کد خبر : 506935
تاریخ انتشار : پنجشنبه 4 تیر 1405 - 18:44

ماجرای شعر ناتمام هوشنگ ابتهاج برای امام حسین(ع)

ماجرای شعر ناتمام هوشنگ ابتهاج برای امام حسین(ع)

به گزارش پارسینه و به نقل از اطلاعات آنلاین، «پیر پرنیان‌اندیش» متن کامل گفتگوی مفصل میلاد عظیمی و عاطفه طیّه با یکی از نامدارترین شاعران معاصر ایران است. این دو ماجرای دیدار و گفتگو با سایه در یکی از روزهای ماه محرم را چنین را روایت کرده‌اند: «امروز هشتم محرم بود و عصر به خانه سایه رفتیم. سایه

به گزارش پارسینه و به نقل از اطلاعات آنلاین، «پیر پرنیان‌اندیش» متن کامل گفتگوی مفصل میلاد عظیمی و عاطفه طیّه با یکی از نامدارترین شاعران معاصر ایران است. این دو ماجرای دیدار و گفتگو با سایه در یکی از روزهای ماه محرم را چنین را روایت کرده‌اند:

«امروز هشتم محرم بود و عصر به خانه سایه رفتیم. سایه مغموم بود و از چشم‌هایش معلوم بود گریه کرده. پرسیدم: اتفاقی افتاده؟

بیا بازی ببین

 

سایه: نه! شما می‌دونین که تلویزیون همیشه جلوم روشنه. هر کانالی هم که می‌زنم داره روضه و نوحه نشون می‌ده. من هم گوش می‌کنم و خب گریه‌ام می‌گیره. می‌شینم با اینها گریه می‌کنم.» (لبخند می‌زند.) سال‌ها پیش یک شعری گفتم به اسم «اربعین» که تمومش نکردم:

یا حسین‌بن‌علی

خونِ گرمِ تو هنوز

از زمین می‌جوشد

هر کجا باغِ گلِ سرخی هست

آب از این چشمه خون می‌نوشد.

کربلایی‌ست دلم».

 


منبع خبر


مسئولیت این خبر با سایت منبع و جالبتر در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

..

.

تازه ها

advanced-floating-content-close-btn
advanced-floating-content-close-btn