مشاور پزشکیان رابطه خود را با بانک اقتصاد نوین توضیح داد
حسین عبده تبریزی از موسسان بانک اقتصاد نوین و مشاور پزشکیان درباره خبر خبرگزاری فارس با عنوان «فردوسی پور پای سفرە میلیاردی بانک اقتصادنوین» توضیحاتی ارائه داد که در زیر آمده است: امروز یکی از دوستان خبر بالا را به صورت خصوصی برای من فرستادند. تصمیم گرفتم آن را به صورت عمومی با شما در
حسین عبده تبریزی از موسسان بانک اقتصاد نوین و مشاور پزشکیان درباره خبر خبرگزاری فارس با عنوان «فردوسی پور پای سفرە میلیاردی بانک اقتصادنوین» توضیحاتی ارائه داد که در زیر آمده است:
امروز یکی از دوستان خبر بالا را به صورت خصوصی برای من فرستادند. تصمیم گرفتم آن را به صورت عمومی با شما در میان بگذارم.
بیا بازی ببین
ماینکرفت | هیچی نگفت... یواشکی وین گرفت! |
||
ماینکرفت | کی فکرشو میکرد توی بدوارز انقدر کمپ جوابه!!! |
طی بیست و پنج سال گذشته هر از چندگاهی خبری دربارهی بانک اقتصاد نوین منتشر شده، و این ادعا هم تکرار میشود که من از سهامداران بزرگ بانک بوده یا هستم.
لازم میدانم یک بار دیگر این موضوع را به صراحت روشن کنم که اولاً من تنها بنیانگذار بانک اقتصاد نوین به
نمایندگی از شرکت سرمایهگذاری ساختمان بودهام، اما هیچگاه، حتی یک سهم از این بانک نداشتهام.
مجوز تأسیس بانک را شخصاً و بر اساس اعتبار حرفهای خود از مرحوم آقای دکتر نوربخش، رئیسکل وقت بانک مرکزی، دریافت کردم. هنوز روزی را که برای افتتاح بانک به ساختمان آن در خیابان آفریقا آمدند، به یاد دارم.
همانجا به من گفتند: «این مجوز را به اعتبار شخص شما دادهام که تخصص و فهم موضوع را دارید»
بنده از همان ابتدا اعتقاد داشتم که کارکنان بانک نیز باید در موفقیت آن شریک باشند. به همین دلیل، به همهی
کارکنان بانک، هر کدام صد هزار تومان وام داده شد تا سهام بانک را خریداری کنند. به اعضای هیئتمدیره نیز پنجاه میلیون تومان وام داده شد تا سهامدار شوند.
اما خودم به عنوان رئیس هیئت مدیره از این مزیت استفاده نکردم. در نتیجه تقریباً همهی مدیران و کارکنان بانک سهامدار بودند، اما تنها کسی که حتی یک سهم هم نداشت، خود من و خانوادهام بودند.
سهام بانک خیلی زود حدود بیستوپنج برابر شد. بسیاری از کارکنان سهام خود را فروختند، وامشان را تسویه کردند و صاحب خانه شدند. هنوز به یاد دارم که نه فقط منشی من، بلکه حتی موتورسواری که کارش جابهجایی مدارک هیئتمدیره بود نیز با سود همان سهام و پسانداز شخصی توانستند در خیابان آفریقا آپارتمان بخرند.
دو و نیم سال بعد که از بانک اقتصاد نوین جدا شدم و به سازمان بورس رفتم، تنها طلب من از بانک بابت مبلغ
بازخرید بود که سه میلیون تومان میشد. آن مبلغ را نیز با حدود یک سال تأخیر دریافت کردم. شاید بتوان گفت تنها چیزی که از بانک نصیب من شد، شمارهی حساب یک بانک بود که آن هم به همت معاون مالی وقت، آقای رحمتی، به من اختصاص یافت.
از سالهای نخست، شایعهای رایج بود که من مالک پنجاه درصد سهام بانک هستم. شاید علت این تصور آن بود که بنیانگذار شرکت سرمایهگذاری ساختمان ایران هم بودم که از سهامداران بانک بود؛ برخی گمان میکردند یا به قصد شایعه میکردند که من سهامدار عمدهی آن شرکت نیز هستم.
بعدها، در دههی نود، نیروهای امنیتی کشور برای چند سال به دلایل دیگری سوابق و مالکیتهای بانک را با دقت بررسی کردند. یکی از موضوعاتی که بررسی کردند، همین پنجاه درصد سهام منتسب به من بود.
اما نتیجهی بررسیها روشن بود: یک سهم به نام من، به نام همسرم و یا به نام فرزندم در بانک اقتصاد یا شرکت سرمایهگذاری ساختمان صادر نشده بود.
ظاهراً در شرایط ایران برای بسیاری غیرقابل باور است که فردی بنیانگذار بانک یا شرکتهای عام متعدد باشد
اما خود طمعی به سهام شرکت نداشته باشد، و بعد از چند سال آن بنگاهها را ترک کند.
حتی بعدها شایعه کردند که من با نامهای مستعار در بازار سرمایه خرید وفروش میکنم. اما الان که دیگر ۷۵ ساله شدهام، باید آن سهام را به نام خودم یا خانوادهام تغییر دهم! همهی بررسیها در نهایت همان واقعیت اولیه را تأیید کرد: من هیچ سهمی، نه به نام خود و نه به نام افراد خانوادهام، در اختیار نداشتم.
این موضوع فقط به بانک اقتصاد نوین محدود نمیشود. در تمام سالهایی که در مسئولیتهای عمومی (نه دولتی که یک ساعت هم کارمند دولت نبودهام) و حرفهای حضور داشته و انبوهی از شرکتها را تأسیس کردم، برای حفظ استقلال حرفهای، هیچگاه در شرکتهای بورسی سهامدار نبودم.
تنها شرکتی که دارایی من و خانوادهی من را تشکیل میدهد، سهامی است که در شرکت «دانایان» دارم که در سالهای اخیرتر، به شکل سهامی خاص تأسیس شد.
این مطالب را پای تعریف از خود نگذارید. خرید سهام هیچ اشکالی ندارد و من تمام عمرم آن را تبلیغ کردهام.
فقط اینجا این را میگویم که یادآوری شود در کشوری زندگی میکنیم که عدهای به هر دلیلی به دنبال تخریباند.
یعنی ۲۳ سال بعد از این که شما بنگاهی را ترک کردهاید، هنوز عملیات و فعالیت بانک را به شما منتسب میکنند. هر قدر هم که شما رعایت کنید و حساسیت و دقت نشان دهید، باز هم چنین شایعاتی مطرح میشود.
سالهای حضورم در مسئولیتهای عمومی، نه من و نه همسر و نه فرزندم، هیچ سهمی در هیچ شرکت بورسی نداشتیم. تنها استثنا، شرکت دانایان است که پس از پایان همهی مسئولیتهای عمومی به شکل سهامی خاص تأسیس شد.
ارادتمند حسین عبده تبریزی
مسئولیت این خبر با سایت منبع و جالبتر در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.








ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0