کد خبر : 431557
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۳

آهنگسازی که از یک قاتل اعتراف گرفت!

آهنگسازی که از یک قاتل اعتراف گرفت!

باشگاه خبرنگاران جوان – در تاریخ موسیقی ایران، نام‌هایی هستند که فقط با صدا و نغمه‌شان شناخته نمی‌شوند؛ بلکه حضوری انسانی‌تر و رازآلودتر دارند. پرویز یاحقی از همین نام‌هاست. ویولن‌نوازی که زخمه‌هایش بیشتر از آن‌که تکنیکی باشند، اعتراف‌اند؛ اعتراف به اندوه، به تنهایی، به گناهِ ناگفته‌ انسان. کمتر کسی می‌داند که او، روزی نه روی صحنه،

باشگاه خبرنگاران جوان – در تاریخ موسیقی ایران، نام‌هایی هستند که فقط با صدا و نغمه‌شان شناخته نمی‌شوند؛ بلکه حضوری انسانی‌تر و رازآلودتر دارند. پرویز یاحقی از همین نام‌هاست. ویولن‌نوازی که زخمه‌هایش بیشتر از آن‌که تکنیکی باشند، اعتراف‌اند؛ اعتراف به اندوه، به تنهایی، به گناهِ ناگفته‌ انسان.

کمتر کسی می‌داند که او، روزی نه روی صحنه، بلکه در اتاق بازجویی، نقشی ایفا کرد که نه پلیسی بود و نه قضایی؛ بلکه عمیقاً انسانی بود.

در اواخر دهه‌ ۳۰، وقتی بازجویان از شکستن سکوت جوانی روستایی به نام هوشنگ امینی (معروف به ورامینی) درمانده بودند، مردی متهم به ۶۷ قتل در اطراف تهران، نامی به میان آمد که هیچ نسبتی با این ماجرا نداشت؛ پرویز یاحقی. نوازنده‌ای شناخته‌شده در رادیو، با صدایی آرام و چهره‌ای که برای بسیاری آشنا و امن بود. و همین «امن بودن» معجزه کرد.

آهنگسازی که از یک قاتل اعتراف گرفت!

گفته می‌شود ورامینی، که پیش از آن به هیچ‌کس اعتماد نکرده بود، در مواجهه با یاحقی به زبان آمد. نه با تهدید، نه با فشار، بلکه با نیازی که سال‌ها در جانش ته‌نشین شده بود: شنیده شدن. اعتراف‌ها یکی‌یکی بیرون آمدند؛ آن‌قدر که حتی پذیرفت همه‌ آن‌ها در قالب یک برنامه‌ رادیویی، با همراهی یاحقی ضبط شود. لحظه‌ای که در تاریخ رسانه و موسیقی ایران، هنوز هم شگفت‌انگیز است.

به نظر می‌رسید اینجا موسیقی دیگر هنرِ سرگرمی نبود؛ وسیله‌ عبور به اعماق تاریک روان انسان بود.

روایت‌ها می‌گویند ورامینی پای چوبه‌ دار، یاحقی را با شوق در آغوش گرفت؛ تصویری تکان‌دهنده. قاتلی که در آخرین لحظه، نه به قاضی، نه به جلاد، بلکه به یک موسیقیدان پناه می‌برد. انگار یاحقی برای او نه نماینده‌ قانون، که نماینده‌ فهمیده شدن بود؛ کسی که بدون قضاوت، صدای درونش را شنید.

جالبترین خبرهای روز

شاید به همین دلیل است که ویولن یاحقی این‌قدر «اعتراف‌گونه» صدا می‌دهد. ناله‌های کش‌دار، سکوت‌های سنگین، و آن حسِ مدامِ گناهِ بی‌نام. انگار خودش هم می‌دانست انسان، پیش از آن‌که مجرم یا بی‌گناه باشد، تنهاست.

منبع: ایسنا

منبع خبر


مسئولیت این خبر با سایت منبع و جالبتر در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

خبر ورزشی

..

.

تازه ها

آخرین دیدگاه‌ها
advanced-floating-content-close-btn
advanced-floating-content-close-btn