
باشگاه خبرنگاران جوان – نام اقدامات تروریستیشان را «انقلاب ملی» گذاشتند، اما در واقعیت به سبک و سیاق شورشگرانی عمل میکنند که نه فقط برای کشتار مردم که برای قتل عام هویت و هر آنچه یک ملت را سرپا نگه میدارد، وارد شدهاند. رفتارهای نمایشیشان بیش از آنکه با انقلابها قابل مقایسه باشد، یادآور رفتارهای جماعتی دور از تمدن در قرن ۱۳ میلادی است که پس از حمله به ایران، علاوه برخونریزیهای گسترده، تمام نمادهای هویتی مردم ایران از جمله کتابها و کتابخانهها را آتش زدند؛ کاری که مغولها را اینگونه در تاریخ ثبت کرد.
درست یک روز بعد از شروع ماه رمضان (ماه قرآن) که حتی غیرمسلمانان در جهان نیز برای آن حرمت قائلند، اکانت علی کریمی که مدتهاست در اجاره سربازان موساد است، از قرآنسوزی سخن به میان آورد. همزمان ربع پهلوی در بیانیهای شمشیر دینستیزی را از رو بست و به شکل تهدیدآمیزی برای شیعیان خط و نشان کشید و نوشت که اگر «میخواهید در آینده ایران، در آرامش و در قالبی غیرسیاسی و شخصی، مناسک دینی خود را دنبال کنید»، باید به «مبارزه» با جمهوری اسلامی برخیزید. این پیام تهدیدآمیز پیوست همان پست قرآنسوزی علی کریمی بود. روی دیگر پیام پهلوی این است که اگر شیعیان در مبارزه با ایران با او همراهی نکنند، حتی در «قالبی غیرسیاسی و شخصی» هم اجازه انجام مناسک دینی را نخواهند داشت.
این البته موضوع پیچیده و عجیبی نیست. مردم ایران در ۱۸ و ۱۹ دیماه به چشم دید این جماعت با فراخوان چه کس و کسانی به خیابان آمدند و مساجد و حسینیهها را به آتش کشیدند و جانهای پاک را گرفتند. حرکتی که آنها نامش را انقلاب گذاشتهاند در بهترین حالت، یک کپی ناقص از چیزی است که مغولها در قرن ۱۳ بر سر ایرانیان و جهان آوردند. امری که نشان میدهد آنچه در حال وقوع است نه یک انقلاب که یک جنگ علیه جان، دین و اعتقادات مردم است که با ادعاهای شاذ به دنبال تئوریزه کردن این خشونت علیه ریشههای هویتی مردم، هستند.
هویتزدایی از مردم به نام مبارزه
خشونت سازمانیافتهای که در ۱۸ و ۱۹ دیماه در خیابانهای ایران به نمایش درآمد علاوه بر، برساختگی یک ویژگی عینی و روشن داشت و آن خشونتطلب بودن این جریان بود. خشممحور بودن ویژگی بارز این جماعت است؛ به این معنی که از تمام ابزارها برای افزایش خشونت در خیابان و تحریک مردم به دست زدن به خشونت، استفاده کرده و میکنند. نکته حائز توجه در مورد این جریان برساختشده وابسته به موساد آن است که آنها به دنبال عادیسازی همین خشونت هستند که خشونت در تمام سطوح، حتی علیه زندگی عادی مردم، اعمال میشود. در عین حال این خشونت رخداده را در قالب مبارزه علیه حکومت به جامعه قالب میکند، حال آنکه در نگاهی واقعی، این جنس خشونت با اصول اساسی یک انقلاب در تعارض است. آنچه در ۱۸ و ۱۹ دیماه در خیابان رخ داد اثبات کرد که اساس کار این جریان خشونتطلب بر دینزدایی از هویت ملی بنا شده است. آتش زدن مساجد، حسینیهها و قرآنسوزی، اثبات میکرد که این جماعت بیش از آنکه برای مبارزه با حکومت به خیابان آمده باشد، در حال مبارزه علیه دین و توهین به مقدسات مردم هستند.
کریمی؛ سرباز موساد در جنگ علیه مقدسات
جالبترین خبرهای روز
- توییت عجیب ترامپ در مورد مشهد؛ بیبیسی: ترامپ دروغ میگوید!
- سود سهام عدالت به حساب بیش از ۴۴ میلیون نفر واریز شد
- حداقل حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی ۲۳.۷۹۰.۰۰۰ تومان شد
با در نظر گرفتن این ویژگیها، رویهای که اکانت علی کریمی در شبکههای اجتماعی علیه مقدسات مردم در پیش گرفته و ربع پهلوی هم آن را ادامه داده، چندان عجیب به نظر نمیرسد. این اکانت که در جریان اتفاقات ۱۴۰۱ با تغییر ادبیات و رویکرد، کاملاً در اختیار موساد قرار گرفت حالا صراحتاً علیه مقدسات دینی مردم، مواضعی مطرح کرده و دست فرمان شکاف میان هویت دینی و ملی را که در روزهای پیش از فراخوان علیه برخی از این جماعت در پیش گرفته شده بود را به شکلی عریانتر در پیش گرفته است. این اکانت، روز پنجشنبه همزمان با شروع ماه رمضان، نوشت: «اعدام هر یک نفر، مساوی است با سوزاندن یک قرآن» این ادعا به همین جا ختم نشد، علی کریمی در صفحه اینستاگرامش هم پستی با این عنوان که «من مسلمان نیستم» منتشر کرد. توهین علنی به مقدسات مردم و تلاش برای دوگانهسازی میان هویت دینی و ایرانی، چند معنا داشت.
ادعای اکانت علی کریمی در مورد قرآن سوزی، اثبات کرد که آنچه در ۱۸ و ۱۹ دیماه رقم خورده، مستقیماً با هماهنگی و طرحریزی پیشینی صورت گرفته است و اقدامی خودجوش نبوده است. اکانت علیکریمی به طور ضمنی، مسئولیت قرآنسوزیها و مسجدسوزیها را متوجه جریان صهیونپهلویسم دانست و روشن کرد که این اقدام نه از جانب مردم که از جانب جریان وابسته به موساد، انجام شده است.
توهین مستقیم به قرآن و مقدسات و در کنار آن برجسته کردن برخی نمایههای ملی تلاشی برای ایجاد شکاف میان هویت ملی و دینی مردم است که اکانت علیکریمی هم در این مسیر حرکت کرد. نکتهای که طرحریزان این پروژه به آن توجه نمیکنند این است که این دو هویت هیچ زمان از یک دیگر جدا نبوده و در طول تاریخ در هم تنیده بودند. تلاش برای ساخت این دوگانه واهی ناشی از عدم شناخت دقیق طراحان از هویت ریشهدار مردم ایران است.
توهین آشکار به مقدسات مردم آن هم در اولین روز ماه رمضان از پروژهای کلانتر و بزرگتر حکایت دارد که در اتاق فکرهای موساد طراحی شده است. در جنگ چندجانبهای که اتاق فکرهای موساد و آمریکا علیه ایران طراحی کردند، تنها هدفگذاری گرفتن تلفات جانی و مالی نیست، بلکه تحقیر جامعه ایرانی و نابودی هویت آنها، هدف نهایی است. در این طرحریزی، علی کریمی، احسان کرمی، برزو ارجمند و دیگران تنها بازیگران پروژه هستند. آتش زدن قرآن، مساجد و حسینیهها توهین و تحقیری عیان علیه هویت مردم ایران که در اتاق فکرهای موساد طرحریزی شده است. پیامی که علی کریمی در توییترش منتشر کرد اثباتکننده این پروژه است که این جنگ علیه ویژگیهای هویتی و مقدسات مردم اعمال شده است.
کتابسوزهای نوین
کتابسوزی پدیده عجیبی در تاریخ نیست. در نگاه به رویدادهای تاریخی دو گروه این اقدام را بهخوبی انجام دادند؛ ۱. مغولها ۲. نازیها
مغولان که قومی به دور از فرهنگ و تمدن بودند، از آتش زدن کتابخانهها برای نمایش قدرت و ترساندن مردم استفاده میکردند؛ اما با تخریب زیرساختهای فرهنگی آسیبهای زیادی در جریان یورششان به ایران زدند.
نازیها، اما این اقدام را آگاهانه و با هدف نابودی هر عقیدهای به جز نژادی که آنها آن را نژاد برتر میدانستند، انجام دادند.
اقداماتی که جماعت پهلویچی به اسم مبارزه انجام دادند بیش از آنکه به استانداردهای یک انقلاب شباهت داشته باشد، شبیه به اقداماتی است که مغولها و نازیها در تاریخ انجام دادند و نام خود را بهعنوان «کتابسوزها» ثبت کردند. آتش زدن کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در نیشابور و سوختن ۱۷ هزار جلد کتاب در کانون و آتش گرفتن کانون پرورش فکری در بندرعباس رویدادهایی هستند که نام جماعت صهیونپهلویسم را در کنار مغولها و آداب کتابسوزیشان ثبت میکند. در کنار این اتفاق اگر کتابسوزیها علیه کتاب مقدس میلیونها مسلمان را در نظر بگیریم، ماجرا از این هم فاجعهبارتر میشود. اکانت علی کریمی بهعنوان بخشی از جماعت صهیوپهلویسم، این واقعیت عریان را فریاد زد که آنان نه شورشگرند، نه انقلابی و نه آنچه انجام میدهند جنبشی انقلابی است. بلکه در بهترین حالت با یک حرکت طرحریزیشده فاشیستی علیه هویت، امنیت، آرامش و زندگی عادی مردم مواجهیم که در خدمت اتاق فکرهای موساد، تخریب مقدسات و نمادهای هویتی را در دستور کار اصلی خودشان قرار دادهاند. نکته عجیبتر آنکه قرآنسوزی و سوزاندن مساجد، تنها توهین به مقدسات ایرانیان و نظام سیاسی ایران نبود، بلکه هتک حرمتی علیه باورها و مقدسات میلیونها مسلمان در اولین روزهای شروع ماه مبارک رمضان بود.
چهرۀ واقعیتان را به مردم نشان دادید
این حجم از خشونت عریان برخلاف تصور آنها، این حقیقت را برای مردم و طبقات مختلف جامعه روشن میکند که آنچه در جریان است، نسبتی با خواست و نیازهای آنها ندارد. این جماعت خشونت علیه ملت ایران را در تمام سطوح به اعلیدرجه خود رساندهاند و در حال تئوریزه کردن آن هستند. همین واقعیت موجب پسزدگی و مرزگذاری مردم با این جریان شبهتروریست داعشمسلک شده و میشود.
ادای انقلاب را هم بلد نیستید
علی کریمی و دیگر جماعت پهلویچی که خود را لیدرهای جریان انقلابی معرفی میکنند، در واقعیت از اصل اولیه و اساسی یک انقلاب فرسنگها فاصله دارند. یک گزاره غیرقابل انکار آن است که انقلابها، چون به فکر سرنگونی یک نظام حکمرانی هستند، تمام تلاششان را میکنند تا جای ممکن اقشار مختلف آن جامعه را به سمت خود جذب کنند، اختلافات را به حداکثر برساند تا بتوانند با پشتوانه مردمی آنچه میخواهند را رقم بزنند، اما جماعت پهلویچی با توهین به مقدسات مردم عملاً مسیر کودتا را در پیش گرفتند. آنها با اقدامات خشونتبار و حداکثری و بدون جذب توده مردم به دنبال براندازی در حکومتاند.
در این میان یک واقعیت اساسی را نیز نادیده میگیرند؛ انقلاب اسلامی با همراهی و همکاری گروههای روشنفکری مثل علی شریعتی، علی مطهری، جلال آلاحمد در کنار گروههای دینی توانست حرکت عظیم انقلاب را رقم بزند و مبنا نیز بر جذب حداکثری و همچنین اجتناب از خشونت بود. شاید مرور تاریخ برای جماعتی که این روزها مدعی مبارزه با انقلاب مردم ایران است خالی از لطف نباشد؛ اولین وجه اساسی انقلاب اسلامی که آن را در تاریخ به پدیدهای کمنظیر تبدیل کرده، اجتناب از خشونت است، انقلاب ایران با اتکا به خشونت و استفاده از سلاح به پیروزی نرسید بلکه مبنا را برجذب مردم و اتکا به قدرت بدنه عمومی جامعه گذاشت، علت آن هم روشن بود درصورتیکه مبارزه به سمت فاز مسلحانه برود، کشته شدن مردم اجتنابناپذیر است و در این فقره هم متضرر اصلی مردم خواهند بود. نکته اساسی که به نظر میرسد دشمنان ایران آن را نمیدانند این است که برداشت سیاسی از اسلام و طرحریزی یک حکومت برمبنای قواعد اسلامی درست در هنگامه مبارزه با کمونیسم که به دنبال حذف باورهای دینی بود متولد شد به این معنا که هرزمان که جهان به سمت به حاشیه بردن مقدسات اسلامی حرکت کرد، نتیجهای عکس گرفت. واقعیت پروژهای که این روزها به اسم انقلاب ملی با همراهی پهلویچیها و با هدایت موساد پیش گرفته میشود نیز همان تلاشی است که پیش از این بزرگان انقلاب ۴۷ سال گذشته با آن مبارزه کردند و برخلاف مشی و منش خشونتطلب و هویتستیز این جماعت صهیونپهلویسم، قدم در مسیر توهین به مقدسات و باورهای عامه مردم، آسیب به اموال مردم و ریختن خون انسانهای بیگناه نگذاشتند.
منبع: فرهیختگان
مسئولیت این خبر با سایت منبع و جالبتر در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.

