همشهری آنلاین- فاطمه عباسی: در این مسیر تفاوتی نمیکند از کدام مرز آمده باشی یا به چه زبانی سخن بگویی؛ گردوغبار نشسته بر تنها و جامهها، شناسنامه مشترک همه کسانی است که قدم در این راه گذاشتهاند. اینجا، جایی است که بزرگترین هجرت سالانه جهان، نه در قالب یک تقویم رسمی، که در تاروپود زندگی روزمره جریان پیدا میکند.
موکبها، این سازههای موقت اما استوار، ستون فقرات این سفرند. آنها فراتر از ایستگاههای پذیرایی، شهرهای کوچکی هستند که در چند روز بنا میشوند تا مرزهای سخاوت را جابهجا کنند. از فنجانهای کوچک قهوه تلخ عربی گرفته تا نانهای داغ تنوری که با دستهای پینهبسته نانوایان محلی پخت میشود، همگی بخشی از یک پذیرایی بیمنت هستند. در این موکبها، کودکان با سینیهای کوچک آب و پیرمردان با التماس برای استراحت زائران، تصویری متفاوت از مناسبات انسانی را ترسیم میکنند؛ جاییکه دهنده و گیرنده، جایگاه خود را در ساختاری فراتر از مناسبات مادی تعریف میکنند.
بیا بازی ببین
ماینکرفت | هیچی نگفت... یواشکی وین گرفت! |
||
ماینکرفت | کی فکرشو میکرد توی بدوارز انقدر کمپ جوابه!!! |
و سرانجام پایان راه؛ جایی که خستگی مسیر ۹۰ کیلومتری پیادهروی در شکوه بینالحرمین ذوب میشود. زائرانی که روزها زیر آفتاب سوزان کویر دوام آوردهاند، حالا با پاهای آبلهزده اما گامهایی استوار به مقصد رسیدهاند. بینالحرمین این روزها شلوغترین نقطه زمین است؛ نقطهای که در آن نجوای دعاها، صدای گریههای شوق و همهمه جمعیت در هم میآمیزد. دوربینها تنها میتوانند گوشهای از این تلاطم عظیم را ثبت کنند؛ از پاهای خسته ایستاده در صف خنکای آب گرفته تا چشمهای خیره به گنبد طلایی که پایان یک سفر و آغاز یک دگرگونی است. این گزارش تصویری، تکههایی از همین قابهای ماندگار است؛ روایتی از جاده، ایثار موکبداران و لحظه وصال در بینالحرمین.















ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0