
باشگاه خبرنگاران جوان – در حالی که دستگاه تبلیغاتی رژیم پهلوی تلاش میکرد از محمدرضا پهلوی چهرهای متجدد و مشغول به امور مملکتی بسازد، خاطرات نزدیکترین یاران و اعضای گارد شاهنشاهی، تصویر دیگری را روایت میکنند. بررسی زیست پنهان شاه نشان میدهد که او نه تنها درگیر مفاسد اخلاقی گسترده بود، بلکه بخشی از بودجه مملکت و توان کلیدیترین مهرههای سیاسی کشور، صرف مدیریت «حرمسرای سیار» و روابط نامشروع او میشد؛ روابطی که گاه تا مرز متلاشی شدن کانون دربار پیش میرفت.
دختری که کاخ را به لرزه درآورد
در اوایل دهه ۵۰ شمسی، زمانی که رژیم پهلوی در اوج سرمستی ناشی از درآمدهای نفتی بود، انتشار خبر یک رابطه عاشقانه در دربار، آرامش کاخ را بر هم زد. ماجرای «گیلدا»، دختر ۱۹ سالهای که به دلیل موهای طلاییاش توسط شاه «طلا» نامیده میشد، یکی از جنجالیترین فصول کتاب فساد دربار است.
برخلاف بسیاری از روابط گذرا، شاه چنان شیفته گیلدا شده بود که او را رسماً به داخل کاخ آورد. این گستاخی تا جایی پیش رفت که صدای اعتراض فرح پهلوی که مدعی روشنفکری بود و شاهد روابط خارج از عرف شاه بود را نیز بلند کرد و منجر به درگیریهای شدید در محیط خانواده سلطنتی شد. نکته تأملبرانگیز در این میان، نقش دلالانی است که برای نزدیکی به قدرت، از اعضای خانواده خود نیز نمیگذشتند. طبق خاطرات مادر محمدرضا، گیلدا توسط پدرش (سرلشکر آزاد) و در جریان یک سفر هوایی به اصفهان، به شاه تقدیم شد تا ابزاری برای ارتقای رتبه و تقرب پدر به مرکز قدرت باشد.
وزارت دربار یا سازمان تامین «سرگرمیهای جنسی»؟
تحلیل ساختاری فساد در دوره پهلوی نشان میدهد که این موضوع، تنها یک انحراف شخصی نبود، بلکه به بخشی از «سازوکار حکمرانی» تبدیل شده بود. اسدالله علم، وزیر دربار و معتمدترین فرد به شاه، در خاطراتش به صراحت اعتراف میکند که او و شاه در جلسات خصوصی درباره معشوقههایشان گپ میزدند.علی شهبازی یکی از نیروهای گارد شاهنشاهی و سرتیم محافظ شاه، کسی که تا پایان عمر، در خارج از کشور، مغرب، پاناما، آمریکا و مصر او را ترک نکرد، در خاطرات خود، پرده از شبکهای برمیدارد که برای فساد و زنبارگی شاه فعالیت میکردند.
او معتقد است از وقتی که علم وزیر شد، در وزارت دربار «تشکیلاتی ویژه برای سرگرمی شاه درست کرده بود که اعضای آن سازمان عبارت بودند از خود علم، افسانه رام، سیروس پرتوی، امیر متقی، ابوالفتح آتابای، کامبیز آتابای، هرمز قریب، سلیمانی، سرهنگ جهانبینی، عباس حاج فرجی، حسین حاج فرجی، ابوالفتح محوی، خانم آراسته و سرهنگ اویسی، تعدادی خارجی هم با آنها همکاری داشتند. این تشکیلات یک بودجه سرسامآور داشت.» او درمورد وظیفه این تشکیلات میگوید: «کارشان این بود که خانمهای شوهردار و دختران بخت برگشته و یا همسران و دختران کسانی را که میخواستند مقامی بگیرند، برای شاه بیاورند.»
از پروین غفاری تا ستارههای هالیوود؛ تاراج بیتالمال برای هوس
یکی از مشهورترین چهرههای این فهرست، «پروین غفاری» است. دختری که توسط ارتشبد فردوست (دوست صمیمی و محرم اسرار شاه) شناسایی و به سرخحصار برده شد تا طعمه شاه شود. داستان پروین، داستانی تلخ از استثمار است؛ او که در آرزوی ملکه شدن بود، پس از بارداری از شاه، به اجبار و توسط پزشک معتمد دربار (پروفسور عدل) مجبور به سقط جنین شد و پس از مدتی که جذابیتش را برای محمدرضا از دست داد، مانند یک کالای مصرفشده از دربار رانده شد.پروین غفاری پس از پیروزی انقلاب اسلامی، خاطرات خود را در کتابی با عنوان «تا سیاهی…» منتشر کرد.
او در این اثر میگوید که «شاه چقدر موجود جلفی بوده، تا آنجا که خود به تنهایی در خیابانها به دنبال شکار دختران میافتاده است.» اما فساد اخلاقی محمدرضا پهلوی مرزهای جغرافیایی را نیز درنوردیده بود. ارتشبد حسین فردوست نیز در خاطرات خود به برخی از روابط شاه اشاره میکند. او مینویسد در جریان سفر محمدرضا به نیویورک، دو زن را به وی معرفی کرده است: «نخست گریس کلی که در آن زمان بازیگر تئاتر بود و به گفته فردوست، شاه دو بار با او ملاقات کرد و مجموعهای جواهر به ارزش تقریبی یک میلیون دلار به او هدیه داد. این بازیگر بعدها همسر پرنس موناکو شد. فرد دوم، به گفته فردوست، دختر ۱۹ ساله آمریکایی و ملکه زیبایی جهان بود که او نیز چند بار با شاه دیدار داشت و جواهراتی حدوداً به ارزش یک میلیون دلار دریافت کرد.از دیگر چهرههایی که در این دوره بهعنوان معشوقههای مشهور شاه معرفی شدهاند، گیتی خطیر است. بنا بر برخی روایتها، در آستانه ازدواج محمدرضا با فرح پهلوی، حدود یک میلیون تومان وجه نقد و تقریباً به همان میزان جواهر به او داده شد و وی راهی رم شد.
سقوط اخلاقی؛ ریشه سقوط سیاسی
عمق فاجعه اخلاقی در دربار پهلوی زمانی آشکارتر میشود که به روابط خارج از عرف شاه با اعضای خانواده خود، از جمله خواهرش اشرف، اشاره میشود. این درهمتنیدگی فساد جنسی و امتیازات اقتصادی، نشاندهنده سیستمی است که در آن «هوس» بر «قانون» و «عقلانیت» پیشی گرفته بود.شاه در دفاع از این رفتارها به علم میگفت: «اگر این سرگرمیها را نداشتیم، به کلی داغان میشدیم.» علم نیز که در فساد جنسی دست کمی از شاه نداشت در تأیید شاه گفت: «همه مردانی که مسئولیتهای خطیر به عهده دارند نیاز به نوعی سرگرمی دارند و به عقیده من مصاحبت جنس لطیف تنها چاره کارساز است.» این جملات به خوبی نشاندهنده تزلزل روحی و شخصیتی فردی است که سرنوشت یک کشور را به دست داشت. او به جای تکیه بر مردم و معنویت، آرامش خود را در «آپارتمانهای مخفی تهران» و در میان معشوقههای متعدد میجست.
منبع: فارس
مسئولیت این خبر با سایت منبع و جالبتر در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.

