«روحت شاد رضاشاه»؛ شعاری که نزدیکان پهلوی هم آن را قبول ندارند

باشگاه خبرنگاران جوان– انقلاب اسلامی ایران در بهمن ۱۳۵۷ نه یک حادثه ناگهانی، بلکه نتیجه سالها انباشت نارضایتی عمیق سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بود؛ نارضایتیای که ریشههای آن را میتوان حتی در خاطرات، گفتهها و اعترافهای نزدیکترین افراد به محمدرضا پهلوی نیز مشاهده کرد. مرور این اظهارات نشان میدهد بحران مشروعیت و کارآمدی رژیم پهلوی

باشگاه خبرنگاران جوان– انقلاب اسلامی ایران در بهمن ۱۳۵۷ نه یک حادثه ناگهانی، بلکه نتیجه سالها انباشت نارضایتی عمیق سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بود؛ نارضایتیای که ریشههای آن را میتوان حتی در خاطرات، گفتهها و اعترافهای نزدیکترین افراد به محمدرضا پهلوی نیز مشاهده کرد. مرور این اظهارات نشان میدهد بحران مشروعیت و کارآمدی رژیم پهلوی به مرحلهای رسیده بود که حتی حلقههای درونی قدرت نیز آن را انکار نمیکردند.
اعتراف اسدالله علم
استبداد و تمرکز مطلق قدرت یکی از محورهای اصلی این بحران بود. اسدالله علم، وزیر دربار و محرم اسرار شاه، در خاطرات روزانه خود بارها به این مسئله اشاره میکند که عملاً «همهچیز به شخص شاه ختم میشد» و نه دولت و نه مجلس، نقش مؤثری در تصمیمگیری نداشتند. او در یکی از یادداشتهایش تصریح میکند که شاه «تحمل شنیدن نظر مخالف را ندارد» و همین مسئله، نظام سیاسی را از امکان اصلاح تدریجی محروم کرده است.
در کنار استبداد سیاسی، فساد گسترده و شکاف طبقاتی نیز به یکی از عوامل اصلی نارضایتی عمومی تبدیل شده بود. جمشید آموزگار، آخرین نخستوزیر شاه پیش از سقوط، سالها بعد در مصاحبهای اذعان کرد که فساد در ساختار اداری کشور «بهصورت سیستماتیک» گسترش یافته و فاصله میان طبقه حاکم و مردم عادی به حدی رسیده بود که «دیگر قابل پنهان کردن نبود». او تأکید کرد که درآمدهای کلان نفتی نهتنها به بهبود زندگی عموم مردم منجر نشد، بلکه به تشدید نابرابری دامن زد.
وابستگی شدید به آمریکا نیز از دیگر محورهای انتقاد بود؛ موضوعی که حتی از زبان دیپلماتهای ارشد رژیم پهلوی شنیده میشود. اردشیر زاهدی، وزیر امور خارجه و داماد شاه، در گفتوگوهای بعد از انقلاب تصریح کرد که ایران در بسیاری از تصمیمات کلان، بدون نظر و رضایت واشنگتن قادر به اقدام نبود. او گفته بود این وابستگی، «احساس تحقیر ملی» را در جامعه تقویت کرد و مردم را به این جمعبندی رساند که حکومت نماینده اراده آنان نیست.
وقتی شاه گفت صدای انقلاب شما را شنیدم
در حوزه امنیتی، سرکوب مخالفان و عملکرد ساواک نقش تعیینکنندهای در رادیکال شدن فضای اجتماعی داشت. برخی مقامات امنیتی پیشین، پس از انقلاب، بهصراحت اذعان کردند که بازداشتهای گسترده، شکنجه و حذف هرگونه صدای منتقد، نهتنها آرامش ایجاد نکرد، بلکه جامعه را به سمت انفجار سوق داد. یکی از این مقامات در اعترافی صریح گفته بود: «ما راه هر اصلاحی را بستیم و خودمان مردم را به خیابانها هل دادیم.»
حتی خود محمدرضا پهلوی نیز در ماههای پایانی حکومت، ناچار به اعتراف شد. پیام معروف «صدای انقلاب شما را شنیدم» که در آبان ۱۳۵۷ پخش شد، اعترافی آشکار به وجود نارضایتی گسترده، فساد و اشتباهات حکومت بود؛ اعترافی که نشان میداد بحران از کنترل خارج شده و اعتماد عمومی بهطور کامل از بین رفته است.
جالبترین خبرهای روز
- توییت عجیب ترامپ در مورد مشهد؛ بیبیسی: ترامپ دروغ میگوید!
- سود سهام عدالت به حساب بیش از ۴۴ میلیون نفر واریز شد
- حداقل حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی ۲۳.۷۹۰.۰۰۰ تومان شد
در کنار این موارد، نگاه تحقیرآمیز بخشی از نخبگان حاکم به مردم نیز در خاطرات و گفتههای نزدیکان شاه منعکس شده است؛ نگاهی که موجب شکاف عمیق میان حاکمیت و جامعه شد و امکان هرگونه مصالحه را از میان برد.
در مجموع، آنچه به پیروزی انقلاب اسلامی انجامید، ترکیبی از استبداد سیاسی، فساد فراگیر، شکاف طبقاتی، وابستگی خارجی و سرکوب اجتماعی بود؛ واقعیتهایی که نهتنها از سوی مخالفان رژیم پهلوی، بلکه از زبان نزدیکترین افراد به شاه نیز بارها تأیید شدهاند. این اعترافها نشان میدهد چرا جامعه ایران به این نتیجه رسید که اصلاح در چارچوب موجود ممکن نیست و تنها راه، تغییر بنیادین ساختار قدرت است.
وادادگی به سبک فرزند شاه
نکته جالب اینجاست که فرزند محمدرضا نیز مانند پدرش همان مسیر وادادگی را در پیش گرفته و التماس برای حمله به کشورش تا همکاری علنی با دشمنان ایران کاری نیست که انجام نداده باشد، «احمدعلی مسعودانصاری» که مادرش دخترخالۀ فرح پهلوی بوده و خودش نیز در دهه ۱۹۸۰ میلادی بهعنوان معتمدترین فرد نزدیک به رضا پهلوی، امور مالی وی را عهدهدار بوده است، در خاطراتش دست به افشاگریهایی زده و از زوایای پنهان زندگی رضا پهلوی پرده برداشته است.
مسعودانصاری در بخشی از خاطرات خود به رابطه جدی میان رضا پهلوی و سازمان سیا و همچنین بودجهای که این سازمان اطلاعاتی بهصورت ماهیانه برای پهلوی در نظر گرفته بوده، اشاره کرده است.
این مشاور سابق رضا پهلوی ـ که با عنوان پسرخالۀ فرح شهرت دارد ـ مینویسد: «در سال ۱۹۸۶ میلادی (۱۳۶۵ شمسی) چند تن از دوستان که بهتر است نامشان را ذکر نکنم، از طریق نیکسون و یارانش به فکر پیاده کردن طرحی ضربتی برای گرفتن حکومت ایران افتادند… با حمایت جان کانلی و جمعی از مقامات نظامی آمریکا طرحی با عنوان «کیش» تهیه شد». (من و خاندان پهلوی، احمدعلی مسعودانصاری، صص ۲۴۵ ـ ۲۴۶.)
پسرخاله فرح چه میگوید!
وی در ادامه مینویسد: «بر طبق طرح قرار بود که با حمایت نیروهای آمریکا در منطقه، رضا غافلگیرانه در جزیره کیش پیاده شود و به جمهوری اسلامی اعلام جنگ کند. البته نیروی هوای عربستان سعودی و ناوگان آمریکا در منطقه نیز از او پشتیبانی کنند. پیشبینی میشد که اگر او چند روزی به این ترتیب در مقابل نیروهای جمهوری اسلامی تاب بیاورد، ارتشیان… به او خواهند پیوست. به این ترتیب، کیش پایگاه حرکت میشود».
انصاری میافزاید: «اما جالب آن است که پس از آنکه مراحل تصویب و برنامهریزی اولیه طرح تمام شد و برای نخستینبار آن را با رضا در میان گذاشتند، وی بی آنکه در مورد طرح و جزئیات و اهدافش بپرسد، اولین سؤالی که مطرح کرد، این بود که خوب برای فرار چه فکری کردهاید؟ و اگر موفق نشدیم چگونه میتوانیم از آنجا فرار کنیم؟ که گفتند قربان، شما قرار است بروید ایران را بگیرید و از همین حال به فکر فرار و نجات جان خودتان هستید!». (من و خاندان پهلوی، احمدعلی مسعود انصاری، صص ۲۴۶ ـ ۲۴۷.)
پسرخاله فرح در ادامه این خاطرات عنوان کرده است: «بدین ترتیب بار دیگر، طرحی دیگر، قبل از اجرا در مراحل اولیه خود، عقیم ماند. البته کسانی که با روحیه پدر وی هم آشنا هستند، میدانند او هم همین خصوصیت را داشت و بسیاری از کسانی که در مورد وقایع سال ۵۷ و یا سال ۳۲ نوشتهاند، شواهد بسیاری از این خصلت شاه فقید آوردهاند». (من و خاندان پهلوی، احمدعلی مسعود انصاری، صفحه ۲۴۷.)
همچنین، مسعودانصاری در بخش دیگری از کتاب خاطراتش، درباره شخصیت و روحیه رضا پهلوی نوشته است: «او نه تنها اهل جنگ و خطر کردن نیست، بلکه اهل رقابت و زورآزمایی هم نمیباشد. برای مثال، وقتی از فلوریدا به کِنِتیکِت برمیگشتیم، چند بار میخواست در جاده از ما سبقت بگیرد؛ ولی همینکه ما پا را روی پدال گاز فشار میدادیم و به آسانی تسلیم نمیشدیم ـ با آنکه اگر میخواست با ماشین سریع و آخرین مدلش به راحتی میتوانست از ما پیشی بگیرد ـ از سبقت گرفتن چشم میپوشید». (من و خاندان پهلوی، احمدعلی مسعودانصاری، صفحه ۲۴۵.)
منبع: فارس
مسئولیت این خبر با سایت منبع و جالبتر در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0