به گزارش خبرآنلاین، نیکولاس گروسمن، استاد علوم سیاسی دانشگاه ایلینوی، در یادداشتی تحلیلی برای شبکه MS NOW نوشت: در حالی که گزارشها از مراحل پایانی توافق ایران و عمان برای مدیریت تنگه هرمز، دریافت عوارض عبور از کشتیها و حتی منع رفتوآمد شناورهای «دول متخاصم» حاکی است، تحسین ضمنی این گفتوگوها از سوی مقامات ارشد آمریکایی مانند مارکو روبیو (وزیر خارجه) و اسکات بسنت (وزیر خزانهداری) نشان میدهد واشنگتن در آستانه پذیرش رسمی شروط تهران قرار دارد.
بیا بازی ببین
ماینکرفت | هیچی نگفت... یواشکی وین گرفت! |
||
ماینکرفت | کی فکرشو میکرد توی بدوارز انقدر کمپ جوابه!!! |
این عقبنشینی آشکار در حالی رخ میدهد که ترامپ در ماههای اخیر مدام بین ادعای تسلط آمریکا بر تنگه هرمز و تهدید به «حملات بسیار سخت» در نوسان بوده است. اما نگاهی به کارنامه چند ماه گذشته نشان میدهد استراتژی واشنگتن به یک «رسوایی روزمره» برای کاخ سفید تبدیل شده است.
پیش از آغاز این جنگ توسط ترامپ در ماه فوریه، تنگه هرمز آبراهی بینالمللی و آزاد بود و کشورهای عرب خلیج فارس استراتژی امنیتی خود را بر پایه سلطه آمریکا تنظیم کرده بودند. اما پس از چندین دور بمباران و تهدید، آمریکا در ۱۷ ژوئن یادداشت تفاهمی با ایران امضا کرد که عملاً سند تسلیم واشنگتن بود؛ سندی که رفع تحریمها را مقدم شمرد، هیچیک از اهداف جنگی آمریکا را محقق نساخت و مدیریت تنگه هرمز را به ایران و عمان واگذار کرد.
با نقض مکرر تفاهمنامه از سوی ترامپ و ازسرگیری بمبارانها، ایران نه تنها پاسخ موشکی و پهپادی داد، بلکه عمان را نیز با طرح خود برای کنترل تنگه همراه ساخت.
پیامدهای این دور باطل برای واشنگتن سنگین بوده است:
-
کاهش شدید ذخایر تسلیحاتی: مصرف بیرویه موشکهای هدایتشونده و سامانههای پدافندی آمریکا باعث کمبود شدید تسلیحاتی شده که به دلیل گلوگاههای تولید به سادگی قابل جبران نیست.
-
درآمد دهها میلیارد دلاری ایران: حتی با اخذ عوارض ۳ درصدی، دهها میلیارد دلار درآمد سالانه جدید عاید تهران خواهد شد.
-
تلفات انسانی: ۱۸ کشته و بیش از ۶۰۰ مجروح از نیروهای آمریکایی حاصل این ماجراجویی بوده است.
فروپاشی معماری امنیتی آمریکا و بیاعتمادی متحدان عرب
گسترش جنگ به عراق و یمن و حملات حوثیها به خطوط دریانوردی، ریاض را مجبور به بازبینی در محاسبات خود کرد. محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، که پیشتر مواضع تندتری داشت، تحت فشار هشدارهای ایران، ترامپ را از انجام حملات بزرگتر برحذر داشت و عملاً پذیرفت که ریاض آماده پرداخت عوارض عبور به رقیب منطقهای خود است. این چرخش، رای عدم اعتماد به «معماری امنیتی تحت رهبری آمریکا» در خلیج فارس محسوب میشود.
گروسمن تاکید میکند اگرچه آمریکا بخش زیادی از تجهیزات و نیروهای طرف مقابل را نابود کرده، اما این دستاوردها تنها «تاکتیکی» است، نه «استراتژیک»؛ زیرا در نهایت، دست برتر در اختیار ایران قرار گرفته است.
پایان بلوفهای ترامپ و انزوا در برابر واقعیت
ترامپ اکنون در برابر دو گزینه قرار دارد:
-
تسلیم تحقیرآمیز: پذیرش کنترل ایران بر تنگه هرمز، پرداخت عوارض و گردن نهادن به اقتدار تهران؛ که تنها راه مهار بحران اقتصادی و کاهش قیمت بنزین پیش از انتخابات میاندورهای است.
-
تنشافزایی نظامی و ورود به جنگ زمینی: گزینهای بس پرهزینه که نیروهای آمریکایی را در جغرافیا و کوهستانهای وسیع ایران به طعمهای آسان تبدیل خواهد کرد.
ترامپ بارها تهدید به هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی کرده اما در عمل عقب نشسته است. این چرخهی «تهدید و عقبنشینی»، اعتبار او را کاملاً از بین برده و ثابت کرده که تجارت با جنگ بینالمللی متفاوت است؛ در عرصه بینالملل نه امکان اعلام ورشکستگی وجود دارد و نه کسی میتواند ترامپ را از این بنبست نجات دهد.
پذیرش ایران قدرتمندتر و تندروتر بهعنوان قدرت اصلی و بلامنازع خلیج فارس، گرچه گزینهای تلخ برای واشنگتن است، اما در حال حاضر برای ترامپ کمهزینهترین راهکار از میان گزینههای بد موجود به شمار میرود.
۴۲/۴۲









ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0