حلالی درباره خاطرهای از ستار همدانی با یاد کردن از روزهای بازی در تیم فوتبال امید گفت: من و ستار در اردو با هم در یک اتاق بودیم. من تمام حرصها و کمبودها و مشکلاتی که در تهران داشتیم را سر ستار همدانی خالی میکردم.
بیا بازی ببین
ماینکرفت | هیچی نگفت... یواشکی وین گرفت! |
||
ماینکرفت | کی فکرشو میکرد توی بدوارز انقدر کمپ جوابه!!! |
اسماعیل حلالی ادامه داد: چون کمی از او بزرگتر بودم و زورم هم به او میرسید، فقط او را میزدم. مثلا میرفتیم بیرون و برمیگشتیم یک چیزی را بهانه میکردم و او را کتک میزدم!
برای دیدن این بخش از گفتوگوی منتومن به دقیقه ۱۴:۴۰ لینک روبهرو مراجعه فرمایید: ویدیوی کامل قسمت نهم| منتومن با اسماعیل حلالی









ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0