پیروزی از آنِ کیست؟ از توهم «براندازی حکومت» تا درخواست برای عبور از تنگه هرمز
در آغاز سال ۲۰۲۵، دولت دونالد ترامپ بار دیگر وارد کاخ سفید شد، در حالی که برنامهای سنگین از وعدههای «قاطعیت در برخورد» با جمهوری اسلامی ایران را با خود همراه داشت. در آن زمان، ادبیات رسمی واشنگتن دیگر صرفاً به سیاست «فشار حداکثری» محدود نبود، بلکه آشکارا تا مرز طرح مسئله دگرگونی ساختار سیاسی
در آغاز سال ۲۰۲۵، دولت دونالد ترامپ بار دیگر وارد کاخ سفید شد، در حالی که برنامهای سنگین از وعدههای «قاطعیت در برخورد» با جمهوری اسلامی ایران را با خود همراه داشت. در آن زمان، ادبیات رسمی واشنگتن دیگر صرفاً به سیاست «فشار حداکثری» محدود نبود، بلکه آشکارا تا مرز طرح مسئله دگرگونی ساختار سیاسی در تهران پیش میرفت؛ آن هم با این تصور که جامعه داخلی ایران زیر فشار ضربه نظامی و تحریمهای فراگیر فروخواهد ریخت.
اما چشمانداز ماه مارس ۲۰۲۶ نشاندهنده دگرگونی چشمگیری در معادلات قدرت است. بهجای آنکه جهان شاهد «سقوط حکومت» باشد؛ همانگونه که واشنگتن وعده داده بود، اکنون با دولتی در ایالات متحده روبهرو هستیم که درگیر پیچیدگیهای فنی و میدانی شده و حتی برای تضمین عبور امن یک نفتکش در آبهای خلیج فارس بهدنبال راهحلی فوری میگردد.
تنگه هرمز و فروپاشی تصور برتری مطلق نظامی
بیا بازی ببین
تحولات روزهای اخیر نشان داد که توان نظامی کلاسیک، هر اندازه هم بزرگ و پرهزینه باشد، در برابر آنچه میتوان «جغرافیای مقاومت» نامید با محدودیتهای جدی روبهرو است. در حالی که ترامپ از «حملاتی فراتر از تصور» سخن میگفت، تنگه هرمز به صحنهای تبدیل شد که بسیاری از تصورات غرب درباره کنترل کامل بر آبراههای راهبردی را زیر سؤال برد.
در عرصه میدانی، با وجود اعلام نابودی برخی قایقهای مینگذار، واقعیت نشان میدهد که رفتوآمد کشتیهای بازرگانی در سطح بینالمللی با نوعی رکود و اختلال جدی روبهرو شده است.
در عرصه رسانهای نیز نشانههای آشکاری از سردرگمی دیده شد. ماجرای معروف وزیر انرژی آمریکا که با افتخار از همراهی موفق یک نفتکش خبر داد و ساعتی بعد ناچار شد پیام خود را حذف کند، در حالی که کاخ سفید همان خبر را تکذیب کرد، نمونهای روشن از بحران در مدیریت روایت رسانهای و فشار روانی ناشی از تحولات میدان بود.
حتی تهدید ترامپ مبنی بر آنکه در صورت بسته شدن تنگه هرمز، ایران «۲۰ برابر» هدف حمله قرار خواهد گرفت، بیش از آنکه نشانه اقتدار باشد، اعترافی غیرمستقیم به این واقعیت تلقی شد که این آبراه عملاً در وضعیت بازدارندگی قرار گرفته و واشنگتن بیش از هر چیز به زبان تهدید لفظی برای پوشاندن دشواریهای عملی متوسل شده است.
دگرگونی در لحن واشنگتن؛ از «دگرگونی حکومت» تا «حفظ جریان انرژی»
مرور نشستهای خبری اخیر در فلوریدا نشان میدهد که سطح انتظارات و اهداف اعلامی آمریکا بهطور محسوسی کاهش یافته است. دیگر بحث اصلی درباره «آینده سیاسی ایران» نیست؛ بلکه دغدغه اصلی به چگونگی متقاعد کردن شرکتهای بیمه و کشتیرانی برای عبور از تنگه هرمز تبدیل شده است.
این در حالی است که افزایش بهای نفت به بیش از ۱۱۵ دلار و جهش شدید هزینههای حملونقل دریایی، در عمل ادعای امنیت کامل این آبراه را زیر سؤال میبرد.
در چنین فضایی، تلاش ترامپ برای ترغیب خدمه کشتیها به عبور از هرمز را میتوان نشانهای از تغییر در توازن قدرت دانست؛ تغییری که نشان میدهد کنترل واقعی این آبراه صرفاً در اختیار ناوهای نظامی قدرتهای فرامنطقهای نیست، بلکه به بازیگرانی وابسته است که در خود منطقه حضور و نفوذ مستقیم دارند.
جمعبندی: معیار واقعی پیروزی در یک رویارویی راهبردی
در چنین تقابلی، پیروز لزوماً طرفی نیست که بیشترین شمار هواپیما یا ناو جنگی را در اختیار دارد. پیروزی در جایی رقم میخورد که یک بازیگر بتواند تهدیدی حیاتی را به عاملی برای فرسایش اقتصادی و راهبردی رقیب تبدیل کند.
اگر در آغاز این جنگ، هدف اعلامی دولت ترامپ برچیدن ساختار سیاسی ایران بود، اکنون شرایط بهگونهای رقم خورده که همان دولت بیش از هر چیز بهدنبال تضمین عبور امن یک محموله نفت از تنگه هرمز است.
از این منظر، معادله قدرت در منطقه دیگر به سادگی گذشته نیست؛ معادلهای که در آن تصمیم درباره عبور یا توقف در یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان، بیش از گذشته به اراده بازیگران منطقهای گره خورده است.
مسئولیت این خبر با سایت منبع و جالبتر در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0