ایران؛ آماده برای حملات سنگین تر پهپادی و موشکی
از روز چهارشنبه ۱۹ فروردین میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا و رژیم صهیونیستی یک آتش بس موقت به مدت ۲ هفته برقرار شده و از طرف دیگر هیئت های مذاکره کننده ایرانی و آمریکایی روز گذشته در اسلام آباد پایتخت کشور پاکستان مذاکره ای ۲۱ ساعته داشتند که در نتیجه این ماراتن توافقی حاصل
از روز چهارشنبه ۱۹ فروردین میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا و رژیم صهیونیستی یک آتش بس موقت به مدت ۲ هفته برقرار شده و از طرف دیگر هیئت های مذاکره کننده ایرانی و آمریکایی روز گذشته در اسلام آباد پایتخت کشور پاکستان مذاکره ای ۲۱ ساعته داشتند که در نتیجه این ماراتن توافقی حاصل نشد. سوای بحث مذاکرات و نتیجه های ممکن در آینده پیش رو در حوزه دیپلماسی می خواهیم در این مطلب کمی به وضعیت میدان و برخی گزینه ها و شرایط مربوط به آن بپردازیم.
آمریکا به دنبال پر کردن خشاب در منطقه
حجم بالای مهمات مصرفی و خسارت های وارد شده به پایگاه های آمریکا و رژیم صهیونیستی باعث شده است که از زمان شروع آتش بس شاهد افزایش قابل توجه پروازهای ترابری بین آمریکا ، اروپا و منطقه غرب آسیا باشیم. یکی از مهم ترین چالش ها برای ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی پر کردن ذخیره تقریبا پایان یافته موشک های پدافندی است که نقش بسیار مهمی برای آنان در هر گونه درگیری مجدد با ایران دارد.
بیا بازی ببین

بخشی از پرواز های ترابری بین اروپا – آمریکا و منطقه خاورمیانه توسط نیروی هوایی آمریکا در روزهای پس از آتش بس
در حال حاضر شاید هنوز به صورت خیلی دقیق نتوان اعداد و آماری ارائه کرد ولی به صورت کلی می توان گفت واحد های پدافندی کشور آمریکا در منطقه در این جنگ تقریبا ۴۰ روزه بیش از هزار تیر موشک پدافندی از سامانه هایی مثل پاتریوت و تاد و همچنین موشک های پدافندی سری استاندارد را از ناوشکن های خود برای مقابله با موشک ها و پهپادهای ایرانی شلیک کردند.
آمار نشان می دهد که ایران بعد از روزهای ابتدایی جنگ تعداد شلیک های موشک و پرتاب پهپاد خود را ناگهان کاهش داده است. در ابتدا تصور میشد که ایران به سمت از دست دادن توان پرتاب خود رفته اما حالا مشخص شده است که ایران از مرحله ای به بعد سعی کرده است با درک این که ممکن است جنگ به طول بیانجامد با یک نرخ تقریبا پایین تر ولی ثابت به شلیک ها ادامه بدهد تا پدافند طرف مقابل را از موشک های رهگیر خالی کرده و سپس شلیک های موفق بیشتری را با همان تعداد پرتاب کم تر ثبت کند. امری که خصوصا در هفته آخر جنگ در برابر اهدافی در سرزمین های اشغالی ممکن شد.

آمار پرتاب های موشک و پهپاد از سمت ایران در ۳۸ روز جنگ رمضان / ردیف قرمز مربوط به موشک ها و ردیف آبی مربوط به پرنده های بدون سرنشین است ( منبع اعلام کشورهایی مثل آمریکا ، عربستان ، امارات و رژیم صهیونیستی است )
برای نمونه در فاصله روزهای پنج شنبه و جمعه همین هفته یعنی بیستم و بیست و یکم فروردین ماه شاهد پرواز حدود ۷۰ فروند هواپیمای ترابری آمریکایی به مقصد منطقه خاورمیانه بودیم. این پروازها توسط ترکیبی از هواپیماهای سی ۱۷ و سی ۵ بودند که بخش عمده ای از توان ترابری استراتژیک و سنگین آمریکا را شامل می شوند.
هواپیمای ترابری C-۱۷ از ۴ موتور جت بهره برده و ساخت شرکت آمریکایی بوئینگ است. این هواپیما می تواند با توجه به نوع ماموریت تا حداکثر ۷۷ و نیم تن بار یا فرضا ۱۰۸ نفر چترباز یا برای نمونه یک دستگاه آبرامز را با خود حمل کند. این هواپیما در سالهای اخیر در منطقه خاورمیانه و در بحث لجستیک ارتش آمریکا و متحدانش بسیار زیاد مورد استفاده قرار گرفته است. این هواپیما از سال ۱۹۹۵ میلادی وارد خدمت شده و از این هواپیما در حدود ۲۷۹ فروند ساخته شده و به غیر از نیروی هوایی آمریکا در خدمت کشورهای دیگری مثل قطر ، کویت ، امارات متحده عربی ، کانادا و استرالیا نیز قرار دارد.

هواپیمای ترابری C-۱۷ نیروی هوایی آمریکا در منطقه خاورمیانه
اما دیگر پرنده مهم و راهبردی آمریکا در این پل هوایی سنگین هواپیمای سنگین C-۵M سوپر گالاکسی ساخت شرکت لاکهید مارتین است. پرنده ای که از سال ۱۹۷۰ میلادی وارد خدمت ارتش آمریکا شده و تا به امروز نیز سنگین ترین پرنده ترابری ارتش آمریکا به حساب می آید.
به صورت کلی تعداد ۱۳۱ فروند از این هواپیما ساخته شده است که در حال حاضر نزدیک به ۵۰ فروند از آنها در استاندارد C-۵M سوپرگلکسی در خدمت نیروی هوایی آمریکا هستند. این هواپیما به کشور دیگری صادر نشده است. این پرنده راهبردی توانایی حمل نهایتا ۱۲۷ تن بار را دارد و معمولا برای حمل بارهای بسیار بزرگ و خصوصا سامانه های پدافندی مثل سری پاتریوت یا تاد به کار می رود.

هواپیماهای ترابری سنگین C-۵M نیروی هوایی آمریکا
در حال حاضر رساندن موشک های پدافندی ، قطعات یدکی ، دیگر انواع مهمات و در عین حال منتقل کردن نیروهای جدیدتر مثل برخی از اعضای لشکر ۸۲ هوابرد ارتش آمریکا به منطقه خاورمیانه به همراه تجهیزات همراه آنها به نظر ماموریت اصلی این حرکت لجستیکی باشد. از طرف دیگر ناو هواپیمابر جورج بوش به همراه یک ناو گروه تهاجم آبی خاکی نیز در حال نزدیک شدن به منطقه تحت نظارت نیروهای سنتکام هستند.
در بحث لشکر ۸۲ هوابرد باید گفت که این لشکر از جمله قدیمی ترین واحد های نیروی زمینی ارتش آمریکا است و سالهاست که یک تیپ را به صورت آماده باش برای شرایط خاص بحرانی همیشه در اختیار دارد که می تواند در زمان کمتری نسبت به سایر اعضای این یگان در هر نقطه از جهان حضور پیدا کند. استعداد نهایی این تیپ در حدود ۵۵۰۰ نفر است.

آرم لشکر ۸۲ هوابرد ارتش آمریکا
این تحولات نشان می دهد که آمریکا از یک طرف می خواهد همچنان به مانند ۴۰ روز گذشته برای حملات سنگین هوایی و موشکی آماده شده و هم از طرف دیگر برای پدافند در مقابل موشک های ایرانی آماده شود و هم البته ممکن است برای نوعی از عملیات های آبی خاکی یا هوابرد برای تصرف برخی از جزایر ایرانی ، مثل خارگ ، یا گرفتن یک نقطه در سواحل جنوبی ایران برنامه ریزی داشته باشند.
پاسخ ایران ؛ از تنگه ای بسته تا آماده شدن برای حملات سنگین تر پهپادی و موشکی
ایران در این مدت آتش بس قطعا به دنبال چند حرکت مهم در حوزه نظامی خواهد رفت. یکی بحث تعمیرات سریع و آماده سازی شهرهای موشکی که در این مدت ممکن است آسیب دیده باشند خواهد رفت. بحث هدف قرار دادن ورودی این شهرها از جمله تاکتیک های مرسوم نیروی هوایی آمریکا و اسراییل بوده است اما از طرف مقابل واحد های مهندسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز نشان داده اند که به سرعت توانایی باز کردن مسیرها را دارند. در این مدت می توان با باز کردن و آماده سازی تعداد بیشتری از خروجی ها شانس شلیک بیشتر را فراهم کرد.
در بحث لانچرها و موشک ها و هدف گیری ها باید گفت که تجارب بسیار مهم و ارزشمند این نبرد ۴۰ روزه و تصاویر منتشر شده از نتایج آن قطعا مورد برررسی سریع و دقیق قرار گرفته و می تواند باعث ایجاد بانک جدیدی از اهداف برای نیروی هوافضای سپاه و واحدهای پهپادی ارتش شود.
آنچه ممکن است در دور جدید درگیری ها متفاوت از دوره قبل باشد به نوعی حماقت یا یک نوع عملیات انتحاری از طرف ارتش آمریکا برای تصرف برخی از جزایر ایران و یا برخی نقاط در ساحل ایران از یک سو یا حمله برای تصرف نقطه ای در داخل خاک ایران از طریق نیروهای ویژه و یا هوابرد باشد.
یک مثل قدیمی در جهان نظامی گری وجود دارد که می گوید ، تصرف یک نقطه یک مسئله است و نگاه داشتن آن بحثی دیگر !
فرض کنیم هدف جزیره خارگ باشد و آمریکایی ها موفق به تصرف آن نیز بشوند. نکته اول این ورودی خلیج فارس یعنی جایی که این جزایر وجود دارد بسته است و اصولا رسیدن به آن از طریق دریا دارای چالش های فراوانی است که در ادامه به آن اشاره می کنیم ، تغذیه و تدارک یگان ها به صورت ادامه دار از آسمان نیز امکان هدف قرار گرفتن پرنده های ترابری آمریکا توسط واحدهای پدافند مستقل و با تحرک بالای ایران را ایجاد می کند. خود این نیروها نیز در فاصله ای نزدیک از خاک اصلی ایران در معرف حملات بی وقفه پهپادی و موشکی ایران بوده و عملا جای خاصی برای پنهان شدن یا فرار ندارند.
اما بحث مهم دیگر که یک مورد اضافه شده به قوای آمریکا در این مدت است که در ۴۰ روز اول جنگ وجود نداشت واحدهای تفنگدار دریایی هستند که با شناورهای خاص تهاجم آبی خاکی در حال نزدیک شدن به سواحل ایران هستند.
شناورهای آبی خاکی مثل تریپولی یا باکسر که در حال نزدیک شدن به ایران هستند حامل تفنگداران دریایی ، بالگردها و زره پوش های آنان هستند. آنها با توجه به محدودیت برد وسایل حمل و نقل خود در هر گزینه ای از حملات آبی و خاکی ناچار از نزدیک شدن بیش از حد به خطوط ساحلی طرف مقابل خود هستند و سپس برای انجام عملیات تخلیه نیروهای نظامی مجبور هستند برای مدتی طولانی در یک نقطه ثابت قرار بگیرند. این وضعیت این شناورها را به یک هدف ایده آل برای موشک های کروز و بالستیک ضد کشتی و همچنین پهپادهای انتحاری ایرانی مثل شاهد ۱۳۶ بدل می کند.

ناو تهاجمی آبی خاکی تریپولی در محدوده عملیاتی سنتکام
توجه به این مسئله نیز مهم است که این شناورها در این حالت در وضعیت کامل جنگی با انواع مهمات ، تسلیحات و سوخت های جت مخصوص انواع وسائل پروازی پر شده اند و حتی یک اصابت ساده نیز می تواند موجب آتش سوزی و انفجارهای ثانویه سنگین شود که حتی اگر باعث غرق این شناور ها نشود قطعا موجب غیر عملیاتی شدن آنها و بروز تلفات گسترده انسانی در این شناور ها می شود.
آیا دردسر تنگه برای ترامپ تبدیل به دردسر تنگه ها می شود؟
در خصوص تنگه هرمز باید گفت که این منطقه استراتژیک که تا پیش از تجاوز آشکار آمریکا و رژیم صهیونیستی به کشور ما صرفا یک گذرگاه طبیعی بین دو کشور ایران و عمان بود و یکی از اصلی ترین محل های عبور شناورهای مختلف از جمله نفت کش ها بود شاهد گذر مجانی و بدون هزینه آنها بود. جمهوری اسلامی ایران در یک حرکت مهم و با تغییر کامل استراتژی ها و بستن این تنگه که در حال حاضر تقریبا بیش از ۱ ماه از بستن آن می گذرد نه تنها سیاست امنیت یا برای همه یا برای هیچ کس را به اجرا گذشته و از طرف دیگر با مطرح کردن بحث دریافت هزینه حق عبور یک معادله کاملا جدید را در سطح منطقه و جهان ایجاد کرده است.
یکی از اصلی ترین سلاح های ایران برای بستن این آب راهه در شرایط درگیری سنگین و گزینه های نبرد سراسری مین های دریایی هستند. مین ها را چه در روی زمین و چه در دریا به عنوان سلاح های ضد دسترسی و بدون نیاز به کنترل کاربر انسانی بعد از فعال شدن می توان نامید.
امر مین روبی مسئله ای طولانی و بسیار پرهزینه بوده و با فرض حتی از بین رفتن کامل توان موشکی و پهپادی ایران همچنان پاکسازی این منطقه از وجود مین ها به ماه ها زمان و خرج هزینه های سنگین نیاز دارد و این مسئله وقتی با این نکته ترکیب می شود که بسیاری از کشورهای جهان در حال حاضر آژیر های خطر در خصوص کمبود سوخت را به صدا درآورده و اعلام کردند اکثرا کمتر از یک ماه ، چند هفته یا چند روز تا وضعیت خطرناک در حوزه بحران سوخت فاصله دارند اصولا دست ایران را در نبرد نامتقارن در تنگه هرمز بسیار بازتر خواهد کرد.
کم این که قوای موشکی و پهپادی ایران با برد های بالا در تقریبا تمام نقاط کشور پراکنده شده و محیط کوچک تنگه هرمز که نیازمند سرعتی خاص و تا حدی پایین برای عبور برای شناور های بزرگ است آن را به یک فضای ایده آل برای تسلیحات ایرانی به منظور هر از کار انداختن هر شناوری می کند.
اما تمام این دردسر ها و مشکلات صرفا در وضعیتی مطرح می شود که صحبت ها حول محور تنگه هرمز مطرح است ، جایی نه خیلی دورتر در دهانه دریای سرخ ، تنگه باب المندب در اختیار یکی از اصلی ترین متحدین ایران یعنی جنبش انصار الله یمن قرار دارد. از این تنگه علاوه بر شناورهای تجاری مختلف چیزی در حدود ۹ الی ۱۰ درصد نفت جهان از آن عبور می کند. انصارالله یمن در سال ۲۰۲۳ میلادی و در حمایت از مردم فلسطین به شکل همزمان با ایالات متحده آمریکا و طیف گسترده ای از نیروهای دریایی اروپایی در دریای سرخ وارد نبرد شده و عملا فضای کشترانی تجاری را برای شناورهایی به مقصد سرزمین های اشغالی نا امن و به نوعی غیر قابل عبور کرد.

تنگه باب المندب بین سه کشور یمن – جیبوتی و اریتره
امروز و هنوز بدون وارد شدن بحث تنگه باب المندب افزایش هر روز هزینه های سوخت و سایر مواد اولیه و در نتیجه بالا رفتن هزینه های تمام شده و نزدیک شدن بسیار سریع وضعیت کمبود و در نهایت نبود سوخت صرفا با بسته شدن تنگه هرمز مطرح است ، در صورت شروع مجدد درگیری ها در هر زمانی چالش های بزرگ ایالات متحده در حوزه باز کردن تنگه هرمز می تواند به راحتی بدل به یک مسئله تقریبا لاینحل با بسته شدن تنگه باب المندب شود. مسئله ای که قطعا می تواند به مانند یک انفجار اتمی در بازارهای اقتصادی و صنعتی در تقریبا تمام بخش ها عمل کرده و اثرات آن به سرعت برای کل مردم کره زمین قابل احساس باشد.
ترکیب بسته شدن تنگه هرمز با تقریبا ۲۵ درصد از نفت جهانی و تنگه باب المندب چیزی در حدود ۱۰ درصد نفت جهانی با یکدیگر می توان چیزی در حدود ۳۵ درصد نفت جهان را بازار خارج کرده و در این سناریو انفجار قیمت نفت و نزدیک شدن به عدد ۲۰۰ دلار کاملا ممکن است. این مسئله البته سوای سایر محصولات و کالاهای عبوری از این دو تنگه مهم است که در مجموعه به مانند یک زلزله سنگین در اقتصاد و زنجیره تامین کالا و نیازمندی ها در کل کره زمین احساس خواهد شد.
در نهایت می توان این طور نتیجه گرفت که ترامپ در بحث گزینه های نظامی و با توجه به آنچه در منطقه وارد کرده است صرفا به دنبال تکرار حملات قبلی بعلاوه شاید آزمایش برخی ماجراجویی های خطرناک برای جزایر ایرانی باشد ولی در هر صورت فعلا ایران خصوصا با بستن تنگه هرمز و ایجاد فشار اقتصادی قابل حس در کل جهان و ایضا داشتن تنگه باب المندب به عنوان یک پشتوانه در حوزه استراتژیک دست بالا را در صورت بروز دور جدید درگیری ها خواهد داشت.
مسئولیت این خبر با سایت منبع و جالبتر در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0