کد خبر : 527939
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 6 مرداد 1405 - 12:25

اکبر عبدی در کدام فیلم نگران از دست دادن جانش بود؟

اکبر عبدی در کدام فیلم نگران از دست دادن جانش بود؟

بیا بازی ببین ماینکرفت | هیچی نگفت… یواشکی وین گرفت! روبلاکس | رفتیم اسکویید گیم، دیگه رفاقتی باقی نموند… ماینکرفت | بدوارز یا فیلم ماینکرفت | پیکار سه نوب با دراگون… | بقا با رفقا قسمت ۹ (پارت آخر) ماینکرفت | کی فکرشو میکرد توی بدوارز انقدر کمپ جوابه!!! روبلاکس | با دوستم رفتیم گرنی،


بیا بازی ببین

ماینکرفت | هیچی نگفت... یواشکی وین گرفت!ماینکرفت | هیچی نگفت... یواشکی وین گرفت!
ماینکرفت | کی فکرشو میکرد توی بدوارز انقدر کمپ جوابه!!!ماینکرفت | کی فکرشو میکرد توی بدوارز انقدر کمپ جوابه!!!

 





سال ۱۳۶۵ در اوج جنگ هشت‌ ساله ایران و عراق که هیچ افقی برای پایان جنگ متصور نبود، ساخت کمدی پرهزینه‌ای مانند اجاره‌نشین‌ها کاری جسورانه و نشدنی می‌نمود.

بخش خصوصی سینما در کار نبود و تهیه‌کنندگان سینمای ایران دست و دلشان برای سرمایه‌گذاری‌های کلان پیش نمی‌رفت. در میانه چنین اوضاعی ساخت فیلم اجاره‌نشین‌ها به کارگردانی داریوش مهرجویی و تهیه‌کنندگی هارون یشایایی و بازی درخشان عزت‌الله انتظامی، حمیده خیرآبادی، حسین سرشار، اکبر عبدی و دیگران کلید خورد.

ماجرای فیلم در خانه‌ای اجاره‌ای می‌گذشت که مستاجران و وکلای قلابی ورثه خانه هر کدام به ترفندی می‌خواستند خانه را مال خود کنند. از جمله این ترفندها دستکاری خانه بود. خانه‌ای که دور تا دورش را بیابان می‌بینید، در فلکه صادقیه قرار داشت که امروز انبوه خانه‌ها و جمعیت شهری در آنجا ساکن شده است.

صحنه‌های به یادماندنی زیادی از فیلم اجاره‌نشین‌ها در ذهن مردم باقی مانده، اما یکی از تاثیرگذارترین این صحنه‌ها، همان جایی است که بر اثر دستکاری مستاجران خانه، آب منبع بالای بام سرازیر می‌شود و همه اهالی را آب می‌برد. گذشته از هزینه بالای این سکانس که فقط یک‌بار می‌توانست اجرا شود، خطری که به واسطه سرازیر شدن از پله‌ها ممکن بود متوجه هنرپیشه‌ها شود، محل نگرانی بود.

5

 من آن روز سر صحنه فیلمبرداری بودم. آقای عبدی هنرپیشه‌ای بود که نگرانی خود را صراحتا بیان کرد و آشکارا گفت این صحنه ممکن است به قیمت جان یکی از ما تمام شود و من نمی‌دانم به چه دلیل به مادر من مراجعه می‌کرد که «خانم پرویز خان، شما شاهد باشید! من از این صحنه جان سالم به در نمی‌برم!»

اعتراضات و ترس او از پایین غلتیدن از دو، سه طبقه پله به بقیه هم سرایت کرد و باعث شد هارون یشایایی به مهرجویی مراجعه کند که بهتر است این صحنه را لغو کنیم، اما زنده‌یاد مهرجویی محکم ایستاد که این صحنه از جمله مهم‌ترین صحنه‌های این فیلم است و لغو نخواهد شد. اعتراض‌های اکبر عبدی و درخواست‌های هارون یشایایی به جایی نرسید و قرار شد صحنه پایین غلتیدن از پله‌ها به همان صورتی که در سناریو بود اجرا شود، اما برای احتیاط آمبولانسی با پزشک و پرستار در پایین در خانه مستقر شد تا در صورت بروز حادثه، کمک در کمترین زمان ممکن در دسترس باشد. وقتی داریوش مهرجویی پای بلندگوی دستی گفت: «اکشِن» و عوامل صحنه روی پشت بام منبع پر از آب را برگرداندند، اضطراب همه ما را که بیرون به تماشا ایستاده بودیم، فرا گرفت. 

حجم بزرگ آب سرازیر شد و آب ساکنان ساختمان اجاره‌ای را از پله‌ها پایین برد و همان‌طور که همه بینندگان دیده‌اند روی خاک‌های بیرون خانه به زمین گذاشت. وقتی مهرجویی پایان سکانس را اعلام کرد، همگی ما اول از همه پزشک و پرستار به طرف هنرپیشه‌ها که هنوز از شوک خطرات این صحنه بیرون نیامده بودند، دویدیم تا از سلامت آنها مطمئن شویم. خوشبختانه هیچ کدام صدمه‌ای ندیده بودند. زنده‌یاد مهرجویی با خونسردی به طرف اکبر عبدی که هنوز روی زمین نشسته بود، رفت و با همان لحن همیشگی‌اش دستی به شانه عبدی زد و گفت: «پاشو، دیدی که نمردی؟!»

منبع: اعتماد

منبع خبر


مسئولیت این خبر با سایت منبع و جالبتر در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

..

.

advanced-floating-content-close-btn
advanced-floating-content-close-btn