کد خبر : 446438
تاریخ انتشار : دوشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۷:۱۲

روایت رهبر انقلاب از بانویی که پشت میله‌ها هم برایش سفره چید

روایت رهبر انقلاب از بانویی که پشت میله‌ها هم برایش سفره چید

باشگاه خبرنگاران جوان – برای چهارمین بار بود که زندانی ‌شد. با رسیدن ماه رمضان، دلش غرق شادی شد؛ چون از کودکی این ماه را دوست ‌داشت. در فضای سرد و بی‌روح سلول، وقت اذان مغرب که شد، خبری از سفره افطار نبود. نمازش را خواند. آن لحظات شادی‌آور و فرح‌افزای سر سفرهی افطار در کنار خانواده،

باشگاه خبرنگاران جوان – برای چهارمین بار بود که زندانی ‌شد. با رسیدن ماه رمضان، دلش غرق شادی شد؛ چون از کودکی این ماه را دوست ‌داشت. در فضای سرد و بی‌روح سلول، وقت اذان مغرب که شد، خبری از سفره افطار نبود. نمازش را خواند. آن لحظات شادی‌آور و فرح‌افزای سر سفرهی افطار در کنار خانواده، با سماوری که در برابرشان می‌جوشید، در خاطرش گذشت.
بیش از هر چیز یاد «ماقوت» افتاد؛ دسر سنتی مشهدی که از آب و نشاسته و شکر تهیّه می‌شود و به شیوه خاصی آن را می‌پزند. همسر او نیز در پختن آن، همانند پختن سایر غذاها، به‌خوبی وارد بود. ناگهان به خود بازآمد و از خداوند مغفرت طلبید. شاید این گرسنگی بود که خاطرات یاد شده را در ذهنش برانگیخت. شاید هم علّت، تنهایی بود. به هر حال باید صبر کرد. نیم ساعت پس از مغرب، یک فنجان چای به دست آورد. مدتی بعد شام آوردند که به خاطر نامرغوبی، دل بدان رغبت نمی‌کرد. اما قدری از آن را خورد و بقیه را برای سحری گذاشت. در سحر هم مابقی آن را با اکراه خورد، زیرا این غذا از اصل نامطبوع بود و بعد از مانده شدن نیز نامطبوع‌تر شده بود. نخستین روز بر این منوال گذشت. (دهم آبان، اول ماه مبارک رمضان)
 

غافلگیری در روز دوم

سپیده روز دوم که دمید، اتفاقی غیرمنتظره رخ داد. نگهبان زندان بسته‌ای را پشت در سلول گذاشت. وقتی بسته باز شد، بوی خانه در فضای سلول پیچید؛ انواع غذاهای مطبوع افطار در چند بشقاب که برای چند نفر کافی بود. خانم خجسته، همسرش، توانسته بود راهی برای رساندن سفره خانگی به پشت میله‌ها پیدا کند. این اقدام که تا پایان ماه رمضان هر روز تکرار شد، فراتر از تأمین غذا، پیامی از حضور بانویی بود که بیرون از دیوارها، سنگر خانواده را در غیاب همسر مبارزش حفظ کرده بود.

آغاز یک پیوند در پاییز ۴۳

این روحیه پایداری، ریشه در پیمانی داشت که شش سال قبل از آن زندان، در اوایل پاییز ۱۳۴۳ بسته شده بود. «سیدعلی خامنه‌ای و خانم خجسته پیوند زناشویی بستند. خطبه عقد توسط آیت الله میلانی خوانده شد. از این زمان، همدم، همسر و همراهی تازه، که هفده بهار بیش نداشت، پا به دنیای آقای خامنه‌ای گذاشت که در همه فرودهای سرد و سخت زندگی سیاسی و شاید تک فرازهای آن در آن روزگار، یاری غم خوار و دوستی مهربان بود.»
پس از عقد و پیش از هم خانه شدن، نوعروس باخبر شد که همسر ۲۵ساله‌اش پا در میدان مبارزه دارد. «شاید اولین روزها و… یا هفته‌های پیوندمان بود، مسائل سیاسی من به وسیله خودم برای ایشان مطرح شد… شاید قبلاً هم می‌دانستند که من توی این مسائل سیاسی هستم، لکن مرا به چشم طلبه ای… که مورد توجه و علاقه… بزرگان و اساتید… هستم… نگاه می‌کردند.» نخستین خانه این زوج، منزل شوهرخواهر آقای خامنه‌ای بود. دو اتاق از شیخ علی تهرانی اجاره کردند. «چند ماهی منزل خواهرم بودیم…آقاشیخ علی آقا ماهی ۵۰-۶۰ تومان از ما اجاره می‌گرفت. البته دغدغه‌ای نداشتم، چون او فشاری نمی‌آورد.»
 

 «شاید دیگر برنگردم»

آزمون اصلی درست چند هفته پس از ازدواج فرا رسید؛ زمانی که امام خمینی (ره) بازداشت و به ترکیه تبعید شد. در آن روزهای پرالتهاب آبان ۴۳، آقای خامنه‌ای که در جلسات مخفی علمای مشهد حضور داشت، با صراحت به همسرش گفت: «باید بروم… و ممکن است… دیگر برنگردم؛ یا زندانی شوم، یا ما را بکشند.» پاسخ خانم خجسته، اطمینان‌بخش بود. او که تا آن زمان همسرش را تنها یک طلبه فاضل و مورد توجه اساتید می‌دید، حالا خود را برای رویارویی با خطرات جدی آماده کرد. رهبر انقلاب درباره آن لحظه می‌گوید: «دیدم آدم قرصی است و آماده است که این حوادث را پذیرا باشد.»

مدیریت بحران در خانه

در طول سال‌های مبارزه تا پیروزی انقلاب در سال ۱۳۵۷، خانه این زوج محل رفت‌وآمد چهره‌های حساس سیاسی و اعضای گروه‌های مخفی بود. خانم خجسته با وجود آنکه از جزئیات فعالیت‌ها نمی‌پرسید تا امنیتِ کار حفظ شود، اما از نحوه ترددها می‌فهمید که همسرش درگیر مسائل خطیری است. ایشان درباره آن دوران دشوار می‌گوید: «فکر می‌کنم بزرگترین نقش من حفظ جو آرامش در خانه بود؛ طوری که ایشان بتوانند با خیال راحت به کارشان ادامه دهند. من سعی داشتم تا ایشان را از نگرانی در مورد خود و فرزندانم دور نگه دارم.»
زندان رفتن‌ها، دربه دری‌ها و تعقیب و گریز ها، انزوا، سکوت، تبعید و دیگر رخدادها نشان داد که سنگینی سقف این زندگی مشترک روی ستون‌های صبر و پایداری این بانو قرار دارد؛ بانویی که از خانواده‌ای دارا به همسری طلبه‌ای درآمده بود و با حوادث زندگی با گشاده رویی برخورد می‌کرد و مرد خانواده را در ادامه راهی که بدان ایمان داشت و پای می‌فشرد استوارتر کرد. 
منبع: فارس

منبع خبر


مسئولیت این خبر با سایت منبع و جالبتر در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

..

.

تازه ها

advanced-floating-content-close-btn
advanced-floating-content-close-btn