی دوباره روزهای خوبی را تجربه کنی و حتی یک بار دیگر لباس تیم ملی را بر تن کنی اما یک آسیب دیدگی از ناحیه‌ای که فکرش را نمی‌کردی سراغت آمد؛ درباره این اتفاق صحبت کن. 

از جایی که فکرش را نمی‌کردم ضربه خوردم. حتی یک درصد هم فکرش را نمی‌کردم که از ناحیه پا مصدوم شوم. جوری وزنه زده بودم و خودم را آماده کرده بودم که فکر می‌کردم کاملاً آماده بازی هستم. با تیم مس شاید دو سه جلسه تمرین کرده بودم اما در ارومیه که بودم دائم در حال تمرین کردن بودیم ولی داستان بازی رسمی فرق می‌کند. در بازی رسمی بدن جوری گرم می‌شود که شما متوجه هیچ چیز نمی‌شوید. برای طولانی مدت من از این وضعیت دور بودم. در دو ست اول خوب شروع کردم و در پوئن‌های بالا به زمین آمدم و اتفاقاً عملکرد خوبی هم داشتم. وقتی دیدم که سرحال هستم و ذهنم کاملاً آماده بازی است گفتم از ست سوم از اول در ترکیب قرار بگیرم و به تیم کمک کنم. خیلی هم خوب شروع کردم و واقعاً داشتم از والیبال لذت می‌بردم که ناگهان آن اتفاق افتاد.

دقیقاً چه اتفاقی برای تو افتاد؟ بد روی زمین فرود آمدی؟

هیچ وقت در زندگی‌ام در پرش و فرود مشکلی نداشتم. فکر می‌کنم که شاید طولانی مدت در موقعیت بازی رسمی نبودم و شاید به همین خاطر این اتفاق برایم رخ داد. البته شاید این اتفاق در تمرین رخ می‌داد و نمی‌توان خیلی با قاطعیت درباره آن صحبت کرد. وقتی که با خودم فکر می‌کنم که خیلی با تجربه شده‌ام و همه چیز را می‌فهمم بعد اتفاقی می‌افتد که متوجه می‌شوم نه اینطور نیست.

هواداران والیبال می‌گویند تو بدشانس‌ترین بازیکن تاریخ والیبال هستی.

من ۲۷ ساله هستم و در این سن سه جراحی سنگین دیده‌ام. خوشم نمی‌آید این حرف‌ها را بزنم اما شاید هم اسمش بدشانسی باشد.

تو در المپیک توکیو بهترین بازیکن ایران بودی و به قدری خوب ظاهر شدی که همه امیدوار بودند در ادامه به یکی از بهترین‌های تاریخ والیبال ایران هم تبدیل شوی اما اوضاع اصلاً برایت خوب پیش نرفت. 

من یک فیزیک خدادادی و استعداد خیلی خوبی در والیبال داشتم که می‌توانستم به خیلی جاهای بالاتر برسم ولی مصدومیت خیلی موانع بزرگی جلوی راه من گذاشت و نتوانستم به آنجایی که واقعاً باید به آن برسم، دست پیدا کنم.

وقتی اینقدر بدبیاری پشت سر هم اتفاق می‌افتد آیا بازگشت به ورزش حرفه‌ای سخت نمی‌شود؛ حالا هر چقدر هم بگوییم که یک آدم قوی است.

بله بله دقیقاً همینطور است. من ۱۲ ماه بود که روزهای وحشتناکی را سپری کرده بودم. روزهای سختی را تحمل کردم و فشار زیادی را دیدم. سعی کرده بودم که نظم و دیسیپلین خودم را رعایت کنم تا بتوانم به بهترین شکل ممکن برگردم چون واقعاً عاشق والیبال هستم. با این حال وقتی بعد از این همه مدت دوباره چنین اتفاقی رخ می‌دهد و برخی می‌گویند تو باید قوی باشی و برگردی این‌ها برایم مثل فحش می‌ماند. این‌ها حرف‌های خیلی سنگینی است و اصلاً شوخی‌بردار نیست. آدم از انگیزه می‌افتد و همه چیز برایش سخت می‌شود.

با این مصدومیت جدید احتمالاً حدود یک سال دیگر از میادین دور خواهی بود؟ با وجود تمام این سختی‌ها که گفتی چقدر امیدواری که دوباره پرقدرت برگردی؟

الان نمی‌توانم تصمیم بگیرم و باید خیلی به آن فکر کنم.

یعنی به خداحافظی کامل از والیبال هم فکر می‌کنی؟

بله خیلی به آن فکر می‌کنم؛ حالا بیشتر از هر زمان دیگری به خداحافظی فکر می‌کنم. البته قبلاً هم در سخت‌ترین روزهای مصدومیتم به این موضوع فکر کرده بودم. اینکه این همه فشار را تحمل کنم، باعث آزار و اذیت اطرافیانم شوم و بدنم تا این حد درد بکشد واقعاً به هیچ چیز نمی‌ارزد. قبلاً هم به این موضوع فکر کرده بودم اما حالا خیلی بیشتر به آن فکر می‌کنم چرا که فقط بحث بدنم مطرح نیست بلکه به روح و روان و خانواده من نیز فشار زیادی وارد می‌شود.

فکر می‌کنم در این مدت همسرت هم خیلی اذیت شد. 

بله متاسفانه نتوانستم روزهای اوجم را با همسرم شریک شوم. از وقتی که او را به زندگی خودم آوردم فقط سختی‌های زندگی‌ام را به او نشان دادم. امیدوارم در ادامه زندگی‌مان بتوانم آنطور که لایقش است خوشی‌های زندگی را به او نشان دهم.

در مورد واکنش فدراسیون و رفقای نزدیکت به این مصدومیت بگو. 

وقتی این اتفاق رخ داد واقعاً دور و نزدیک نشناخت و همه به من زنگ زدند و حالم را پرسیدند. همه به خصوص مسئولان و بازیکنان تیمم طوری خودشان را نشان دادند که فهمیدم اصلاً تعارف نبوده و مرام و معرفتشان در حد حرف نبوده است. شخص خود مربی ما در همین مدت کوتاه طوری خودش را به من نشان داد که فکر کردم انگار برادر بزرگتر من است.

سوال آخر را در مورد ارومیه بپرسم؛ هواداران در آنجا تو را خیلی دوست دارند و دلشان می‌خواست که این فصل برای شهرداری بازی کنی؟ چه شد که این اتفاق نیفتاد؟ آیا مسائل مالی یا چیز دیگری مطرح بود؟

بله ارومیه‌ای‌ها خیلی دوست داشتند که من در شهرداری بازی کنم. خودم هم یک سال در ارومیه بازی کردم و فکر می‌کنم که یکی از بهترین سال‌های والیبال من بود. خیلی خوشحال می‌شدم اگر بتوانم در شهر خودم بازی کنم اما شرایطش پیش نیامد اما دوست هم ندارم که در مورد مسائل حاشیه‌ای حرف بزنم. شهرداری تیمش را بسته بود و نیازی به بازیکن نداشتند.

یعنی خودت دوست داشتی در شهرداری بازی کنی اما آنها تو را نخواستند؟

اجازه بدهید در مورد این چیزها صحبت نکنیم؛ اینطوری بهتر است.

بیشتر بخوانید: ویدیو| خط پایان ستاره سابق تیم ملی با استقلال

اعتراف تلخ ستاره تیم ملی ایران: شاید برای همیشه خداحافظی کنم/ فشار روحی زیادی دارم

منبع خبر


مسئولیت این خبر با سایت منبع و جالبتر در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

advanced-floating-content-close-btn