به گزارش همشهری آنلاین، بهنام صدقی، روزنامهنگار: آنها از مرحله «انکار» عبور کردهاند و وارد مرحله «تحقیر» شدهاند. مرحلهای که در آن، با اذعان به حضور میلیونی، میکوشند این حضور را «بیمعنا»، «تحمیلی» یا «بیتأثیر» جلوه دهند. این گذار از «دروغ» به «توجیه»، سند رسمی «ورشکستگی پروژه ایرانهراسی» است.
بیا بازی ببین
برای کالبدشکافی این فروپاشی، باید مراحل سهگانه «شکست روایی» در نظریه ارتباطات سیاسی را مرور کنیم. مرحله اول، «انکار» است. ایران اینترنشنال، از آبان ۹۸ تا همین یک هفته پیش، در این مرحله مانده بود. آنها هر تجمعی را «چند هزار نفر» میخواندند، مردم را «مشتهای گرهخورده نظام» خطاب میکردند و رسالت خود را «نمایندگی ملت خاموش» میدانستند. اما تشییع ۴۳ میلیونی، مرحله «انکار» را غیرممکن ساخت. در این شرایط، انکار، نه فقط برای مخاطب، که برای خود دروغگو نیز غیرقابل باور میشود. پس انکار، جای خود را به مرحله دوم میدهد: «توجیه».
مرحله توجیه، مرحله خطرناکتری است. چون دیگر خبری از دروغ مطلق نیست. خبر از «نیمهحقیقتها» و «تحلیلهای وارونه» است. آنها حالا میگویند: «بله، بودند. اما چرا بودند؟ چون پول گرفتند. چون مجبور شدند. چون مرخصی اجباری داشتند. چون…» این توجیهات، نخنما و مضحکاند. اما کارکرد روانی مهمی برای خودِ رسانه دارند، آنها را از «شوک شناختی» نجات میدهند. یک انسان یا یک نهاد، وقتی با حقیقتی روبهرو میشود که تمام باورهای پیشینش را نابود میکند، برای فرار از «فروپاشی روانی»، به «توجیه» پناه میبرد. اسرائیل اینترنشنال، درست در چنین وضعیتی است. آنها چند سال با این باور زندگی کردند که «ملت ایران، اسیر است!» حالا دیدن ۴۳ میلیون انسان که داوطلبانه، بیپول و بیاجبار، به خیابانها ریختند، تمام آن باور را نابود میکند. پس توجیه، آخرین پناه ذهنی آنهاست، اما نکته تراژیک برای اسرائیل اینترنشنال، در هدف این توجیهات نهفته است.
آنها میخواهند تأثیر تشییع را «کماهمیت» جلوه دهند. غافل از اینکه تأثیر یک رویداد رسانهای، نه با تحلیل پشت میزی، که با «بازخورد جهانی» سنجیده میشود و بازخورد جهانی چه بود؟ یک نمونهاش: تعطیلی بغداد. اعتراف ترامپ به ترس از ترور. سکوت سنگین واشنگتنپست و… اینها همه، «تأثیر» واقعی را نشان میدهند. وقتی دشمنت از ترس به خود میلرزد، وقتی پایتخت دشمن دیروزت برایت عزا میگیرد، یعنی تأثیر، نه کم، که «حداکثری» بوده است. توجیهات اسرائیل اینترنشنال، در برابر این واقعیات، مثل پنبهای است در برابر طوفان. طوفان حقیقت.
این توجیهات، همچنین یک «اعتراف ناخواسته» نیز در خود دارند. آنها با گفتن «بله بودند»، عملا میپذیرند که چندین سال دروغ گفتهاند. چندین سال، «ایران» را «کشور در حال فروپاشی» نشان دادند. چند سال، هر روز تیتر زدند: «نظام در آستانه سقوط». حالا، با پذیرش این حضور، باید پاسخ دهند: پس آن فروپاشی کجاست؟ این تناقض، آنها را به مرحله سوم و نهایی «شکست روایی» نزدیک میکند: «فروپاشی مخاطب». مخاطبی که میبیند رسانهاش چندین و چند سال دروغ گفته، اعتمادش را از دست میدهد و این، یعنی پایان کار این مزدوران.
پس این چرخش اسرائیل اینترنشنال، یک پیروزی بزرگ برای جبهه مقاومت است. آنها که «جنگ روایتها» را با اتاقهای فکر میلیارد دلاری آغاز کردند، حالا به «توجیهگران» صحنههایی تبدیل شدهاند که هیچ کنترلی بر آنها ندارند و این یعنی «ابتکار عمل روایی»، کاملا در دست ایران است. ۴۳ میلیون انسان، بزرگترین «تولید محتوای مردمی» تاریخ را رقم زدند و اینترنشنال، با آن همه بودجه، حالا فقط یک «حاشیهنویس» بر این روایت است و این، یعنی «ایران پیروز است و ایرانیان، راویان این پیروزی».


ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0