پیش از آنکه طرح جنجالی فیفا برای تجاریسازی جامهای جهانی و مهمترین رقابتهای این نهاد کنار گذاشته شود، فوتبال زنان قرار بود نخستین قربانی این بحران باشد. پس از افشای برنامههای جانی اینفانتینو برای پروژه FIFA Forward Enterprise (FFE) که موج گستردهای از انتقادها را به دنبال داشت، یوفا تصمیم گرفت رقابتهای فیفا، از جمله جام جهانی ۲۰۳۰، را تحریم کند؛ اما پیش از آن، این مسابقات زنان بودند که بیشترین آسیب را متحمل میشدند.
کمتر از یک سال تا آغاز جام جهانی زنان ۲۰۲۷ در برزیل باقی مانده و مرحله پلیآف انتخابی اروپا قرار است از ماه اکتبر آغاز شود. پیامدهای فوری این بحران حتی میتوانست برای رقابتهای پایه فوتبال زنان شدیدتر باشد؛ جام جهانی زیر ۲۰ سال زنان از پنجم سپتامبر در لهستان آغاز میشود و پس از آن، جامهای جهانی زیر ۱۷ سال مردان در قطر و زنان در مراکش بهترتیب در ماههای اکتبر و نوامبر برگزار خواهند شد.
بیا بازی ببین
ماینکرفت | هیچی نگفت... یواشکی وین گرفت! |
||
ماینکرفت | کی فکرشو میکرد توی بدوارز انقدر کمپ جوابه!!! |
موضع قاطع یوفا برای حفظ اعتبار و یکپارچگی فوتبال ملی ضروری بود، اما هم پیشنهادهای فیفا و هم تقابل ایجادشده، سالها پیشرفت فوتبال زنان را تهدید میکرد. از زمان انتشار این خبر در سهشنبهشب، موجی از خشم میان بازیکنان، مربیان (از جمله اما هیز، سرمربی تیم ملی زنان آمریکا)، مدیر برنامهها و فدراسیونهای ملی شکل گرفت و عقبنشینی فیفا در روز جمعه نیز نتوانست این نارضایتی را از بین ببرد.
فوتبال زنان که طی سالهای اخیر رشد، سرمایهگذاری و محبوبیتی بیسابقه را تجربه کرده، ناگهان به مرکز کشمکش قدرت میان جانی اینفانتینو و جامعه جهانی فوتبال تبدیل شد؛ اتفاقی که این رشته به هیچوجه توان تحمل آن را ندارد.

چرا یوفا مقابل فیفا ایستاد؟
طبق طرح اینفانتینو، فیفا قصد داشت ۲۰ درصد از سهام یک شرکت تجاری تازهتأسیس به نام FFE را واگذار کند؛ شرکتی که کنترل ارزشمندترین داراییهای تجاری و عملیاتی فیفا را در اختیار میگرفت. این داراییها شامل حق پخش تلویزیونی، قراردادهای اسپانسری، فروش بلیت، خدمات تشریفاتی جامهای جهانی مردان و زنان و همچنین سایر رقابتهای فیفا میشد.
منتقدان معتقد بودند این طرح، تمرکز بزرگترین تورنمنتهای فوتبال را از اصول و ارزشهای ورزشی به سمت حداکثرسازی درآمدهای تجاری سوق میدهد. نتیجه چنین رویکردی میتوانست افزایش قیمت بلیتها، برگزاری مکرر جامهای جهانی و نادیده گرفتن نگرانیهای فزاینده درباره فرسودگی بازیکنان، سلامت آنها و دسترسی هواداران به مسابقات باشد.
تحریم یوفا که با مخالفت کنفدراسیون فوتبال آمریکای شمالی، مرکزی و کارائیب (Concacaf) و کنفدراسیون فوتبال آسیا (AFC) نیز همراه شد، در نهایت اینفانتینو را وادار به عقبنشینی کرد.
با این حال، اگر چنین تحریمی اجرا میشد، فوتبال زنان بیش از هر بخش دیگری آسیب میدید؛ تصور جام جهانی زنان بدون تیمهای اروپایی تقریباً غیرممکن است. در چنین شرایطی اسپانیا، قهرمان جهان، انگلیس، قهرمان اروپا، آلمانِ دو دوره قهرمان جهان و قدرتهای سنتی مانند فرانسه، سوئد و هلند از مسابقات کنار میماندند. در مجموع، ۶ تیم از ۱۰ تیم برتر ردهبندی فیفا در این رقابتها غایب بودند.
ابعاد این خسارت به سختی قابل توصیف است. سه تیم از ۹ قهرمان تاریخ جام جهانی زنان یعنی نروژ، آلمان و اسپانیا حضور نداشتند و سه تیم از چهار نیمهنهایی جام جهانی ۲۰۲۳ نیز حذف میشدند. حتی برای جام جهانی ۲۰۲۷ نیز تنها دو مدعی اصلی خارج از اروپا، آمریکا و میزبان مسابقات یعنی برزیل، هستند.
اگرچه هدف اصلی این طرح افزایش درآمدهای تجاری بود، اما واقعیت این است که بخش عمده جذابیت جهانی جام جهانی زنان به ستارهها و تیمهای ملی اروپا وابسته است.
جام جهانی بدون برندگان توپ طلای زنان مانند الکسیا پوتیاس و آیتانا بونماتی یا بدون تیم ملی انگلیس که پس از قهرمانی یورو ۲۰۲۲ به چهرههایی جهانی تبدیل شدهاند، بخش مهمی از اعتبار و ارزش تجاری خود را از دست میداد.
جام جهانی بدون حضور تمام کنفدراسیونها، در عمل تنها نام جام جهانی را یدک میکشید و فیفا را علاوه بر یک بحران مدیریتی، با بحران مشروعیت مهمترین تورنمنت خود نیز روبهرو میکرد.

چرا فوتبال زنان به جام جهانی وابسته است؟
جام جهانی زنان ۲۰۲۳ حدود ۵۷۰ میلیون دلار درآمد برای فیفا ایجاد کرد و برای نخستین بار این رقابتها از نظر مالی به نقطه سربهسر رسید. از این رقم، ۴۵۵.۹ میلیون دلار از محل حقوق تجاری و بازاریابی به دست آمد.
با وجود این موفقیت، فوتبال زنان همچنان وابستگی زیادی به جام جهانی بهعنوان مهمترین موتور اقتصادی خود دارد.
در جام جهانی ۲۰۲۳، رکورد ۱۱۰ میلیون دلار جایزه میان فدراسیونها و بازیکنان توزیع شد و برای نخستین بار فیفا سهم بازیکنان را مستقیماً پرداخت کرد، نه از طریق فدراسیونهای ملی. پاداش بازیکنان از ۳۰ هزار دلار برای حضور در مرحله گروهی تا ۲۷۰ هزار دلار برای قهرمانی متغیر بود. اسپانیا بهعنوان قهرمان حدود ۴.۲ میلیون دلار دریافت کرد و سهم هر بازیکن این تیم نزدیک به ۲۷۰ هزار دلار بود. انگلیس، نایبقهرمان مسابقات، نیز بیش از ۳ میلیون دلار دریافت کرد و هر بازیکن این تیم حدود ۱۹۵ هزار دلار پاداش گرفت.
البته جوایز نقدی تنها بخشی از درآمد بازیکنان در جام جهانی است. قراردادهای اسپانسری، فرصتهای تجاری و پاداشهای مبتنی بر عملکرد نیز در طول مسابقات رشد چشمگیری پیدا میکنند. برای مثال، بازیکنان انگلیس ماهها با اتحادیه فوتبال این کشور بر سر پاداشها مذاکره کردند تا در نهایت به توافق رسیدند.
تضمین پرداخت حداقل ۳۰ هزار دلار به تمام بازیکنان حاضر در مرحله گروهی، بهویژه برای فوتبالیستهای کشورهای کوچک یا کمتر توسعهیافته اهمیت زیادی داشت. بسیاری از این بازیکنان هنوز دستمزدهای اندکی دریافت میکنند، شغل دوم دارند یا حتی نمیتوانند تنها از راه فوتبال امرار معاش کنند. برای آنها، درآمد جام جهانی میتواند زندگی را متحول کند، نه اینکه صرفاً یک پاداش معمولی باشد.
در فوتبال مردان شرایط کاملاً متفاوت است. جوایز جام جهانی مردان بهمراتب بیشتر است، هرچند فیفا بارها اعلام کرده قصد دارد در بلندمدت پرداختی به بازیکنان زن و مرد را به سطحی برابر برساند. با این حال، اکثر بازیکنان مرد بخش عمده درآمد خود را از باشگاههایشان به دست میآورند و وابستگی کمتری به پاداش جام جهانی دارند.
باشگاهها نیز از این مسابقات سود میبرند. در قالب برنامه Club Benefits Programme، بیش از هزار باشگاه در مجموع ۱۱.۳ میلیون دلار بابت آزاد کردن بازیکنان خود دریافت کردند. تیمهای زنان بارسلونا و چلسی نیز هر کدام نزدیک به ۲۵۰ هزار دلار از این محل درآمد داشتند.
اگرچه این ارقام در مقایسه با فوتبال مردان ناچیز به نظر میرسد، اما در فوتبال زنان منابع مالی ارزشمندی محسوب میشوند و به باشگاهها برای حفظ رقابتپذیری و تقویت ساختار این رشته کمک میکنند.

فوتبال زنان نباید قربانی جنگ قدرت شود
منابع آگاه به ESPN گفتهاند اگر چنین بحرانی تنها یک سال پیش از جام جهانی مردان رخ میداد، هرگز اجازه پیدا نمیکرد تا این اندازه پیش برود، زیرا احتمال ایجاد اختلال در مهمترین تورنمنت فوتبال جهان، واکنشی بسیار شدیدتر به همراه داشت. به اعتقاد آنها، فیفا پیامدهای تصمیمات خود برای فوتبال زنان را بهشدت دستکم گرفته بود.
نشانه این موضوع نیز کاملاً روشن است؛ طبق گزارش گاردین، پیشنهاد ۲۵ صفحهای اینفانتینو درباره پروژه FFE که برای فدراسیونهای عضو ارسال شده بود، حتی یک بار هم نامی از فوتبال زنان نبرده بود.
فوتبال زنان در سالهای اخیر همواره تلاش کرده در موضوعات فراتر از زمین مسابقه نیز پیشگام باشد. تیم ملی زنان آمریکا برای دستمزد برابر مبارزه کرد، بازیکنان بسیاری علیه بیعدالتیهای سیاسی و اقتصادی موضع گرفتند و جامعه فوتبال زنان نیز پس از ماجرای لوئیس روبیالس و جنی هرموسو در جشن قهرمانی جام جهانی ۲۰۲۳، متحدانه از این بازیکن حمایت کرد.
اعطای آزادی عمل تجاری بیشتر به فیفا میتوانست در نهایت به افزایش تعداد مسابقات، فشردهتر شدن تقویم رقابتها و فشار مضاعف بر بازیکنان برای کسب درآمد بیشتر منجر شود.
بازیکنان، مدیر برنامهها و منابع مختلف در فوتبال زنان به ESPN گفتهاند که همین حالا نیز از مسیر فعلی فوتبال نگران هستند و بسیاری از ستارههای بزرگ بارها درباره حجم بیش از حد مسابقات هشدار دادهاند.
برخی دیگر نیز به افزایش سرسامآور قیمت بلیتها و هزینههای سفر اشاره کردهاند؛ هزینههایی که باعث شده بسیاری از هواداران دیگر توان حضور در ورزشگاهها را نداشته باشند.
خوشبختانه مخالفت قاطع یوفا و مقاومت چند کنفدراسیون دیگر در برابر طرح فیفا، اینفانتینو را پیش از آنکه چرخه جام جهانی زنان وارد مرحلهای حساس شود، وادار به عقبنشینی کرد و مانع از آسیبهای ماندگار شد.
با این حال، در حالی که روزهای اخیر به نقطه عطفی در دوران ریاست اینفانتینو و مدیریت فوتبال جهان تبدیل شد، این فوتبال زنان بود که بار دیگر در خط مقدم این بحران قرار گرفت. اگر برنامههای رئیس فیفا مطابق خواسته او پیش میرفت، فوتبال زنان نخستین قربانی جنگ قدرتی میشد که هر روز ابعاد گستردهتری پیدا میکند؛ واقعیتی که چشمانداز آینده این رشته را چندان امیدوارکننده نشان نمیدهد.
همچنین بخوانید: هواداران فوتبال هنوز قدرت دارند؛ وقتی طرح جنجالی فیفا هم مثل سوپرلیگ اروپا به سطل زباله انداخته شد!








ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0