کد خبر : 447649
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۹:۴۳

چرا اعتراضات در ایران سریعاً به خشونت کشیده می‌شود؟

چرا اعتراضات در ایران سریعاً به خشونت کشیده می‌شود؟

باشگاه خبرنگاران جوان – تحولات سیاسی و اجتماعی در ایران طی دهه گذشته نشان‌دهنده تغییر ماهیت نگران‌کننده‌ای در الگوی اعتراضات است.آنچه امروز در کف خیابان‌ها شاهد آن هستیم، نه یک فرآیند دموکراتیک برای بیان مطالبات، بلکه اجرای دقیق و مرحله‌به‌مرحله‌ یک سناریوی امنیتی-نظامی است که در اتاق‌های فکر سرویس‌های اطلاعاتی غربی طراحی شده است. در

باشگاه خبرنگاران جوانتحولات سیاسی و اجتماعی در ایران طی دهه گذشته نشان‌دهنده تغییر ماهیت نگران‌کننده‌ای در الگوی اعتراضات است.آنچه امروز در کف خیابان‌ها شاهد آن هستیم، نه یک فرآیند دموکراتیک برای بیان مطالبات، بلکه اجرای دقیق و مرحله‌به‌مرحله‌ یک سناریوی امنیتی-نظامی است که در اتاق‌های فکر سرویس‌های اطلاعاتی غربی طراحی شده است. در واقع «خشونت» در ناآرامی‌های ایران، نه یک عارضه جانبی، بلکه «هدف اصلی» است. چرخه‌ای که با مهندسی دقیق آغاز می‌شود تا با از بین بردن مشروعیت سیاسی داخلی و خارجی نظام جمهوری اسلامی، بستر نهایی را برای «مداخله نظامی مستقیم» و پیاده‌سازی مدل‌هایی نظیر لیبی یا سوریه در جغرافیای ایران فراهم آورد.

آناتومی خشونت؛ چرا اعتراضات در ایران «آتشین» می‌شود؟

نخستین پرسشی که هر تحلیل‌گر منصفی باید به آن پاسخ دهد، تفاوت ماهوی اعتراضات در ایران با سایر نقاط جهان است. در بسیاری از کشورها (حتی کشورهای اروپایی نظیر فرانسه)، اعتراضات ماه‌ها به طول می‌انجامد اما غالباً در چارچوب نافرمانی مدنی باقی می‌ماند. اما در ایران، فاصله زمانی بین سر دادن نخستین شعار تا آتش زدن بانک، آمبولانس و حمله به مراکز نظامی، گاهی به کمتر از چند ساعت می‌رسد. این شتاب حیرت‌انگیز در رادیکالیزه شدن فضا، طبیعی نیست و نمی‌توان آن را صرفاً به خشم انباشته اجتماعی تقلیل داد.

سه عامل کلیدی در این تسریع خشونت نقش ایفا می‌کنند:

۱. نقش مستقیم سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه: شواهد میدانی نشان می‌دهد که هدایت هسته‌های اولیه آشوب مستقیماً توسط رابطین سرویس‌های اطلاعاتی متخاصم صورت می‌گیرد. هدف آن‌ها تبدیل سریع «اعتراض» به «اغتشاش» است تا امکان هرگونه دیالوگ داخلی مسدود شود.

۲. عملیات روانی و جنگ شناختی: بمباران رسانه‌ای که خشونت را تقدیس می‌کند و با تکنیک‌های «خشم‌افزایی»، معترضین را به سمت اقدامات انتحاری و تخریبی سوق می‌دهد.

جالبترین خبرهای روز

۳. بازیگران میدانی آموزش‌دیده: تفاوت اصلی آشوب‌های اخیر، حضور عناصر «سازمان‌دهی شده» است. نحوه تخریب‌ها، شیوه درگیری با پلیس و استفاده از ابزارهای خاص، نشان‌دهنده آموزش‌های چریکی و شبه‌نظامی است که گروه‌هایی نظیر پژاک، کومله و سازمان منافقین در کمپ‌های خود به نیروهای میدانی منتقل کرده‌اند.بنابراین، حتی اگر تجمعی با نیت کاملاً مسالمت‌آمیز شکل گیرد، عنصر «خارجی و غیرایرانی» به عنوان کاتالیزور عمل کرده و ماهیت آن را تغییر می‌دهد. این یک «آشوب نیابتی» است که بر بستر نارضایتی عمومی سوار می‌شود.

«کشته‌سازی» و دکترین مشروعیت‌زدایی

در قلب این پروژه ویرانگر، تاکتیکی شوم به نام «کشته‌سازی» قرار دارد. از سال ۱۳۹۶ بدین سو، این تاکتیک از یک اقدام پراکنده به یک «دکترین عملیاتی» برای سرویس‌های بیگانه تبدیل شده است. منطق این دکترین ساده اما وحشتناک است: «خون بریز تا مشروعیت درو کنی.»عوامل میدانی گروهک‌های تجزیه‌طلب و تروریستی با نفوذ در میان جمعیت، با استفاده از سلاح‌های گرم و سرد (که بعضاً مشابه سلاح‌های سازمانی نیروهای مدافع امنیت است)، اقدام به ترور کور شهروندان و حتی معترضین می‌کنند. هدف از این اقدام دوگانه است:

در بعد داخلی: ایجاد حس انتقام و نفرت در جامعه. وقتی جوانی در خیابان کشته می‌شود، خانواده و اطرافیان او فارغ از حقیقت ماجرا، نظام حاکم را مسئول می‌دانند. این خون ریخته شده، بنزینی است بر آتش احساسات عمومی که عقلانیت را می‌سوزاند و راه را برای خشونت متقابل باز می‌کند.

در بعد خارجی: تهیه خوراک برای ماشین عظیم رسانه‌ای غرب. تصاویر اجساد و مراسم تدفین، ابزاری قدرتمند برای «اهریمن‌سازی» از حکومت ایران در مجامع بین‌المللی است. هدف نهایی در اینجا، اقناع افکار عمومی جهان برای پذیرش ضرورت برخورد سخت با ایران است.

کاتالیزور چرخه خشونت و تسلیح عمومی

کشته‌سازی تنها برای بدنام کردن نظام نیست؛ بلکه کارکرد عملیاتی مهم‌تری دارد و آن «مشروعیت‌بخشی به خشونت متقابل» است. زمانی که ترورهای کور توسط عوامل نفوذی انجام می‌شود، رسانه‌های بیگانه با وارونه‌نمایی حقیقت، این گزاره را به ذهن بخشی از جامعه تزریق می‌کنند که: «حکومت در حال کشتار است، پس شما حق دارید دست به سلاح ببرید».اینجاست که فاز خطرناک «جنگ داخلی» کلید می‌خورد. گروهک‌هایی مانند کومله و دموکرات که سال‌ها منتظر فرصت بوده‌اند، تحت لوای «دفاع مشروع» سلاح‌های خود را از مخفیگاه‌ها خارج کرده و وارد فاز نظامی علنی می‌شوند. حمله به مراکز نظامی، کلانتری‌ها و بسیج در همین راستا تحلیل می‌شود. آن‌ها به دنبال شکستن اقتدار امنیتی کشور و ایجاد «مناطق آزاد شده» (لکه های سیاه امنیتی) هستند تا بتوانند جغرافیای جنگ را گسترش دهند.

مارپیچ سکوت و تضعیف انسجام ملی

پیامد مستقیم و فوری این خشونت عریان، ایجاد «تردید» و «ترس» در بدنه اصلی جامعه است. اکثریتی که شاید منتقد باشند اما خواهان ویرانی کشور نیستند، در برابر حجم عظیم خشونت و رعب ایجاد شده، دچار «مارپیچ سکوت» می‌شوند.در این وضعیت، صدای اقلیتِ خشن و سازمان‌دهی شده، به عنوان صدای تمام ملت جا زده می‌شود. مردمی که نگران امنیت جانی و مالی خود هستند، از صحنه کنشگری عقب می‌نشینند. این انفعال، خطرناک‌ترین وضعیت برای امنیت ملی است، زیرا «انسجام ملی» که سد اصلی در برابر نفوذ خارجی است، ترک برمی‌دارد.وقتی جامعه دچار قطب‌بندی شدید شد و اعتماد عمومی به توانایی نظام برای تامین امنیت خدشه‌دار گردید، حامیان نظام نیز در حمایت خود دچار تردید می‌شوند. این همان نقطه‌ای است که طراحان سناریو به دنبال آن هستند: «تنها کردن حاکمیت در برابر امواج سهمگین خارجی.»

هدف نهایی: مدل لیبی و سوریه (مداخله بشردوستانه!)

تمام آنچه گفته شد (تخریب، کشته‌سازی، رعب و وحشت) قطعات پازلی هستند که تصویر نهایی آن «مداخله نظامی خارجی» است. غرب و در رأس آن ایالات متحده آمریکا، به خوبی می‌دانند که حمله نظامی مستقیم به ایرانی که دارای انسجام داخلی و مشروعیت سیاسی است، هزینه‌های غیرقابل جبرانی دارد. بنابراین، استراتژی آن‌ها «فروپاشی از درون برای حمله از بیرون» است.سناریو به این ترتیب پیش می‌رود:

۱. تکمیل چرخه خشونت: گسترش درگیری‌ها به جنگ خیابانی و مسلحانه.

۲. مشروعیت‌زدایی کامل: معرفی حکومت ایران به عنوان حکومتی که «مردم خود را می‌کشد» (با استناد به همان پروژه‌های کشته‌سازی).

۳. اجماع جهانی: استفاده از نهادهای حقوق بشری و سازمان ملل برای صدور قطعنامه‌های تنبیهی شدید.

۴. فعال سازی مکانیسم R2P: در حقوق بین‌الملل اصلی وجود دارد به نام «مسئولیت حمایت» (Responsibility to Protect). غرب با تمسک به این اصل نمایشی، ادعا می‌کند برای حفاظت از مردم ایران در برابر حکومت، ناچار به مداخله است.

۵. منطقه پرواز ممنوع و بمباران: همان بلایی که بر سر لیبی آمد. ایجاد منطقه پرواز ممنوع و سپس بمباران زیرساخت‌های استراتژیک و نظامی کشور با هدف فلج کردن قدرت دفاعی.

تجربه لیبی پیش روی ماست؛ کشوری که با همین سناریوی اعتراض، کشته‌سازی، جنگ داخلی و سپس مداخله ناتو، نه تنها به دموکراسی نرسید، بلکه به بازارهای برده‌فروشی قرن بیست و یکم تبدیل شد و شیرازه آن برای همیشه از هم پاشید. در سوریه نیز هدف همین بود که با هوشیاری محور مقاومت و حمایت‌های میدانی، این پروژه ناتمام ماند اما هزینه‌های گزافی بر آن کشور تحمیل شد.آنچه امروز در ایران می‌گذرد، فراتر از یک اعتراض صنفی یا سیاسی متعارف است. ما با یک «جنگ ترکیبی» تمام‌عیار مواجهیم که در آن «خون شهروند ایرانی»، ابزاری برای هموار کردن مسیر بمب‌افکن‌های ناتو و ارتش آمریکاست.

پروژه «کشته‌سازی» و «تخریب گسترده»، پیش‌درآمدی برای اعلام فقدان مشروعیت سیاسی نظام در عرصه بین‌الملل و صدور مجوز حمله نظامی است. آگاهی از این سناریو، وظیفه نخبگان و رسانه‌هاست.باید درک کرد که هر گلوله‌ای که در خیابان شلیک می‌شود و هر جانی که با دسیسه سرویس‌های بیگانه گرفته می‌شود، یک قدم ما را به سناریوی وحشتناک «جنگ داخلی» و «اشغال خارجی» نزدیک‌تر می‌کند. راه مقابله با این طرح، تقویت انسجام ملی، تفکیک صف اعتراض از اغتشاش سازمان‌یافته، و برخورد قاطع با هسته‌های تروریستی است که مأموریت دارند ایران را به زمین سوخته تبدیل کنند. حفظ «ایران» و تمامیت ارضی آن، در گرو شکستن این چرخه شوم خشونت است؛ چرخه‌ای که طراحان آن نه در تهران، بلکه در تل‌آویو و واشنگتن نشسته‌اند.

منبع: فارس

منبع خبر


مسئولیت این خبر با سایت منبع و جالبتر در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

..

.

تازه ها

advanced-floating-content-close-btn
advanced-floating-content-close-btn