
باشگاه خبرنگاران جوان– شاید میتوان گفت در میان شاعران و روشنفکران مشروطه کمتر کسی مانند او موقعیتی چنین استثنایی داشت. از یکسو حکومت بارها نادیدهاش گرفت و به حاشیه راند و از سوی دیگر، در بزنگاههای مهم فرهنگی، به حضورش نیاز پیدا میکرد. مردی که هر از گاهی کنار گذاشته میشد، اما هر زمان که صحبت از اعتبار فرهنگی و ادبی ایران به میان میآمد، دوباره به سراغش میرفتند. حتی با وجود اختلافها و بیمهریهای حکومت دوران، زمانی که قرار بود جشن هزاره فردوسی برگزار شود، نام او ناگزیر مطرح شد و محمدعلی فروغی، نخستوزیر وقت در حالی که این فرد در تبعید بود، شخصاً به دنبالش رفت تا به این مراسم دعوتش کند و از حضورش بهره ببرند. این چهره پرآوازه، کسی نبود جز ملکالشعرای بهار.
تولد در خانهای که شعر در آن زندگی میکرد
محمدتقی بهار در سال ۱۲۶۵ خورشیدی در شهر مشهد به دنیا آمد. او در خانوادهای متولد شد که شعر، بخشی از زندگی روزمره آن بود. پدرش، میرزا محمدکاظم صبوری، شاعر شناختهشده خراسان و ملکالشعرای آستان قدس رضوی بود. خانه صبوریها، خانهای معمولی نبود بلکه خانهای بود که با خوانش و نقد شعر آمیخته شده بود و محفلی برای روشنفکران زمان خود بود.
محمدتقی از همان کودکی در فضایی رشد کرد که واژهها اهمیت داشتند. کتاب، گفتوگو و بحثهای علمی جزئی از زندگی خانوادگی آنان بود. مادرش نیز زنی باسواد و اهل تفکر بود که فضای ادبی و روشنگرانه خانه را با خواندن کتابهایی از الکساندر دوماً برای کودکانش حفظ میکرد. همین آرامش، باعث شد محمدتقی بتواند از همان سنین کم با شعر و ادبیات انس بگیرد.
کودکی که زود بزرگ شد
بهار خیلی زود خواندن و نوشتن را آموخت. آموزشهای ابتدایی را در مکتبخانه گذراند، اما آموزش اصلیاش در خانه اتفاق افتاد. پدرش، سختگیر، اما دقیق بود. شعر را آسان نمیگرفت و به فرزندش هم اجازه نمیداد ساده از کنار آن بگذرند. وزن، قافیه و زبان، همه باید به درستی رعایت میشدند در همین راستا بود که محمدتقی نخستین شعرهایش را در نوجوانی سرود. شعرهایی که ابتدا در خانه خوانده و اصلاح میشد. این شیوه آموزش، باعث شد بهار از همان ابتدا به شعر کلاسیک فارسی مسلط شود و بعدها بتواند از همین قالبهای سنتی برای بیان حرفهای تازه استفاده کند.
مرگ پدر و شروع یک مسیر تازه
زمانی که محمدتقی هجدهساله شد پدرش را از دست داد. این اتفاق، زندگی او را بهطور جدی تغییر داد چرا که حالا مسئولیت خانواده بر دوش او افتاده بود. اما در آن زمان جامعه در حال تغییر بود و بهار هم نمیتوانست همانند پدرش تنها شاعر دربار بماند؛ بدین ترتیب او آرامآرام وارد فضای اجتماعی و سیاسی کشور شد و شعر را از ستایش قدرت، به سمت نقد قدرت سوق داد.
خانوادهای که سیاست را از شعر جدا نمیدید
خانواده بهار نسبت به مسائل زمانه بیتفاوت نبودند. همین نگاه، باعث شد بهار در جریان جنبش مشروطه فعال شود. او روزنامه منتشر کرد، مقاله نوشت و شعرهایی سرود که بهروشنی از آزادی، قانون و عدالت سخن میگفتند. او در این مسیر، بارها تحت فشار قرار گرفت، تبعید شد و زندان را تجربه کرد. اما آنچه او را سرپا نگه میداشت، همان پشتوانه خانوادگی و تربیتی بود که از کودکی با آن بزرگ شده بود. بهار یاد گرفته بود که شاعر، فقط برای زیبایی نمینویسد، بلکه مسئولیت اجتماعی نیز به گردن دارد.
دماوندیه؛ شعر ایستادگی
یکی از مهمترین و ماندگارترین آثار ملکالشعرای بهار، قصیده «دماوندیه» است؛ شعری که نهتنها جایگاه ادبی دارد، بلکه بازتابی از وضعیت سیاسی و اجتماعی ایران در یکی از پرتنشترین دورههای تاریخ معاصر محسوب میشود. بهار این قصیده را در سال ۱۳۰۱ خورشیدی سرود؛ زمانی که ایران پس از کودتای ۱۲۹۹، درگیر بیثباتی سیاسی، فشار قدرت، سرخوردگی مشروطهخواهان و گسترش استبداد نوظهور بود.
در این فضا، بهار که خود تجربه سانسور را پشت سر گذاشته بود، زبان اعتراضش را در قالب شعر کلاسیک بیان کرد. او بهجای خطاب مستقیم به حاکمان، کوه دماوند را به سخن درآورد؛ کوهی که در ذهن ایرانیان، نماد استواری، قدمت و خشم فروخورده بوده است. بهار از زبان دماوند، فساد، ظلم و بیعدالتی زمانه را فریاد زد و خشم خود را در قالب استعاره بیان کرد.
«ای دیو سپید پای در بندای گنبد گیتی،ای دماوند»
در این شعر، دماوند تنها یک کوه نیست؛ شاهدی بر تاریخ است و نمادی از امیدی است برای روزی که سکوت علیه ظلم و بی عدالتی پایان یابد. دماوندیه نشان میدهد که بهار چگونه توانست با حفظ ساختار کلاسیک قصیده، محتوایی کاملاً اجتماعی و سیاسی خلق کند. این شعر، نمونهای روشن از آن است که چگونه شعر میتواند هم وفادار به سنت باشد و هم صدای اعتراض یک ملت را نمایندگی کند.
زندگی خانوادگی
ملکالشعرای بهار در کنار زندگی پرتنش سیاسی و فرهنگی، زندگی خانوادگی خود را نیز داشت. او در جوانی و در دوران اقامت در مشهد، نخستین ازدواج خود را انجام داد. این ازدواج در سالهایی شکل گرفت که بهار هنوز در آغاز راه شاعری و فعالیت اجتماعی قرار داشت. اما پس از مدت کوتاهی با فوت همسرش این زندگی مشترک به پایان رسید.
پس از مهاجرت محمدتقی بهار به تهران و استقرار در فضای فرهنگی و سیاسی پایتخت، او برای بار دوم ازدواج کرد. ازدواج دومش در دورهای صورت گرفت که بهار به چهرهای شناختهشده در شعر، مطبوعات و سیاست تبدیل شده بود. ثمره این ازدواج نیز فرزندانی بود که در فضایی فرهنگی و اهل مطالعه رشد کردند.
خانه برای بهار، مکانی برای فاصله گرفتن از هیاهوی سیاست و فشارهای بیرونی بود. او اگرچه بیشتر عمر خود را درگیر نوشتن، تدریس، فعالیت مطبوعاتی و حضور در مجلس گذراند، اما گفتوگو، کتاب و احترام به دانش و یادگیری بی وقفه عناصر ثابت زندگی خانوادگی او باقی ماندند و همین فضا، بهار را در ادامه مسیر پرتنش زندگیاش حفظ کرد.
پژوهش و نگاه علمی به زبان
اما ملکالشعرای بهار تنها شاعر نبود. او یکی از فعالترین چهرههای فرهنگی و سیاسی دوران خود به شمار میرفت. بهار در طول زندگیاش، بارها وارد عرصه مطبوعات شد و روزنامه نوبهار را منتشر کرد؛ روزنامهای که نقش مهمی در گسترش اندیشههای آزادیخواهانه و فرهنگی داشتند.
او چندین دوره بهعنوان نماینده مجلس شورای ملی انتخاب شد و در مباحث فرهنگی و سیاسی حضور فعالی داشت. بهار در دورههایی نیز مسئولیتهای دولتی، از جمله وزارت فرهنگ، را بر عهده گرفت و همواره نگاه انتقادی خود را حفظ کرد.
در کنار این فعالیتها، بهار بهعنوان استاد دانشگاه تهران نقش مهمی در آموزش زبان و ادبیات فارسی ایفا کرد. مهمترین اثر پژوهشی او، کتاب «سبکشناسی» است که در آن، نثر و شعر فارسی در دورههای مختلف تاریخی بررسی شده است. این کتاب هنوز هم یکی از منابع اصلی در شناخت تحول زبان فارسی محسوب میشود و نشاندهنده نگاه دقیق و علمی بهار به ادبیات است.
ماندگاری یک نام
ملکالشعرای بهار در اردیبهشت ۱۳۳۰ در تهران درگذشت و در آرامگاه ظهیرالدوله به خاک سپرده شد. با مرگ او، یکی از تأثیرگذارترین اندیشمندان ادبی و فرهنگی ایران از این دنیا چشم فرو بست، اما حضور معنوی وی در زمزمه تاریخ به پایان نرسید. شعرهای او، نوشتههای پژوهشیاش و نقش او در شکلگیری ادبیات معاصر ایران همچنان زنده ماند.
بهار از معدود افرادی بود که توانست میان شعر، سیاست و پژوهش تعادل برقرار کند. او نشان داد که شاعر میتواند هم به سنت وفادار بماند و هم با زمانه خود سخن بگوید. امروز، نام ملکالشعرای بهار یادآور انسانی است که با به وزن درآوردن کلمات در حافظه جمعی یک ملت جاودانه شد.
منبع: مهر
مسئولیت این خبر با سایت منبع و جالبتر در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.

