به گزارش همشهری آنلاین، بهنام صدقی، روزنامهنگار: امروز جهان شاهد بلوغ گفتمانی است که «ایران اسلامی» را نه یک کشور، که دال مرکزی جبههای تاریخی-تمدنی تثبیت کرده است. گفتمانی که نخستین و بزرگترین دستاوردش گسست از «جغرافیای ترس» بود؛ همان ترسی که روزگاری ابرقدرتها را شکستناپذیر جلوه میداد و اکنون در برابر اراده ملتی فرو ریخته که امنیت را نه از مسیر سازش، که از گذرگاه ایستادگی جستوجو میکند. مقاومت امروز دیگر فقط راهبرد بقا نیست، راهبرد تعالی و الهامبخش جنبشهای آزادیخواه جهان است؛ روایتی که تحلیلگران بینالمللی را واداشته در فهم جدیدی از نظم جهانی، جایگاهی بیبدیل برای ایرانِ برآمده از دل مقاومت قائل شوند. این همان حقیقتی است که دشمن قصد شکستنش را داشت، اما نتوانست و نخواهد توانست.
بیا بازی ببین
ماینکرفت | هیچی نگفت... یواشکی وین گرفت! |
||
ماینکرفت | کی فکرشو میکرد توی بدوارز انقدر کمپ جوابه!!! |
در سپهر سیاسی ایران و جهان اسلام، واژهای بهسان «مقامت» تنها یک واکنش تدافعی یا یک رفتار نظامی نیست، بلکه گفتمانی است جامع، همهجانبه و فراگیر که مفاهیمی چون امنیت، عزت، هویت، ایمان، دشمنشناسی، ایستادگی و استقلال را در خود تنیده است. دالِ مرکزی این گفتمان، «ایران اسلامی» بهمثابه یک موجودیت معنوی-تاریخی-تمدنی و دارای حق دفاع و بقاء است. این دالِ مرکزی، نه تنها چارچوب معنایی مقاومت را مشخص میکند، بلکه تمامی نشانههای پیرامون خود را در یک منظومه گفتمانی معنادار سازمان میدهد. نخستین تحولی که گفتمان مقاومت پدید آورد، گسست از «جغرافیای ترس» بود.
مردمی که تا دیروز در رسانههای لیبرال-صهیونی، دائم از قدرت دشمن مرعوب میشدند، با فریادهای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل»، درک تازهای از امنیت ملی را تجربه کردند. آنان دشمن را نه یک «ابرقدرت شکستناپذیر»، بلکه یک متجاوز هار و سراسیمه دیدند که با اراده و اتحاد ملت ایران، مهار شدنیست. مردم ما به چشم خود دیدند که در لحظه نخستین تجاوز، با وجود آنکه نظام سیاسی تحت فشار نظامی و رسانهای قرار گرفت، اما بهسرعت دوباره سازماندهی شد، ایستاد و کوبنده پاسخ داد. این بازایستادن، فراتر از یک تاکتیک نظامی، نماد آغاز گفتمان مقاومت بود.
در هر گفتمانی، «دالِ مرکزی» نقش مفهومی و معنایی بنیادین دارد. در گفتمان مقاومت، این دال، چیزی جز «ایران اسلامی» نیست، نه فقط ایران بهعنوان سرزمینی تاریخی با چندین هزار سال تمدن، بلکه ایران بهعنوان موجودیتی سیاسی-الهی با پرچم ولایت فقیه. درک مردم از این دالِ مرکزی بهگونهای رقم خورد که هر نغمهی مخالف با گفتمان مقاومت بهسرعت در اذهان عمومی، عناوینی چون «جاسوس»، «نفوذی»، «وطنفروش» یا «همصدای دشمن» را دریافت کرد. این همان لحظهای بود که صفوف ملت شفاف شدند و مرز بین دشمن و دوست، خادم و خائن، آشکار.
در بزنگاههای تاریخی، آنجا که سخن از جنگ نرم و رسانهها به میان میآید، بسیاری تصور میکنند رسانه تنها ابزاری در دست دولتهاست. اما در گفتمان مقاومت، رسانه بهمثابه بازیگر اصلی، وارد میدان شد. رسانه ملی ایران، در قامت صدای مردم، نهتنها نماینده روایت رسمی جمهوری اسلامی بود، بلکه پژواک همدلی، همبستگی و شجاعت ملت نیز شد. از مهمترین پیروزیهای گفتمان مقاومت، خنثیسازی «ترس» بهعنوان ابزار سلطه دشمن بود. همانگونه که امام شهدا خامنهای عزیز فرمودند: «ایران نهتنها از آمریکا نمیترسد، بلکه آن را میترساند.»
این جمله، ترجمان فکری یک ملت در بطن گفتمان مقاومت است. در گذشته، هرگاه نام آمریکا یا رژیم صهیونیستی به میان میآمد، ذهنها ناگزیر از واژههایی چون تحریم، حمله، تهدید، فروپاشی و فشار پر میشد. اما با مقاومت، مردم آموختند که امنیت نه از طریق سازش، بلکه بهواسطه ایستادگی بهدست میآید. وحدت و انسجام ملی که در لحظههای بحرانی شکل گرفت، تنها یک همبستگی احساسی یا مقطعی نبود. این انسجام ریشه در فهم مشترک و ادراک یکسان ملت از ماهیت دشمن و ضرورت مقاومت داشت. اینجا دیگر کسی نیاز نداشت که دشمن را به مردم نشان دهد، مردم خودشان او را میدیدند، میفهمیدند و باور داشتند.
همین درک جمعی، وحدتی را خلق کرد که توانست در کنار قدرت نظامی، هژمونی رسانهای و روانی دشمن را نیز به شکست بکشاند. در این گفتمان، نقش رهبری بیبدیل است. شخص امام شهیدان، حضرت خامنهای، نهتنها رهبر سیاسی کشور، بلکه مرکز ثقل هویتی، اعتقادی، تمدنی و تاریخی ملت ایران هستند. دشمن نیز این واقعیت را بهروشنی دریافت. رهبری معزز، با صلابت ایستادند و ملت را حول دالِ مرکزی گفتمان مقاومت بازآرایی کردند.
دشمن فهمید که اگر بخواهد ایران را بشکند، باید اول این ستون را فرو بریزد، اما نتوانست و نخواهد توانست، چراکه این ستون، نه از آهن و سیمان، بلکه از ایمان، آگاهی، ایثار و مردمی وفادار بنا شده است. آنچه در جنگ اخیر، چه در جبهه نظامی و چه در نبرد رسانهای رخ داد، تصویری تازه از جایگاه ایران در نظم جدید جهانی ساخت. ایران دیگر تنها یک کشور مقاوم نیست. ایران امروز، نماد «گفتمان مقاومت» در منطقه و الهامبخش جنبشهای آزادیخواه جهان است و گفتمان مقاومت نیز، گفتمان بقا و تعالی.
اگر روزی در ادبیات رسانهای – سیاسی کشورها، «مقاومت» بهعنوان واکنش به اشغال و جنگ تعبیر میشد، امروز در ایران، مقاومت بهمثابه یک سبکزندگی، یک راهبرد تمدنی و یک منش انسانی شناخته میشود. این گفتمان، متکی به دالهایی چون «امنیت ملی»، «حفظ هویت اسلامی-ایرانی»، «مردمسالاری دینی»، «پایداری فرهنگی» و «عدالت جهانی» است. در این منظومه، لیبرالیسم، نئولیبرالیسم، سکولاریسم و دیگر ایسمهای وابسته به سرمایهسالاری جهانی جایی ندارند.









ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0