سفر در زمان؛ خاطرات ناصرالدینشاه: قرار نانی برای فقرای قم گذاشتم، صدوپنجاه خروار غله دادیم
بیا بازی ببین روبلاکس | با دوستم رفتیم گرنی، ولی انتظار اینو نداشتیم! ماینکرفت | برگشتیم به ندر… | بقا با رفقا قسمت ۸ روبلاکس | ترس تو وجودمون رخنه کرد… | Silent Mansion ماینکرفت | سه نوب یه عمارت لاکچری ساختن! | بقا با رفقا قسمت ۷ روبلاکس | هر دری که باز کردیم
بیا بازی ببین
ناصرالدینشاه قاجار در خاطرات روز پنجشنبه ۲۵ ذیقعده ۱۲۸۷ (۲۷ بهمن ۱۲۴۹) نوشت: در قم توقف شد، مثل دیروز بعدازظهر به زیارت رفتم و برگشتم. شب بعد از شام مردانه شد، عکاسباشی و غیره آمدند – سیاچی میاچی. عصری معیرالممالک آمده بود از طهران، دیده شد. بعد از شام از بینیِ من – در وقت دست شستن – خون آمد. از دماغ انیسالدوله هم خون زیادی آمد. امروز هم از بینیِ انیسالدوله خون زیادی آمده بود. پیشخدمتها که آمدند، بعد رفتم اندرون قدری گشتم؛ الی دم در رفتم، با باشی و کوچولو [به] چادرِ زنها رفتم. باز آمدم بیرون خیلی نشستیم. عکاسباشی صحبت میکرد که دیشب یک زن آمده بود پیش عکاس، صحبتشان به جای نازک هم رسیده بوده است، اما عکاسباشی میگفت زنکه پنجاهساله بود.
الی ساعت پنج نشستیم، بعد خوابیدیم. معصومه…
قرار نانی برای فقرای قم گذاشتم. صدوپنجاه خروار غله دادیم که به دست آقا حسین و متولیباشی، به فقرا برسانند. الی پنجاه روز، روزی به هزاروهشتصد نفر فقیر نان مجانا بدهند. پانصد خروار گندم هم به فقرای اصفهان داده شد. میرزا سیدیوسف نایبالحکومه قم عزل شد و عباسقلیخان قاجار پسر محمدولیخان قاجار مرحوم نایبالحکومه شد.
منبع: روزنامه خاطرات ناصرالدینشاه قاجار از ربیعالاول ۱۲۸۷ تا شوال ۱۲۸۸ ق به انضمام سفرنامه کربلا و نجف، به کوشش مجید عبدامین، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ اول، زمستان ۱۳۹۸، ص ۲۹۰.
منبع: خبرآنلاین
مسئولیت این خبر با سایت منبع و جالبتر در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0