پرویز مظلومی طی ماههای اخیر سکوت اختیار کرده بود و ترجیح میداد وضعیت استقلال را از دور نظارهگر باشد اما این سکوت در گفتگویی بی پرده با خبرورزشی شکسته شد.
بیا بازی ببین
ماینکرفت | هیچی نگفت... یواشکی وین گرفت! |
||
ماینکرفت | کی فکرشو میکرد توی بدوارز انقدر کمپ جوابه!!! |
با سرمربی اسبق استقلال که سابقه حضور در هیئت مدیره این باشگاه را نیز دارد، از هر دری صحبت کردیم که حاصل آن را در ادامه میخوانید:
استقلال میتوانست ۵ ستاره شود
- هفتم مرداد ۱۳۷۰ برای من و بسیاری از استقلالیها یادآور خاطرهای شیرین است. روزی که در بنگلادش برای دومین مرتبه قهرمان جام باشگاههای آسیا شدیم و ستاره دوم را روی پیراهن استقلال نشاندیم. من در آن مسابقات دستیار اول مرحوم منصور پورحیدری بودم.
- استقلال همین حالا پرافتخارترین تیم ایرانی در آسیا محسوب میشود اما باور کنید ما میتوانستیم سه مرتبه دیگر هم قهرمان آسیا شویم. دقیقاً چند ماه پس از اینکه در بنگلادش قهرمان شدیم، دوباره جام باشگاههای آسیا برگزار شد و ما در قطر به فینال رسیدیم اما با بدشانسی و در ضربات پنالتی بازی را به الهلال عربستان واگذار کردیم. شرایط در آن مسابقه بسیار خاص بود چون در نیمه نهایی الریان قطر که میزبان بازیها بود را شکست دادیم و هوادارانش آنقدر عصبانی شدند که کفش و دمپاییهای خود را به سمت ما پرتاب کردند. در یکی از این صحنهها، شاهرخ بیانی عصبانی شد و دمپایی پرت شده را به سمت خود تماشاگران انداخت که داور او را اخراج کرد و از بازی فینال محروم شد. در جدال فینال هم بهترین پنالتی زنان ما یعنی حسنزاده، سرخاب و مرفاوی ضربات خود را خراب کردند و از بدشانسی، احمدرضا عابدزاده هم نتوانست پنالتی بگیرد تا به الهلال ببازیم و دوم شویم.
- اردیبهشت سال ۱۳۷۸ من در استقلال نبودم اما این تیم با هدایت مرحوم ناصر حجازی به فینال رسید و همه ما با تمام وجود دلمان میخواست قهرمان شود. همان بازی معروف فینال مقابل جوبیلو ایواتا که بالغ بر ۵ فرصت بسیار خوب را از دست دادیم و دوباره نایب قهرمان شدیم. البته یک بار دیگر نیز در فروردین سال ۱۳۸۱ تا آستانه قهرمانی رفتیم و همه چیز مهیا بود اما متاسفانه یک اتفاق عجیب، آرزوهایمان را به باد داد. استقلال با هدایت آقای پورحیدری و دستیاری من به نیمه نهایی جام باشگاههای آسیا در سال ۲۰۰۲ رسیده بود و مرحله پایانی به میزبانی تهران برگزار میشد. ما در نیمه نهایی به مصاف تیم آنیانگ ال جی کره جنوبی رفتیم و در شرایط عادی کاملاً برتر از این تیم بودیم اما بارش شدید باران کیفیت زمین ورزشگاه آزادی را خراب کرد و اصلاً فکر میکردیم مسابقه برگزار نمیشود به همین دلیل بچهها ساکهای خود را برداشتند تا به اتاق برگردند اما نماینده کنفدراسیون گفت قرارداد پخش تلویزیونی داریم و باید بازی برگزار شود.
- در آن مسابقه کرهایها دو بازیکن برزیلی داشتند که اصلاً انگار سالیان سال به جای فوتبال، واترپلو بازی کرده بودند چون به راحتی هرچه تمامتر در زمین گل آلود و آب گرفته آزادی بازی کردند و کار را برای حریف درآوردند. آن مسابقه را در حالی دو بر یک باختیم که محمد نوازی تنها پنالتی عمر خود را خراب کرد. توپ تا لب خط گل میرسید ولی چون زمین گل آلود بود داخل نمیرفت. دو روز بعد از این اتفاق، وقتی هوا صاف شد، نماینده ازبکستان را در بازی ردهبندی با ۵ گل شکست دادیم و سوم شدیم اما حسرت آن مسابقه همیشه در دلم میماند.
ناصرحجازی همه ما را قسم داد؛ هیچکس تبانی نکرد
- در بنگلادش سال ۱۳۷۰ که هفتم مرداد سالگرد قهرمانی آن محسوب میشود، قبل از شروع بازیها اردوی بسیار خوبی در ساری داشتیم و حسابی سختی کشیدیم تا آماده شویم. تیم ما همان زمان ۷ ملی پوش داشت و مملو از ستاره بودیم، اینکه میگویند سطح مسابقات پایین بود را هم اصلاً قبول ندارم چون اولاً نمایندگان کره شمالی و چین در واقع استخوانبندی تیمهای ملی کشورشان بودند و در ثانی، محمدان بنگلادش هم همان تیمی بود که توانست پرسپولیس را شکست بدهد. تازه دوستان فراموش نکنند ما در مرحله مقدماتی توانستیم السد قطر را حذف کنیم. یک تیم فوق العاده قدرتمند که ابراهیم قاسمپور و مجید نامجو مطلق در آن توپ میزدند.
- شرایط در بنگلادش برای اقامت تیم واقعاً بد بود چون این کشور آن زمان به لحاظ بهداشتی در وضعیت کاملاً نامناسبی بود. ببینید اوضاع چقدر بد بود که من به مرحوم ناصر حجازی که آن زمان هدایت محمدان بنگلادش را بر عهده داشت، گفتم: ناصر، تو چطوری اینجا زندگی میکنی؟ البته بنده خدا چارهای نداشت چون برای مربیگری رفته بود.
- اینکه میگویند حجازی و پورحیدری برای صعود محمدان بنگلادش با یکدیگر تبانی کرده بودند اصلاً حرف درستی نیست و کاملاً بیاساس است چون دقیقاً به خاطر دارم مرحوم حجازی شب قبل از بازی به اردوی ما آمد و گفت: همه شما را قسم میدهم هرچه در توان دارید، داخل زمین بگذارید و جوانمردانه بازی کنید. اتفاقا بازی بسیار جذابی هم شد و در نهایت با نتیجه مساوی یک بر یک به پایان رسید. استقلال صعود کرده بود و حتی اگر میباخت هم صدرنشین باقی میماند اما محمدان بنگلادش باید بازی را میبرد تا صعود کند ولی چون کار با مساوی خاتمه یافت، تیم حجازی حذف شد. اگر قرار بر تبانی ناصرخان و منصورخان بود، پس چرا محمدان حذف شد؟
استقلال قهرمان شد، پنهانی زمین گرفتند
- این کاملاً درست است که بابت قهرمانی استقلال در جام باشگاههای آسیا، به هر کدام از ما فقط یک خط تلفن ثابت دادند اما بگذارید به شما بگویم که بعضی آدمها، همان زمان از مزایای دیگری هم استفاده کردند و به واسطه قهرمانی استقلال، کانال زدند و زمین گرفتند! آن افراد خودشان میدانند منظورم چه کسانی هستند. اتفاقاً من در همین رابطه با آقای پورحیدری صحبت کردم و گفتم شما سرمربی تیم هستید و بیشترین نقش را در این قهرمانی داشتید پس چرا قضیه را دنبال نمیکنید؟ گفت ولش کن، ما به عشق مردم بازی کردیم.
با جامهای ما در استقلال پز میدهند
- واقعا وقتی شرایط فوتبال امروز ایران میبینم، حالم بد میشود و دلم نمیخواهد به آن نزدیک شوم. مگر میشود یک نفر به واسطه حمایتهایی که اشخاص سیاسی و غیر ورزشی از او میکنند، در این فوتبال مدیرعامل چند باشگاه شود و با وجود اینکه کارنامه موفقی هم در عرصه مربیگری نداشته، همچنان برگردد و تیم بگیرد؟ در عرصه مدیریت هم همین است.
- آقای تاجرنیا را به لحاظ شخصی آدم خوب و پیگیری میدانم اما معتقدم روشهای مدیریتی که در استقلال اعمال میشود، اشتباه است. آقایان راه را اشتباه میروند و افراد در استقلال به جای ضوابط و شایستگی، با توجه به روابط برگزیده میشوند. خیلی جالب است که استقلالیها هر وقت میخواهند پز بدهند، کنار همان جام قهرمانی مرداد سال ۱۳۷۰ که ما به دست آوردیم عکس یادگاری میگیرند اما آدمهایی که آن جام را به دست آوردند، خودشان در باشگاه نیستند و نقشی ندارند. البته پرویز مظلومی از این ماجراها زیاد دیده است. من اسفند سال ۱۳۹۰ استقلال را قهرمان جام حذفی کردم و داخل زمین منتظر بودم تا به عنوان سرمربی با این کاپ عکس یادگاری بگیرم اما هرچه میگشتم، جام را پیدا نمیکردم! در نهایت دیدم آقایان در جایگاه ویژه مشغول عکس گرفتن با این کاپ هستند!
به یاسر آسانی باج دادند
- مدیران استقلال به یاسر آسانی باج دادند و او را بازگرداندند. خیلی تلخ است که این حرف را بگویم اما آقایان به خاطر تهدید مدیر برنامه یاسر آسانی، به او باج دادند و با یک مبلغ بالا قرارداد بستند تا دوباره او را بازگردانند.
- افراد کاربلد در خانه نشستهاند و استقلال به خاطر نابلدی بعضی افراد دچار چنین مشکلات بزرگی شده است. وقتی پنجره نقل و انتقالاتی باشگاه بسته میشود، هیچ دلیلی غیر از کارنابلدی وجود ندارد و هیچ توجیهی هم نمیتوان کرد.
تیم ملی باید صعود میکرد
- در رابطه با تیم ملی توجیهات و بهانههای مختلفی میآورند. از شکل تدارکات تا بازیهای دوستانه و محل برپایی اردو اما باید این حقیقت را به مردم گفت که ما در ضعیفترین گروه قرار داشتیم و بهترین فرصت بود تا حداقل در جام جهانی ۴۸ تیمی از گروهمان صعود کنیم اما این اتفاق رخ نداد. حقایق را به مردم بگویید.
- واقعا از توهینی که به علی دایی شد، دلم به درد آمد. دایی اسطوره فوتبال ایران است و برای برگزاری قرعه کشی جام جهانی دعوتش میکنند اما ما داخل کشور چه رفتاری با او کردیم؟ آدمی که شبها در زیر پله میخوابید، حالا آمده و برای برند فوتبال ایران شاخ شده است.
- پاداش ۱۴۰ میلیاردی برای سرمربی تیم ملی؟ نوش جانش باشد(میخندد) یادش بخیر استقلال با ۱۵ میلیون تومان قهرمان آسیا شد. منظورم همین مرداد ۱۳۷۰ است که در موردش صحبت کردیم. شرایط باشگاه آنقدر به لحاظ مالی ضعیف بود که هنگام برگشت نفری ۵۰ دلار خودمان پول گذاشتیم و اضافه بار را دادیم ولی حالا پول بیرویه وارد فوتبال یران شده و متاسفانه فساد هم با خود میآورد.
باید من را در استقلال روی سرشان بگذارند
- با کارنامهای که پرویز مظلومی دارد، باید در استقلال من را روی سر خودشان بگذارند اما چون رابطه و لابی ندارم، در باشگاه کارهای نیستم. پرویز مظلومی در استقلال نیست چون روی سکوها زد و بند نداشت و هرگز در زندگی خود دلش نمیخواهد به چنین قیمتی تیم داشته باشد.
- سال ۹۵ من صدر جدول بودم ولی آقایان پلاکارد آورده و برای سرمربی جدید شمارش معکوس گذاشته بودند. اتفاقا همان آدم هم بلافاصله بعد از من سرمربی استقلال شد تا مشخص شود در فوتبال ایران شرایط از چه قرار است!
- استقلال لیگ بیست و یکم با فرهاد مجیدی بدون شکست قهرمان شد و من عضو هیئت مدیره بودم. آن زمانی که در پاییز ۱۴۰۱ با ریکاردوساپینتو قهرمان سوپرجام شدیم هم من عضو هیئت مدیره استقلال بودم. در تمام آن روزها سهم ما از استقلال فقط یک معرفی نامه بابت دریافت ماشین بود که پولش را هم کامل خودمان دادیم اماب اورتان نمیشود که ۱۰ بار من را به بازرسی و دادگاه کارکنان دولت بردند و در نهایت پرویز مظلومی را بعد از اینهمه سال تلاش و زحمت برای استقلال، به خاطر همین ماشین ۱۰ میلیون تومان جریمه کردند!
رفت و آمد ساقی ساپینتو به باشگاه!
- تا آخر عمرم از آقای قربانزاده نمیگذرم. خالصانه برای استقلال کار کردم اما ایشان در تلویزیون به من تهمت زد و با شخصیت فردی که همراه با استقلال بارها قهرمان ایران و آسیا شد، بازی کرد. نمیدانم این آقایان چرا وقتی بحث دلالی سیدورف و ریکاردو ساپینتو مطرح شد، سرشان را مثل کبک زیر برف کردند و حرفی نزدند.
- ریکاردو ساپینتو در همان دوره اول سرمربیگری خود نیز دلالی میکرد و من به عنوان یکی از اعضای هیئت مدیره قضیه را فهمیده بودم. بقیه مدیران هم فهمیده بودند و آقای کریمی در سال ۱۴۰۲ با او برخورد کرد. ما همان زمان میدانستیم این مربی دائم الخمر است ولی متاسفانه نه تنها با او برخورد نشد بلکه حتی شخصی که برای ساپینتو مشروب میآورد نیز آزادانه در مقطعی به باشگاه استقلال رفت و آمد میکرد!
خیانت کردند تا قهرمان نشویم
- از کسانی که در بهار سال ۹۵ به من خیانت کردندتا از استقلال بروم، هرگز نخواهم گذشت. آنها را حلال نمیکنم. استقلال را بر هم زدند و موجب شدند دربی را ببازیم و قهرمان لیگ پانزدهم نشویم. در فینال جام حذفی همان سال هم چند بازیکن به من خیانت کردند تا قهرمان نشویم. البته عواملی در داخل باشگاه هم با آنها همدست بودند. یکی از آنالیزورهای ما در جدال فینال مقابل ذوب آهن روی سکوها نشسته بود و با گوشهای خودش شنید که میگفتند همه چیز تمام شده و فلان شخص بعد از این بازی سرمربی استقلال میشود. یعنی تمام هماهنگیها صورت گرفته بود و اتفاقاً همان شخص هم دقیقاً بعد از همان بازی سرمربی استقلال شد.
- در لیگ پانزدهم شخصی داخل باشگاه استقلال حضور داشت که من ورودش به جمع تیم را به خاطر رفتارهایی که انجام داده بود، ممنوع کرده بودم اما نمیدانم چطوری و با کجا لابی میکنند که دوباره برمیگردند و در استقلال سمت میگیرند؟
- اغلب دل سوختگان واقعی استقلال این روزها بیرون گود هستند اما بعضی آقایان راه میروند و از باشگاه استقلال میلیاردی پول میگیرند.
بیشتر بخوانید: منتقدان تیم ملی به قلعهنویی و جایگاه او حسادت میکنند!







ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0