فوتبال در همه جای دنیا به نفس تماشاگر زنده است. به همین دلیل حضور تیمهای پرطرفدار و قدیمی باعث اعتبار و اهمیت هر لیگ در دنیا میشود. تیمها با پیروزیها و جامهایشان پرطرفدار میشوند و برای کسب این موفقیتها، نیاز به چهره -درون و بیرون زمین- دارند.
بازیکنانی که برای یک باشگاه با نمایش درخشان و تداوم کیفیت بالا در طول سالیان متمادی، به مراتب فراتر از یک بازیکن عادی رفته و در صورت داشتن یک سری خصوصیات، تبدیل به اسطوره و سمبل آن تیم میشوند. ویژگیهایی مثل وفاداری و ماندن، با وجود داشتن پیشنهادات بهتر.
در تاریخ ۲۵ ساله لیگ برتر تنها چهار تیم در تمامی ادوار حضور داشتند، دو تیم بزرگ و پرطرفدار تهرانی در کنار دو غول اصفهان که در تمام این ربع قرن در لیگ و جام حذفی، افتخارات را درو و صاحب سهمیههای ایران در عرصههای آسیایی بودهاند. اگر برای قرمز و آبی تهران بیش از یک نماد یا سمبل داشته باشیم، در مورد سبز و زرد اصفهان فقط یک تصویر برای تصور عوام و خواص وجود دارد؛ سمبل گاندوها قاسم حدادیفر و اسطوره طوفان زرد، محرم نوید کیا است.
دو کاپیتان بزرگ، دو هافبک طراح و دو ژنرال که تمام عمر ورزشی خود را در سپاهان و ذوب آهن سپری و از احترام بسیار زیادی نزد فوتبال دوستان تمام کشور برخوردارند. این دو اسطوره با ورود به دنیای مربیگری به شباهتهای خود ادامه دادند و هیچ کدام حاضر به دستیاری در کادر فنی هیچ نامی نشدند. حتی نامی به بزرگی امیر قلعه نویی که در هر دو تیم کار کرد و در هر دو، به این دو نفر پیشنهاد داد دستیار اولش باشند اما آنها با احترام رد کردند. هر دو نفر آنقدر منتظر ماندند تا نوبت به ایشان رسیده و به عنوان نفر اول یا سرمربی به خانه خود برگردند.
محرم در نوبت اول، دو فصل در سپاهان بود و با وجود ارائه نمایشهای خوب و حضور در کورس قهرمانی تا هفته آخر، دستش از جام خالی ماند تا از سپاهان برود. یک تجربه کوتاه در مس رفسنجان و سپس انتظار برای بازگشت دوباره به خانه که این تابستان نتیجه داد. بعد از شروع ضعیف سپاهان در ابتدای فصل -چه در لیگ و چه در آسیا- محرم در پایان هفته چهارم به خودش اولتیماتومی دو هفتهای داد که اگر تیم به روال خوب برنگردد، از سپاهان میرود. تهدیدی که جواب داد و نتیجهاش صدرنشینی سپاهان در پایان دور رفت و صعود از گروه در لیگ قهرمانان آسیا بود.
اما برای اسطورهها چیزی جزئی ایده آل وجود ندارد. آنها به شرایط عادی یا حتی خوب راضی نیستند. پس محرم نوید کیا اعلام کرد اگر در پایان این فصل جام نگیرد، برای همیشه از سپاهان خواهد رفت. با علاقهای که بازیکنان، هواداران و مدیران سپاهان به اسطوره خود دارند، حالا همه منتظرند دوباره تیم از روند این نتایج ضعیف خارج و به روزهای اوج قبلی برگردد. اگرچه سپاهان کماکان یکی از سه تیم ۳۲ امتیازی در صدر جدول است.
جالبترین خبرهای روز
- توییت عجیب ترامپ در مورد مشهد؛ بیبیسی: ترامپ دروغ میگوید!
- سود سهام عدالت به حساب بیش از ۴۴ میلیون نفر واریز شد
- حداقل حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی ۲۳.۷۹۰.۰۰۰ تومان شد
اما داستان برای قاسم حدادی فر به شکل دیگر پیش رفت. او در بحرانیترین شرایط ذوب آهن سکاندار تیم شد، تیمی با ضرر انباشته بسیار و بدون قدرت خرید ستاره و بازیکن، با یک مربی که به عنوان نفر اول هیچ تجربهای نداشت. حدادی فر به جوانان اعتماد کرد اما در پایان هفته هجدهم با تنها دو پیروزی، ۱۰ مساوی و ۶ باخت، از طرف هیئت مدیره برکنار شد.
رفتن قاسم حدادیفر، محرم نویدکیا یا مربیانی جوانی نظیر آنها یک ضرر بزرگ به فوتبال است، چرا که باعث بازگشت مربیان امتحان پس داده میشود و خون تازه و تفکر نو از فوتبال دریغ خواهد شد. اما برای دو تیم اصفهانی، شکستن تصویر اسطورهها است که دست کمی از فاجعه ندارد.
همین جایگاه را مازیار زارع در ملوان دارد که اگر به زمین بخورد، قوی سپید با تمام پیشینه و افتخاراتش زمین خورده است. از این زاویه برکناری قاسم حدادی فر یک اتفاق تلخ برای فوتبال بود که با رفت و آمدهای دیگر مربیان و تیمها -که در فوتبال کاملا عادی تلقی میشود- کاملا متفاوت است.
اینجا را بخوانید: سرمربی ذوب آهن از قایدی جدید فوتبال ایران رونمایی کرد



ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0