کد خبر : 432084
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴:۵۹

دستاورد‌های کمی و نهادی ایران در چهار دهه پس از انقلاب اسلامی

دستاورد‌های کمی و نهادی ایران در چهار دهه پس از انقلاب اسلامی

ورزش ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، صرفاً شاهد افزایش چند عدد و آمار نبوده، بلکه با یک دگرگونی بنیادین در فلسفه، ساختار، جغرافیا و عدالت توزیعی مواجه شده است. باشگاه خبرنگاران جوان – ورزش ایران پیش از انقلاب، تصویری کم‌رمق از نهادی محدود، شهرمحور و محروم از نگاه راهبردی بود، حوزه‌ای که نه سهمی

ورزش ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، صرفاً شاهد افزایش چند عدد و آمار نبوده، بلکه با یک دگرگونی بنیادین در فلسفه، ساختار، جغرافیا و عدالت توزیعی مواجه شده است.

باشگاه خبرنگاران جوان – ورزش ایران پیش از انقلاب، تصویری کم‌رمق از نهادی محدود، شهرمحور و محروم از نگاه راهبردی بود، حوزه‌ای که نه سهمی در سیاست‌گذاری کلان داشت، نه عدالت فضایی را تجربه می‌کرد و نه توان تبدیل‌شدن به ابزار هویت‌ساز و قدرت‌ساز ملی را یافته بود. پیروزی انقلاب اسلامی اما نقطه گسست از این وضعیت ایستا بود؛ جایی که ورزش از یک فعالیت حاشیه‌ای و تشریفاتی، به مؤلفه‌ای مؤثر در توسعه اجتماعی، انسجام ملی، عدالت منطقه‌ای و دیپلماسی عمومی ارتقا یافت.

امروز، چهار دهه پس از آن دگرگونی بنیادین، آمارها و شاخص‌های مقایسه‌ای با زبانی صریح و غیرقابل انکار روایت می‌کنند که چگونه ورزش ایران با بازتعریف ساختارها، گسترش زیرساخت‌ها، تعمیق مشارکت مردمی و فتح عرصه‌های بین‌المللی، به یکی از نمادهای عینی تحول نهادی پس از انقلاب اسلامی تبدیل شده است.

توسعه فضایی و عدالت جغرافیایی ورزش پس از انقلاب اسلامی

در سال ۱۳۵۸ که تنها ۱۲ روستای کشور از زمین ورزشی برخوردار بودند، ورزش عملاً به یک پدیده شهری، نخبه‌گرا و محدود به مراکز خاص تبدیل شده بود و بخش عظیمی از جمعیت روستایی کشور نه‌تنها از امکانات استاندارد، بلکه حتی از حداقل فضاهای ساده برای فعالیت بدنی محروم بودند؛ این وضعیت نشان می‌دهد که پیش از انقلاب، ورزش در سیاست‌گذاری عمومی نه به‌عنوان یک حق اجتماعی، بلکه به‌عنوان امری فرعی و کم‌اهمیت تلقی می‌شد که ارتباطی با سلامت عمومی و توسعه انسانی نداشت.

افزایش تعداد روستاهای برخوردار از زمین ورزشی به بیش از ۲۷۰۰ روستا پس از انقلاب اسلامی، به‌روشنی بیانگر تغییر رویکرد کلان نظام ورزش از تمرکزگرایی محدود به توزیع عادلانه امکانات در پهنه سرزمینی کشور است؛ تغییری که ورزش را به ابزار ارتقای سلامت، کاهش نابرابری اجتماعی، تقویت سرمایه اجتماعی و حتی پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی در مناطق کمتر برخوردار تبدیل کرده است.

جالبترین خبرهای روز

همزمان، رشد تعداد سالن‌های ورزشی روستایی از ۵ مورد در سال ۵۸ به بیش از ۶۵۰ روستا نشان می‌دهد که سیاست توسعه ورزش روستایی صرفاً در سطح نمادین باقی نمانده و با نگاه زیرساختی، پایدار و مبتنی بر نیازهای واقعی اقلیم‌ها دنبال شده است، امری که امکان فعالیت منظم، کشف استعداد و اتصال ورزش روستا به چرخه رسمی ورزش کشور را فراهم کرده است.

تحول ساختار حکمرانی و نهادسازی ورزش کشور

قرار داشتن ورزش در حد یک معاونت ذیل وزارت آموزش و پرورش پیش از انقلاب اسلامی، نشان‌دهنده فقدان استقلال نهادی، نبود قدرت تصمیم‌سازی و ناتوانی در دفاع از منافع این حوزه در سطح کلان دولت بود؛ ساختاری که ورزش را تابع اولویت‌های آموزشی می‌کرد و اجازه نمی‌داد این حوزه به‌عنوان یک پدیده اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی نقش‌آفرینی مؤثر داشته باشد.

ارتقای این ساختار پس از انقلاب اسلامی ابتدا به سازمان مستقل تربیت بدنی و سپس به تشکیل وزارت ورزش و جوانان، یک نقطه عطف تاریخی محسوب می‌شود، زیرا برای نخستین‌بار ورزش صاحب وزیر، سیاست مستقل، برنامه‌ریزی بلندمدت و جایگاه رسمی در هیئت دولت شد و توانست وارد مدار تصمیم‌سازی کلان کشور شود.

این تحول نهادی، زمینه‌ساز رشد فدراسیون‌ها، توسعه بودجه، افزایش تعاملات بین‌المللی و پاسخ‌گویی ساختاری شد و بدون آن، هیچ‌یک از دستاوردهای کمی و کیفی ورزش ایران در دهه‌های بعد، از توسعه زیرساخت گرفته تا موفقیت‌های بین‌المللی، اساساً امکان تحقق نداشت.

گسترش ساختار اجرایی، فدراسیون‌ها، رشته‌ها و هیأت‌های ورزشی

افزایش تعداد فدراسیون‌های ورزشی از ۲۰ فدراسیون پیش از انقلاب به ۵۳ فدراسیون فعال و دو فدراسیون در شرف تشکیل، نشان می‌دهد که ورزش کشور از یک ساختار محدود و بسته به یک نظام متکثر، تخصص‌محور و پاسخ‌گو تبدیل شده است، نظامی که هر رشته ورزشی می‌تواند مسیر توسعه، آموزش، استعدادیابی و حضور بین‌المللی مستقل خود را دنبال کند.

افزایش تنوع رشته‌های ورزشی از حدود ۳۰ رشته به قریب ۲۰۰ رشته نیز بیانگر عبور از نگاه نخبه‌گرای محدود به رویکرد فراگیر اجتماعی است، رویکردی که به شهروندان با سلایق، توانمندی‌ها و شرایط بدنی مختلف اجازه می‌دهد در ورزش مشارکت کنند و استعدادهای پنهان در رشته‌های کمتر شناخته‌شده شناسایی شوند.

رشد بیش از ۵۰ برابری هیأت‌های ورزشی از حدود ۳۰۰ هیأت به بیش از ۱۵ هزار هیأت در استان‌ها و شهرستان‌ها، ستون فقرات اجرایی این تحول محسوب می‌شود، شبکه‌ای گسترده که امکان اجرای سیاست‌ها، تمرکززدایی، مشارکت محلی و پیوند ورزش پایه با ساختار ملی را فراهم کرده است.

منابع مالی، اسناد بالادستی و زیرساخت‌های کلان ورزشی

سهم ناچیز ورزش از بودجه کشور در سال ۱۳۵۷ که تنها ۳ ده‌هزارم درصد بود، نشان می‌دهد که این حوزه عملاً در فقر مزمن منابع قرار داشت و حتی امکان نگهداشت زیرساخت‌های موجود نیز فراهم نبود؛ وضعیتی که توسعه ورزش قهرمانی، همگانی و آموزشی را به‌شدت محدود می‌کرد.

پس از انقلاب اسلامی، رشد بی‌نظیر بودجه و اعتبارات وزارت ورزش و جوانان در کنار توجه غیرقابل مقایسه به ورزش در اسناد بالادستی، جایگاه این حوزه را از حاشیه به متن سیاست‌گذاری عمومی منتقل کرد و برای نخستین‌بار ورزش به‌عنوان یکی از ابزارهای توسعه انسانی، سلامت عمومی و انسجام اجتماعی به رسمیت شناخته شد.

این تحول مالی و سیاستی، بستر جهش زیرساختی را فراهم کرد، به‌گونه‌ای که سرانه اماکن ورزشی از حدود ۳ سانتی‌متر مربع به‌صورت نجومی افزایش یافت و همزمان رشد محسوس استخرها، زمین‌های چمن طبیعی، افزایش ۱۸ برابری سالن‌های ۲ تا ۳ هزار نفری، احداث بیش از ۸ برابری سالن‌های بالای ۵ هزار نفر و ۷ برابر شدن استخرهای قهرمانی رقم خورد.

مشارکت بخش خصوصی، آموزش و بدنه اجتماعی ورزش

حمایت دولت از احداث بیش از ۶ هزار مکان ورزشی توسط بخش خصوصی از طریق اعطای تسهیلات و معافیت‌های ویژه، نشان‌دهنده درک نقش اقتصاد ورزش و ضرورت خروج تدریجی دولت از تصدی‌گری مستقیم است، رویکردی که به افزایش کیفیت، تنوع خدمات و پایداری مالی زیرساخت‌های ورزشی کمک کرده است.

افزایش حداقل ۴۵ برابری کلاس‌های آموزشی و باشگاه‌های تمرینی دولتی و خصوصی از ۵۰۰ مورد به ۲۲ هزار و ۵۰۰ مورد، بیانگر شکل‌گیری بدنه واقعی ورزش پایه، آموزشی و استعدادیابی در کشور است، بدنه‌ای که بدون آن، توسعه ورزش قهرمانی صرفاً شعاری باقی می‌ماند.

رشد تعداد ورزشکاران فعال و بیمه‌شده به بیش از ۴ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر نیز نشان می‌دهد که ورزش پس از انقلاب از یک فعالیت محدود تفریحی به یک پدیده اجتماعی فراگیر تبدیل شده که با سازوکارهای حمایتی و بیمه‌ای، امنیت و استمرار فعالیت ورزشی را تضمین می‌کند.

جایگاه بین‌المللی، سلامت رقابت و سطح فنی ورزشکاران

افزایش بیش از ۹۰ برابری کرسی‌های بین‌المللی ورزش ایران از کمتر از ۳ مورد پیش از انقلاب به بیش از ۲۹۲ کرسی، نشان‌دهنده ارتقای جایگاه کشور در ساختار تصمیم‌سازی ورزش جهان و تبدیل ورزش به یکی از ابزارهای قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران است.

میزبانی صدها رویداد بین‌المللی جهانی، آسیایی و منطقه‌ای در کنار ایجاد ستاد ملی مبارزه با دوپینگ و عضویت رسمی ایران در سازمان جهانی وادا برای نخستین‌بار، بیانگر بلوغ حکمرانی ورزشی، پایبندی به استانداردهای سلامت و انصاف رقابتی است.

رشد بی‌سابقه سطح فنی ورزشکاران و عضویت آنان در باشگاه‌های معتبر جهان در رشته‌هایی چون والیبال، فوتبال، فوتسال، کاراته، بسکتبال و بسکتبال با ویلچر نیز نتیجه انباشت زیرساخت، آموزش و تجربه بین‌المللی است که ورزش ایران را به بازیگری قابل اتکا تبدیل کرده است.

دستاوردهای ورزش پارالمپیکی؛ تولد یک جریان انسانی

با وجود آنکه ورزش معلولان از سال ۱۹۴۸ در سطح جهان فعال بود، این حوزه تا پیش از انقلاب اسلامی در داخل کشور عملاً وجود نداشت و جانبازان و معلولان از هرگونه ساختار رسمی ورزشی محروم بودند، وضعیتی که نوعی حذف اجتماعی پنهان را بازتولید می‌کرد.

پس از انقلاب، تولد و توسعه همه‌جانبه ورزش جانبازان و معلولان با تأسیس فدراسیون جانبازان و معلولین، فدراسیون نابینایان و کم‌بینایان و تشکیل کمیته ملی پارالمپیک به‌عنوان نهادی مستقل، یکی از برجسته‌ترین دستاوردهای انسانی ورزش ایران رقم خورد.

توسعه بی‌سابقه رشته‌های پارالمپیکی و احداث بیش از ۴۰ مجموعه اختصاصی ورزش جانبازان و معلولان در سراسر کشور، نشان می‌دهد که این حوزه از یک اقدام حمایتی نمادین به یک جریان پایدار، سازمان‌یافته و افتخارآفرین ملی تبدیل شده است.

ورزش بانوان؛ از حذف تاریخی تا تثبیت جهانی

رشد و توسعه همه‌جانبه ورزش بانوان پس از انقلاب اسلامی، یکی از عمیق‌ترین تحولات ساختاری ورزش کشور است، تحولی که با ایجاد ساختارهای ویژه بانوان در قالب معاونت، مدیریت و نایب‌رئیس در وزارت ورزش و جوانان، کمیته‌های ملی، فدراسیون‌ها، انجمن‌ها و هیأت‌ها نهادینه شد.

فعالیت ورزش زنان در ۵۲ فدراسیون و هفت انجمن مستقل، افزایش تعداد مربیان زن از ۳۲ نفر در سال ۱۳۵۷ به ۲۸۱ هزار و ۱۸۰ نفر و داوران زن از ۱۰ نفر به ۱۴۹ هزار و ۷۰ نفر تا نیمه نخست ۱۴۰۴، نشان‌دهنده شکل‌گیری بدنه عظیم انسانی و تخصصی در ورزش بانوان است.

افزایش کرسی‌های بین‌المللی بانوان از ۱۵ به ۱۱۱ مورد و نخستین حضورهای تاریخی در المپیک، پارالمپیک، بازی‌های آسیایی و پاراآسیایی با ده‌ها مدال طلا، نقره و برنز، ثابت می‌کند که ورزش بانوان ایران از مرحله اثبات وجود عبور کرده و به سطح رقابت پایدار جهانی رسیده است.

آنچه امروز از ورزش ایران مشاهده می‌شود، نه حاصل رشد طبیعی و تدریجی، بلکه نتیجه یک تغییر بنیادین در نگرش حاکمیتی به مقوله ورزش به‌عنوان ابزار توسعه، عدالت و قدرت نرم است. مقایسه شاخص‌ها به‌روشنی نشان می‌دهد که ورزش پس از انقلاب اسلامی از یک ساختار محدود، نخبه‌گرا و کم‌اثر، به منظومه‌ای فراگیر با پوشش ملی، حضور روستایی، مشارکت میلیونی و نقش‌آفرینی بین‌المللی بدل شده است. گسترش زیرساخت‌ها، تقویت نهادهای تخصصی، توجه به ورزش بانوان و پارالمپیکی و تثبیت جایگاه ایران در مجامع جهانی، همگی بیانگر آن است که ورزش در جمهوری اسلامی ایران دیگر یک حوزه فرعی نیست، بلکه بخشی از راهبرد کلان کشور برای سرمایه اجتماعی، هویت ملی و تعامل فعال با جهان به شمار می‌آید.

منبع: برنا

منبع خبر


مسئولیت این خبر با سایت منبع و جالبتر در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

خبر ورزشی

..

.

تازه ها

آخرین دیدگاه‌ها
advanced-floating-content-close-btn
advanced-floating-content-close-btn