کد خبر : 458957
تاریخ انتشار : دوشنبه 3 فروردین 1405 - 16:26

وقتی کباب حاکم، دکان مردم را تخته کرد

وقتی کباب حاکم، دکان مردم را تخته کرد

باشگاه خبرنگاران جوان– تاریخ پهلوی برخلاف روایت‌های بزک شده رسانه‌های لندنی، در لایه‌های پنهان خاطرات نزدیکان و دیپلمات‌های وقت، چهره‌ای متفاوت دارد.  بیا بازی ببین روبلاکس | با دوستم رفتیم گرنی، ولی انتظار اینو نداشتیم! ماینکرفت | برگشتیم به ندر… | بقا با رفقا قسمت ۸ روبلاکس | ترس تو وجودمون رخنه کرد… | Silent

باشگاه خبرنگاران جوان– تاریخ پهلوی برخلاف روایت‌های بزک شده رسانه‌های لندنی، در لایه‌های پنهان خاطرات نزدیکان و دیپلمات‌های وقت، چهره‌ای متفاوت دارد. 

بیا بازی ببین

 

از یک سو، حرص و طمع شخصی رضاخان که حتی به کسب‌وکار‌های کوچک مردم در شمیرانات رحم نمی‌کرد و با رانت حاکمیتی، بازار را به انحصار خود درمی‌آورد و از سوی دیگر، تبدیل شدن ایران به جولانگاه سربازان آمریکایی در دوران محمدرضا که فرجام آن، سقوط اخلاقی تا سطح دربار و تبدیل شدن پایگاه‌های نظامی به مراکز فحشا بود.

*انحصارطلبی به سبک رضاخان

بسیاری از مورخان، رضاخان را یکی از بزرگ‌ترین مالکان زمین در تاریخ معاصر ایران می‌دانند که ثروت خود را نه از راه تجارت، بلکه از مسیر مصادره اموال و ارعاب به دست آورد. اما اشتهای او برای مال‌اندوزی تنها به زمین‌های مرغوب شمال منحصر نمی‌شد. ویپرت بلوشر، سفیر وقت آلمان در ایران، در خاطرات خود به جزئیاتی اشاره می‌کند که نشان‌دهنده عمق نگاه استثماری اوست.

بلوشر روایت می‌کند که رضاخان حتی در سطح یک رستوران‌داری ساده نیز تاب رقابت با مردم عادی را نداشت. او با سرمایه‌ای که از اموال مصادره‌ای مردم فراهم شده بود، رستورانی در منطقه خوش‌نشین شمیران افتتاح کرد.

اما نکته تأمل‌برانگیز، نه سرمایه‌گذاری او، بلکه استفاده از قدرت قهریه برای حذف رقیبان بود. بلافاصله پس از افتتاح این رستوران، دستور تعطیلی تمامی رستوران‌های منطقه صادر شد. حتی برای تضمین سودآوری این واحد، تردد کامیون‌ها در آن محدوده ممنوع گشت تا فضایی کاملاً اختصاصی و رانتی برای «تجارت همایونی» فراهم شود. 

این اقدام نمادی از نگاه «ملک طلق» پنداشتن ایران توسط پهلوی اول است که در آن، حق معیشت مردم فدای افزون‌طلبی حاکم می‌شد.

منبع: کتاب سفرنامه بلوشر، نوشته ویپرت بلوشر (سفیر آلمان در ایران)، ترجمه کیکاووس جهانداری، صفحه ۲۷۲.

*باشگاه امیرآباد؛ نماد حقارت ملی در دوران اشغال

با رفتن رضاخان و روی کار آمدن محمدرضا در فضای اشغال، نوع دیگری از ویرانی آغاز شد: ویرانی اخلاقی و هویتی. 

حسین فردوست، دوست صمیمی و محرم اسرار محمدرضا پهلوی، در خاطرات خود پرده از فاجعه‌ای برمی‌دارد که در دوران حضور نیرو‌های آمریکایی در تهران (پس از سال ۱۳۲۰) رخ داد.

آمریکایی‌ها که در خیابان امیرآباد مستقر بودند، با استفاده از فقر تحمیلی بر مردم ایران در دوران جنگ، از جیره‌های غذایی و کالا‌های مصرفی (مانند کنسرو، ویسکی و سیگار) به عنوان ابزاری برای استثمار جنسی استفاده می‌کردند. باشگاه امیرآباد به شهادت فردوست، به مرکز وسیع فحشا تبدیل شده بود. 

تصویر صف کشیدن دختران ایرانی برای سوار شدن بر کامیون‌های ارتش آمریکا، یکی از تلخ‌ترین قاب‌های تاریخ معاصر است که نشان می‌دهد چگونه استقلال و عزت یک ملت در سایه ضعف مفرط حاکمیت پهلوی، لگدمال شد.

حسین فردوست درباره حضور آمریکایی‌ها پس از اشغال ایران در سال ۱۳‌۲۰، در خاطرات خود، این‌گونه می‌نویسد: «آن‌ها [آمریکایی‌ها]در خیابان امیرآباد یک باشگاه داشتند که مخصوص افسران و درجه داران‌شان بود. روزانه به هر کدام یک بسته به عنوان جیره غذایی می‌دادند که هر بسته برای مصرف پنج، شش نفر کافی بود. 

در هر یک از این بسته‌ها انواع و اقسام کنسروها، انواع نان، ویتامینی که باید روزانه مصرف می‌کردند، دو بطری ویسکی و دو بسته سیگارِ خوب بود. آمریکایی‌ها به سرعت باشگاه امیرآباد را به مرکز فحشا تبدیل کردند. کامیون‌های آمریکایی به مرکز شهر می‌آمدند و دختر‌ها را جمع می‌کردند و به باشگاه می‌بردند.

دختر‌هایی که به این اوضاع تمایل داشتند صف می‌کشیدند و منتظر می‌ماندند؛ مثل اینکه در صف اتوبوس هستند. کامیون‌های روباز ارتش آمریکا می‌آمد و دویست سیصد دختر را سوار می‌کرد و می‌برد. آمریکایی‌ها هر چند پول نداشتند، ولی با همین بسته‌ها دختر‌ها را راضی می‌کردند.»

*وقتی فساد به دربار سرایت می‌کند

عمق این فاجعه زمانی آشکارتر می‌شود که بدانیم این سقوط اخلاقی تنها محدود به طبقات فرودست و مستأصل نبود، بلکه تا اعماق خاندان سلطنتی نفوذ کرده بود. فردوست به صراحت از حضور خاله محمدرضا شاه در این محافل یاد می‌کند. او روایت می‌کند که حتی با وجود تذکر به وی درباره شأن خانوادگی‌اش، پاسخ او نشان‌دهنده استحاله کامل فرهنگی و اخلاقی در دربار بود.

این واقعیت نشان می‌دهد که شعار‌های تمدن بزرگ و تجدد، در لایه‌های زیرین خود، چیزی جز وادادگی مطلق در برابر فرهنگ مهاجم و تحقیر ملی نبود.

منبع: خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست (ظهور و سقوط سلطنت پهلوی)، انتشارات اطلاعات.

بررسی این دو روایت تاریخی نشان می‌دهد که پهلوی‌ها در دو لبه قیچی استبداد مالی و ولنگاری فرهنگی، هویت و سرمایه ایرانیان را هدف گرفته بودند.

رضاخان با قلع‌وقمع معیشت مردم در شمیران و محمدرضا با گشودن دروازه‌های فساد در امیرآباد، هر دو در یک مسیر حرکت می‌کردند: مسیری که در آن ایران تنها ابزاری برای تأمین قدرت حاکم و لذت‌جویی اشغالگران بیگانه بود. بازخوانی این مستندات، پاسخی صریح به کسانی است که سعی دارند دوران پهلوی را دوران طلایی ایران جلوه دهند؛ حال آنکه واقعیت، چیزی جز غصب اموال و حراج عزت ملی نبوده است.

منبع: فارس

منبع خبر


مسئولیت این خبر با سایت منبع و جالبتر در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

..

.

تازه ها

advanced-floating-content-close-btn
advanced-floating-content-close-btn