همشهری: جواد آهنگر، از مدیران خدمات شهری منطقه ۳ از روزی که محله جلفا مورد اصابت موشکها قرار گرفت روایت شنیدنی بازگو میکند. او می گوید: بلافاصله پس از وقوع حمله که خرابی های گستردهای در محدوده نظامی و مسکونی به جا گذاشت، آنجا رسیدیم. مردم جمع شده بودند. این میان شجاعت و استقامت پسربچهای حدود ۱۳ ساله توجهم را جلب کرد که وقتی متوجه شد پدرش زیر آوار مانده است، گفت: «من میدانم پدرم شهید شده، اشکال ندارد، فقط کاش یک تکه از بدنش پیدا شود تا مزاری از او داشته باشیم»
بیا بازی ببین
ماینکرفت | هیچی نگفت... یواشکی وین گرفت! |
|
ماینکرفت | کی فکرشو میکرد توی بدوارز انقدر کمپ جوابه!!! |
آهنگر در ادامه می گوید: جالب اینجا بود که پسر مادرش را که بی تابی می کرد هم دلداری می داد و می گفت «عیب ندارد مامان، پدر من هم مثل شهدای دیگر است.»







ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0