اکوسیستم نمایشگاهی کشور در معرض فرسایش
در آستانه روز جهانی نمایشگاه ها، شاید بیش از هر زمان دیگری لازم باشد به نقش صنعت نمایشگاهی به عنوان یکی از پیشران های اقتصاد خدمات، ارتباطات تجاری و توسعه کسب وکارها توجه شود؛ صنعتی که فراتر از برگزاری چند رویداد، شبکه ای گسترده از مشاغل تخصصی و سرمایه انسانی را در خود جای داده
در آستانه روز جهانی نمایشگاه ها، شاید بیش از هر زمان دیگری لازم باشد به نقش صنعت نمایشگاهی به عنوان یکی از پیشران های اقتصاد خدمات، ارتباطات تجاری و توسعه کسب وکارها توجه شود؛ صنعتی که فراتر از برگزاری چند رویداد، شبکه ای گسترده از مشاغل تخصصی و سرمایه انسانی را در خود جای داده است.
امروز، در کنار اهمیت نمایشگاه ها در توسعه تجارت و تعاملات اقتصادی، توجه به چالش ها و فرسایش تدریجی اکوسیستم نمایشگاهی کشور نیز ضرورتی انکارناپذیر به شمار می رود.
بیا بازی ببین
نمایشگاه در ایران، برخلاف تصویری که در نگاه عمومی از آن وجود دارد، صرفاً چند روز برگزاری یک رویداد تجاری نیست. آنچه پیرامون نمایشگاهها شکل گرفته، شبکهای از خدمات تخصصی، مشاغل اجرایی، طراحی، تولید، لجستیک، تبلیغات، ساختوساز سبک، فناوری و مدیریت پروژه است که طی سالهای گذشته به تدریج به یک اکوسیستم حرفهای تبدیل شده؛ اکوسیستمی که اگرچه هنوز با نمونههای پیشروی جهانی فاصله دارد، اما هزاران نفر به صورت مستقیم و غیرمستقیم از طریق آن امرار معاش میکنند.
بر اساس فهرست شرکتهای دارای مجوز و آمارهای صنفی، امروز فقط در شهر تهران بیش از ۳۰۰ شرکت فعال در حوزه اجرای رویدادها، غرفهسازی، خدمات نمایشگاهی وجود دارد و صدها کارگاه در زمینه ساخت و ساز فعالیت میکنند و تخمین زده میشود بین ۶ تا ۸ هزار نفر به شکل مستقیم در این حوزه مشغول باشند، با تعمیم آن به سطح کشور مشخص میشود که افرادی که به طور مستقیم به مشاغل نمایشگاهی وابسته اند حداقل ۱۲ هزار نفر هستمد که این عدد، بدون در نظر گرفتن زنجیره گسترده مشاغل وابسته است؛ زنجیرهای که در زمان برگزاری هر نمایشگاه، دهها شغل دیگر را نیز فعال میکند؛ از تولید کنندگان محتوا و مشاغل مجازی مرتبط گرفته تا سازندگان سازههای فلزی و تجهیزات نمایشگاهی، چاپخانهها، نیروهای حملونقل، نور و تصویر، تجهیزات دیجیتال، تشریفات، تبلیغات محیطی، نیروهای نصب و اجرا، انبارداری و خدمات فنی.
واقعیت این است که اکوسیستم نمایشگاهی ایران، امروز بیش از آنکه با یک بحران مقطعی مواجه باشد، درگیر نوعی فرسایش تدریجی شده است؛ فرسایشی که بخشی از آن حاصل شرایط اقتصادی و بخشی دیگر ناشی از بحرانهای اجتماعی، تغییرات فناورانه و موقعیت ژئوپولیتیکی کشور است.
درسی که صنف نمایشگاهی از دوران کرونا آموخت این بود که نمایشگاهها جزو نخستین فعالیتهایی اند که در شرایط بحران متوقف میشوند و جزو آخرین بخشهایی که به چرخه اقتصادی باز میگردند. در این دوره، بسیاری از شرکتهای اجرایی، پیمانکاران پروژهای و نیروهای تخصصی ماهها بدون درآمد باقی ماندند. تفاوت این حوزه با بسیاری از مشاغل دیگر در آن است که بخش بزرگی از نیروهای آن، مهارتهایی کاملاً تجربی و پروژهمحور دارند؛ مهارتهایی که نه به سرعت قابل آموزش هستند و نه جایگزینی آنها آسان است. و از طرف دیگر همین مهارت ها امکان شاغل شدن این افراد را در حوزه های دیگر میدهد که خود، عامل دیگری در این فرسایش است،
کرونا نشان داد که نبود نظام حمایتی مشخص برای مشاغل پروژهای، یکی از نقاط ضعف جدی این اکوسیستم است. بسیاری از نیروهای اجرایی، طراحان، مدیران پروژه، نصابها و نیروهای فنی که سالها تجربه عملی داشتند، به دلیل نبود امنیت شغلی، ناچار شدند برای همیشه از این حوزه خارج شوند. بخشی از کارگاهها تعطیل شدند، تجهیزات فروخته شد و برخی شرکتها عملاً توان بازگشت به شرایط پیش از کرونا را از دست دادند. مهمتر از زیان مالی، آسیبی بود که به سرمایه انسانی این فضا وارد شد؛ سرمایهای که طی سالها تجربه میدانی شکل گرفته بود.
اما تهدیدهای این حوزه صرفاً به بحرانهای اجتماعی محدود نیست. شرایط ژئوپولیتیکی ایران نیز طی سالهای اخیر فشار مضاعفی بر فعالیتهای نمایشگاهی وارد کرده است. در کشورهایی مانند آلمان، امارات یا ترکیه، نمایشگاهها بخشی از راهبرد توسعه تجارت خارجی محسوب میشوند. حضور گسترده برندهای بینالمللی، هیئتهای تجاری خارجی و سرمایهگذاران جهانی باعث میشود این کشورها همواره در حال ارتقای استانداردهای اجرایی، فناوری و خدمات نمایشگاهی باشند.
در ایران اما، تحریمها، محدودیتهای بانکی، مشکلات حملونقل بینالمللی و ریسکهای سیاسی منطقه، موجب کاهش حضور شرکتهای خارجی در بسیاری از نمایشگاهها شده است. این مسئله فقط به کاهش تعداد مشارکتکنندگان خارجی محدود نمیشود؛ بلکه مستقیماً بر کیفیت پروژهها، انتقال دانش، رقابت حرفهای و گردش مالی این فضا نیز اثر گذاشته است.
در کنار این مسائل، تغییرات فناورانه نیز به سرعت در حال تغییر ساختار این اکوسیستم هستند. پدیده هایی چون ظهور هوش مصنوعی در حوزه طراحی، رندرینگ، مدلسازی سهبعدی و تولید محتوای تبلیغاتی، بخشی از مشاغل مرتبط را در معرض تغییر قرار داده است. امروز بسیاری از کارفرماها پیش از مراجعه به طراح حرفهای، با استفاده از ابزارهای جدید به کانسپت اولیه، طراحی مفهومی یا حتی رندرهای آماده دسترسی پیدا میکنند. این تحول، اگرچه میتواند بهرهوری را افزایش دهد، اما برای بخشی از نیروهای طراحی که هنوز خود را با فناوریهای جدید هماهنگ نکردهاند، تهدیدی جدی محسوب میشود.
موضوع مهم دیگر، توسعه نمایشگاههای مجازی و رویدادهای آنلاین است. تجربه دوران کرونا نشان داد که بخشی از مذاکرات تجاری، معرفی محصولات و ارتباطات میتواند خارج از فضای فیزیکی انجام شود. هرچند نمایشگاه حضوری همچنان جایگاه اصلی خود را حفظ کرده و خواهد کرد، اما توسعه پلتفرمهای دیجیتال و کاهش هزینههای بازاریابی آنلاین میتواند در آینده بخشی از بازار سنتی نمایشگاهها را کوچکتر کند؛ بهویژه در شرایطی که شرکتها به دنبال کاهش هزینههای تبلیغات و بهره وری بهتر از منابع مالی خود در حوزه فروش هستند.
افزایش شدید هزینه متریالهای تخصصی از قبیل نئوپان و پارکت و فلز، تجهیزات نور، چاپ، حملونقل و خدمات فنی نیز فشار مضاعفی بر شرکتهای اجرایی وارد کرده است. در بسیاری از موارد، رقابت ناسالم قیمتی و ورود نیروهای غیرمتخصص به بازار باعث شده کیفیت حرفهای پروژهها تحت تأثیر قرار گیرد که این مسئله در بلندمدت میتواند به کاهش اعتماد کارفرماها و افت استانداردهای اجرایی منجر شود.
از سوی دیگر، مسایلی مانند مالکیت فکری در طراحی غرفهها همچنان یکی از مشکلات حلنشده این حوزه است. نبود سازوکار مشخص برای حمایت از حقوق طراحان و مجریان، باعث شده کپیبرداری از طرحها و ایدهها به امری عادی تبدیل شده و مایه افت کیفیت کلی نمایشگاه ها و حتی نهایتا دلسردی مشارکت کنندگان در دریافت راندمان مناسب از هزینه صرف شده در نمایشگاه شود و همچنین در نهایت انگیزه نوآوری را کاهش داده و طراحی را به سمت تکرار و محافظهکاری سوق دهد، با وجود همه این موارد، تجارب قبلی نکته مهمی را نیز روشن کرد، این اکوسیستم با وجود آسیبپذیری بالا، ظرفیت بازسازی و تطبیقپذیری قابل توجهی دارد؛ مشروط بر آنکه نگاه مدیریتی به آن پویا باشد.
در سطح کلان، نخستین ضرورت، به رسمیت شناختن مشاغل نمایشگاهی به عنوان بخشی از اقتصاد خدمات تخصصی کشور است. تا زمانی که این حوزه صرفاً به عنوان «برگزاری چند نمایشگاه» دیده شود، امکان سیاستگذاری موثر برای آن وجود نخواهد داشت. ایجاد نظامهای حمایتی برای مشاغل پروژهای، تسهیل بیمه نیروهای اجرایی، ارائه حمایتهای مالیاتی در دوران رکود، توسعه زیرساختهای نمایشگاهی مدرن و ایجاد بستر مشارکت واقعی شرکتهای خارجی، بخشی از اقداماتی است که میتواند به پایداری این فضا کمک کند.
در سطح انجمنها و تشکلهای صنفی نیز، نیاز به تغییر رویکرد کاملاً محسوس است. انجمنها نباید صرفاً به نهادهای اداری یا صدور مجوز محدود شوند. امروز مهمترین نقش آنها میتواند ارتقا تخصص با آموزش، حفظ سرمایه انسانی، تربیت نیروهای جدید، استانداردسازی خدمات، دفاع از حقوق حرفهای اعضا، ایجاد بانک اطلاعاتی نیروهای تخصصی، تدوین چارچوبهای مالکیت فکری و مدیریت بحران در شرایط رکود باشد.
در سطح فردی نیز، فعالان این حوزه ناگزیرند خود را با شرایط جدید تطبیق دهند. یادگیری ابزارهای جدید طراحی، شناخت فناوریهای نوین، توسعه خدمات دیجیتال، استفاده از مدلهای ترکیبی حضوری و آنلاین و حرکت به سمت تخصصگرایی، دیگر انتخاب نیست؛ بلکه شرط بقاست.
واقعیت این است که اکوسیستم نمایشگاهی کشور هنوز زنده است، اما بیش از هر زمان دیگری در معرض فرسایش تدریجی قرار دارد. فرسایشی که اگر برای آن برنامهریزی نشود، در آینده خود را نه فقط در کاهش تعداد پروژهها، بلکه در از بین رفتن نیروهای متخصص، افت کیفیت حرفهای و کوچک شدن تدریجی این شبکه خدماتی نشان خواهد داد.
مسئولیت این خبر با سایت منبع و جالبتر در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0