آزادگان؛ بخت نجات پارس جنوبی در پیچ تأخیر و بلاتکلیفی‌ها

در غرب کارون جایی که مرزهای جغرافیایی روی نقشه با جریان پنهان نفت در اعماق زمین هم‌پوشانی دارد میدان مشترک آزادگان به‌عنوان بزرگ‌ترین ذخیره نفتی مشترک کشور در موقعیتی حساس و تعیین‌کننده قرار گرفته است؛ موقعیتی که در آن هر روز تأخیر در توسعه مستقیماً به معنای کاهش سهم برداشت ایران و تقویت طرف مقابل است.

آزادگان با ذخایر درجای چند ده میلیارد بشکه‌ای و ظرفیت بالقوه تولید که در سناریوهای توسعه کامل می‌تواند به بیش از ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار بشکه در روز برسد مهم‌ترین میدان مشترک نفتی ایران است. با این حال سطح تولید فعلی این میدان فاصله قابل‌توجهی با ظرفیت واقعی دارد و این شکاف نشان‌دهنده عقب‌ماندگی در توسعه است.در حالی که طرف مقابل در بخش متناظر این میدان با سرعت بیشتری در حال برداشت است هر سال تأخیر یعنی از دست رفتن میلیاردها دلار درآمد بالقوه که این عدد در مقیاس کلان مستقیماً تراز ارزی کشور را تحت فشار قرار می‌دهد.

پس از سال‌ها تأخیر پیاپی در توسعه یکی از مهم‌ترین میادین نفتی کشور سرانجام در اسفند ۱۴۰۲ قرارداد توسعه یکپارچه میدان مشترک آزادگان به ارزش ۱۱.۵ میلیارد دلار میان شرکت ملی نفت ایران و شرکت دشت آزادگان اروند با مشارکت چند شرکت امضا شد. این عدد در نگاه اول از یک برنامه جدی برای افزایش تولید خبر می‌دهد اما مسئله اصلی نه بزرگی سرمایه بلکه نحوه هزینه‌کرد و مدل اجرای آن است موضوعی که می‌تواند تعیین‌کننده موفقیت یا تکرار چرخه ناکارآمدی‌های گذشته باشد.

در پنجم آذرماه ۱۴۰۴ در جلسه‌ای به ریاست رئیس‌جمهور روند توسعه میدان آزادگان بررسی و یک ضرب‌الاجل دو هفته‌ای برای تعیین تکلیف پروژه تعیین شد. ضرب‌الاجلی که قرار بود گره کار را باز کند اما با گذشت روزها نه‌تنها گرهی باز نشد بلکه مهلت‌ها یکی پس از دیگری تمدید شد. بانک‌های سهام‌دار که مسئول تأمین مالی بودند نتوانستند منابع اولیه را فراهم کنند و در نهایت در میانه دی‌ماه قرارداد توسعه به‌صورت مشروط تنفیذ شد. تنفیذی که خود وابسته به تأمین حدود ۸۰۰ میلیون دلار آورده اولیه بود و دوباره یک مهلت جدید برای آن تعیین شد.

اکنون بیش از دو ماه و نیم از آن تصمیم گذشته و همچنان ابهام پابرجاست. نه خبری روشن از تأمین مالی اولیه منتشر شده و نه نشانه‌ای از پیشرفت واقعی پروژه دیده می‌شود. پروژه‌ای که در این مدت حتی یک گام عملی جدی برنداشته حالا در وضعیتی معلق قرار دارد؛ میان قراردادهایی که تمدید می‌شوند مهلت‌هایی که تکرار می‌شوند و زمانی که بی‌وقفه از دست می‌رود.

بنگاه‌داری در پروژه نفتی؛ وقتی نقش‌ها جابه‌جا می‌شوند

در ساختار تعریف‌شده برای توسعه این میدان ورود چندین بانک به‌عنوان محور پروژه از ابتدا با یک اشکال جدی و ساختاری همراه است. بانکهایی که به‌طور ذاتی نهادهایی برای تأمین مالی و مدیریت منابع پولی هستند نه بازیگری برای راهبری و اجرای پروژه‌های پیچیده در صنعت نفت. سپردن نقش هدایت چنین طرحی به بانک‌ها به‌معنای نادیده گرفتن مرز روشن میان وظایف مالی و مسئولیت‌های اجرایی است.

جالبترین خبرهای روز

توسعه یک میدان مشترک صرفاً یک پروژه مالی نیست. یک مأموریت کاملاً تخصصی در حوزه مدیریت مخزن، حفاری، بهره‌برداری و بهینه‌سازی تولید است. در الگوهای حرفه‌ای جهانی هدایت چنین پروژه‌هایی بر عهده شرکت‌های E&P (اکتشاف و تولید) قرار دارد. مجموعه‌هایی که با تکیه بر تجربه عملیاتی، دانش فنی و توان مدیریت ریسک مخزن، مسیر توسعه را پیش می‌برند.

در مقابل ورود بانک به این سطح از اجرا به‌معنای حضور یک نهاد غیرتخصصی در قلب تصمیم‌گیری‌های فنی است.در ساختار تعریف‌شده برای توسعه میدان آزادگان یک تناقض جدی به چشم می‌خورد تناقضی میان آنچه به‌عنوان سیاست کلان بر پرهیز از بنگاه‌داری تأکید شده و آنچه در عمل در حال شکل‌گیری است.

تجربه داخلی؛ ظرفیت‌هایی که در دل تحریم نادیده گرفته می‌شوند

در سال‌هایی که صنعت نفت ایران زیر فشار مستقیم و بی‌وقفه تحریم‌ها قرار داشته این شرکت‌های اکتشاف و تولید (E&P) داخلی بوده‌اند که پروژه‌ها را زنده نگه داشته‌اند. حفاری را متوقف نکرده‌اند، توسعه میادین را پیش برده‌اند و اجازه نداده‌اند چرخ تولید از حرکت بایستد. این شرکت‌ها فقط دانش فنی ندارند بلکه تجربه واقعی کار در سخت‌ترین شرایط را با خود دارند. تجربه‌ای که امروز یک مزیت حیاتی و غیرقابل جایگزین برای صنعت نفت کشور است.

با این حال در مدل فعلی توسعه میدان آزادگان همین ظرفیت‌های آزموده به حاشیه رانده شده‌اند. شرکت‌هایی که در اوج تحریم بار اصلی پروژه‌ها را به دوش کشیدند امروز از نقش‌های کلیدی کنار گذاشته شده‌اند. در حالی که می‌توانستند به‌عنوان اپراتور محور اصلی اجرای پروژه باشند.

سرمایه ای که می‌توانست بحران گاز را حل کند

اگر توسعه میدان به شرکت‌های توانمند E&P سپرده می‌شد، تولید سریع‌تر به نتیجه می‌رسید و درآمدهای حاصل می‌توانست دقیقاً در همان نقطه‌ای هزینه شود که امروز بیشترین نیاز کشور است. این درآمدها می‌توانست مستقیماً صرف پروژه‌های فشارافزایی، به‌ویژه در پارس جنوبی شود؛ جایی که افت فشار، زنگ خطر کاهش تولید را به صدا درآورده است. نادیده گرفتن این مسیر، به‌معنای از دست دادن یک فرصت مهم است.

انتهای پیام/

منبع خبر


مسئولیت این خبر با سایت منبع و جالبتر در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

advanced-floating-content-close-btn
advanced-floating-content-close-btn