همشهری آنلاین، فاطمه عباسی؛ هوش مصنوعی از آستانه استراتژیک عبور کرده و آنچه روزی به عنوان رقابت بین شرکتهای فناوری سیلیکون ولی آغاز شد، به رقابتی بین دولتها بر سر قدرت اقتصادی، برتری نظامی و نفوذ جهانی تبدیل شده است. امروزه، تراشههای پیشرفته، قدرت محاسباتی و زیرساختهای هوش مصنوعی به طور فزایندهای به عنوان داراییهای استراتژیک – قابل مقایسه با نفت در قرن بیستم یا فناوری هستهای در طول جنگ سرد – تلقی میشوند.
بیا بازی ببین
ماینکرفت | هیچی نگفت... یواشکی وین گرفت! |
||
ماینکرفت | کی فکرشو میکرد توی بدوارز انقدر کمپ جوابه!!! |
اکنون سوال اصلی این نیست که کدام شرکت هوشمندترین مدل هوش مصنوعی را خواهد ساخت بلکه این است که کدام کشورها زیرساختها را کنترل میکنند، قوانین را مینویسند و توازن قدرت را در دوران هوش مصنوعی شکل میدهند.
- از سیلیکون ولی تا استراتژی دولتی
در طول سه سال گذشته، هوش مصنوعی به ستون اصلی استراتژیهای امنیت ملی تبدیل شده است. دولتها مستقیما از طریق یارانههای صنعتی، کنترل صادرات، سرمایهگذاریهای استراتژیک و اتحادهای فناوری وارد نبرد شدهاند.
ایالات متحده محدودیتهای فزایندهای را بر صادرات نیمهرساناهای پیشرفته و تجهیزات تراشهسازی به چین اعمال کرده است و استدلال میکند که هوش مصنوعی پیشرفته میتواند قابلیتهای نظامی و اطلاعاتی پکن را تقویت کند. چین با تسریع سرمایهگذاری در تولید نیمهرساناهای داخلی و تحقیقات هوش مصنوعی، با هدف کاهش وابستگی به فناوری غربی، به این امر پاسخ داده است و کشورهای اروپایی و خاورمیانه نیز در گود رقابت حضور دارند.
به گفته تحلیلگران مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS)، رقابت واقعی دیگر تنها مربوط به نرمافزار نیست، بلکه مربوط به کنترل اکوسیستم نیمههادی جهانی است؛ بنیادی که هوش مصنوعی مدرن بر آن بنا شده است.
آموزش مدلهای هوش مصنوعی پیشرو نیازمند قدرت محاسباتی عظیمی است و واحدهای پردازش گرافیکی پیشرفته (GPU) را به یکی از استراتژیکترین منابع مدرن در جهان تبدیل میکند.
زنجیره تأمین نیمههادی از طراحان تراشه آمریکایی و تولیدکنندگان تایوانی گرفته تا فناوری لیتوگرافی هلندی و مواد ژاپنی امتداد دارد. هرگونه اختلال – یا محدودیت سیاسی – میتواند تعادل جهانی قدرت فناوری را تغییر دهد.
شرکت Control Risks رقابت بر سر زیرساختهای محاسباتی هوش مصنوعی را به عنوان یکی از خطرات ژئوپلیتیکی تعیینکننده سال ۲۰۲۶ شناسایی کرده و هشدار داده است که کشورهایی که ظرفیت محاسباتی کافی ندارند، از نظر اقتصادی، علمی و نظامی عقب میمانند.
جنسن هوانگ، مدیرعامل انویدیا، این واقعیت جدید را عصر «هوش مصنوعی مستقل» توصیف کرده و معتقد است «هر کشوری باید مالک فرآیند تولید هوش مصنوعی خود باشد.» استدلال او نشان دهنده اجماع رو به رشدی در میان سیاستگذاران است که بیان میکند زیرساختهای مربوط به هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به یک جزء اساسی از حاکمیت ملی هر کشور است.
- فراتر از واشنگتن و پکن
اگرچه رقابت بین ایالات متحده و چین تیتر اخبار را به خود اختصاص داده است، اما تعداد فزایندهای از قدرتهای متوسط از تماشاچی ماندن خودداری میکنند.
امارات متحده عربی و عربستان سعودی میلیاردها دلار در زیرساختهای هوش مصنوعی و مشارکت با شرکتهای پیشرو فناوری آمریکایی سرمایهگذاری کردهاند و به دنبال تنوع بخشیدن به اقتصاد خود فراتر از انرژی و در عین حال تضمین جایگاهی در نظم فناوری بعدی هستند.
هند، سنگاپور و کره جنوبی از طریق سرمایهگذاری، تحقیق و همکاری بینالمللی استراتژیهای مشابهی را دنبال میکنند.
در همین حال، اروپا مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است. اتحادیه اروپا به جای رقابت صرف از طریق سرمایهگذاری، به دنبال شکلدهی به چشمانداز جهانی هوش مصنوعی از طریق مقررات، به ویژه با قانون هوش مصنوعی، و در عین حال تقویت قابلیتهای فناوری داخلی خود است.
در نتیجه چشمانداز دیجیتالی جهان به طور فزایندهای تکهتکه شده است که در آن کشورها به جای شرکت در یک بازار فناوری جهانی واحد، در حال ایجاد اکوسیستمهای موازی هوش مصنوعی هستند؛ فرآیندی که هوش مصنوعی را به یک مسئله امنیتی تبدیل کرده است.
هوش مصنوعی دیگر صرفاً به عنوان ابزاری برای نوآوری یا رشد تجاری دیده نمیشود. این فناوری به سرعت در حال تبدیل شدن به بخشی جداییناپذیر از برنامهریزی نظامی، تجزیه و تحلیل اطلاعات، جنگ سایبری، لجستیک، سلاحهای خودمختار و نظارت است. در نتیجه، دولتها به طور فزایندهای فعالیت در حوزه هوش مصنوعی را از امنیت ملی خود جدایی ناپذیر میدانند.
این تغییر، انقلابهای فناوری پیشین را به یاد میآورد. فناوری هستهای، ماهوارهها و اینترنت همگی از پیشرفتهای علمی به ابزارهای نفوذ ژئوپلیتیکی تبدیل شدهاند. به نظر میرسد هوش مصنوعی نیز همین مسیر را دنبال میکند. با این حال، این مسابقه خطرات قابل توجهی نیز به همراه دارد.
وریتی هاردینگ، مدیر اجرایی سابق گوگل دیپمایند، هشدار داده است که برخورد با هوش مصنوعی صرفاً به عنوان یک مسابقه تسلیحاتی میتواند همکاری بینالمللی در زمینه ایمنی و حاکمیت را تضعیف کند، از شفافیت این فناوری را کاسته و در نهایت آن را خطرناکتر کند.
- شکل گیری نظم جهانی جدید
رقابت ژئوپلیتیکی بر سر هوش مصنوعی، در حال تغییر توازن قدرت جهانی است. اکنون کشورها به جای همگرایی حول یک اکوسیستم فناوری جهانی واحد، به طور فزایندهای در حال توسعه استراتژیهای هوش مصنوعی، زنجیرههای تأمین و چارچوبهای نظارتی جداگانه هستند.
ایالات متحده تفوق خود را در مدلهای هوش مصنوعی پیشرو، محاسبات ابری و طراحی تراشههای پیشرفته حفظ میکند. چین به شدت در تولید نیمههادیهای داخلی و قابلیتهای هوش مصنوعی بومی سرمایهگذاری میکند تا وابستگی خود را به فناوری غربی کاهش دهد. در همین حال، اروپا با تعیین استانداردهای جهانی برای مدیریت هوش مصنوعی و در همان حال گسترش ظرفیت صنعتی خود، به دنبال نفوذ است.
این چندپارگی رو به رشد، نشاندهنده روند گستردهتری است که به سمت حاکمیت فناوری در حرکت است. در دوره جدید، کنترل صادرات، محدودیتهای سرمایهگذاری و سیاستهای صنعتی رقابتی، ظهور اکوسیستمهای موازی هوش مصنوعی را تسریع میکنند و فناوری را به ابزاری مهم برای کشورداری تبدیل میکنند.
برای کشورهایی مانند ایران این پیامدها فراتر از دسترسی به فناوریهای جدید است. با تبدیل شدن هوش مصنوعی به بخش جداییناپذیر رقابت اقتصادی، توانایی نظامی و نفوذ دیپلماتیک، دسترسی به زیرساختهای محاسباتی پیشرفته و زنجیرههای تأمین نیمههادی ممکن است به طور فزایندهای گزینههای استراتژیک و موقعیت یک کشور را در نظام بینالمللی شکل دهد.
بر این اساس به نظر میرسد مسابقه هوش مصنوعی دیگر صرفا در مورد ساخت الگوریتمهای قدرتمندتر نیست. این موضوع مربوط به این است که چه کسی زیرساختها، استانداردها و زنجیرههای تأمینی را که زیربنای نظم ژئوپلیتیکی جدید جهان است کنترل میکند.







ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0