کد خبر : 535305
تاریخ انتشار : شنبه 17 مرداد 1405 - 19:21

ایران تا چه مدت می‌تواند هرمز را سلاح خودش نگه دارد؟

ایران تا چه مدت می‌تواند هرمز را سلاح خودش نگه دارد؟

همشهری آنلاین – گروه سیاسی: اکونومیست در گزارشی تحلیلی می‌نویسد ایران می‌تواند برای سال‌ها از تنگه هرمز به عنوان اهرمی راهبردی برای فشار بر رقبای خود و کسب درآمد استفاده کند؛ چراکه مسیرهای جایگزین، به‌ویژه برای گاز طبیعی مایع و کالاهای وارداتی، هنوز فاصله زیادی با کاهش وابستگی منطقه به هرمز دارند. بیا بازی ببین

همشهری آنلاین – گروه سیاسی: اکونومیست در گزارشی تحلیلی می‌نویسد ایران می‌تواند برای سال‌ها از تنگه هرمز به عنوان اهرمی راهبردی برای فشار بر رقبای خود و کسب درآمد استفاده کند؛ چراکه مسیرهای جایگزین، به‌ویژه برای گاز طبیعی مایع و کالاهای وارداتی، هنوز فاصله زیادی با کاهش وابستگی منطقه به هرمز دارند.

بیا بازی ببین

ماینکرفت | هیچی نگفت... یواشکی وین گرفت!ماینکرفت | هیچی نگفت... یواشکی وین گرفت!
ماینکرفت | کی فکرشو میکرد توی بدوارز انقدر کمپ جوابه!!!ماینکرفت | کی فکرشو میکرد توی بدوارز انقدر کمپ جوابه!!!

 

متن کامل این گزارش را می‌خوانید:

سال‌هاست جهان نگران بوده که ایران در پی دستیابی به سلاح هسته‌ای است. اما ۵ ماه جنگ به حاکمان این کشور آموخته است که آنها پیشاپیش سلاح قدرتمند دیگری در اختیار دارند. جغرافیا و قدرت آتش عملا کنترل تنگه هرمز را در اختیار ایران قرار داده است؛ تنگه‌ای که معمولا یک‌پنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور می‌کند. بستن این شریان حیاتی، اهرم فشار عظیمی در اختیار رهبران ایران علیه رقبایشان قرار می‌دهد.

دشمنان ایران امیدوارند هرمز به یک دارایی رو به زوال تبدیل شود. کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، در ماه مه گفت: «بستن هرمز کارتی است که فقط یک‌بار می‌توانید بازی کنید.» کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز با سرعت در حال یافتن مسیرهای صادراتی جایگزین هستند. تام باراک، فرستاده دونالد ترامپ در امور عراق و سوریه، معتقد است تنگه هرمز «۲ سال دیگر به موضوعی حاشیه‌ای تبدیل خواهد شد».

اکونومیست برای آزمودن این ادعاها با کارشناسان گفت‌وگو کرده و داده‌ها را مورد بررسی قرار داده است تا «داشبورد وابستگی به هرمز» را ایجاد کند. این بررسی به ۳ نتیجه می‌رسد. نخست، ماندگاری تهدید ایران بسته به نوع کالا و کشور متفاوت است. دوم، توانایی ایران برای کسب درآمد از تنگه کاهش خواهد یافت، اما ممکن است هرگز به طور کامل از بین نرود. سوم، حتی اگر مبالغی که ایران می‌تواند در طول زمان مطالبه کند کاهش یابد، اهرم راهبردی این کشور لزوما به همان نسبت تضعیف نخواهد شد. حتی ممکن است این اهرم با نهادینه شدن نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی عمیق‌تر شود.

نفت خام؛ نخستین گزینه برای دور زدن هرمز

ابتدا باید دید چه میزان از ترافیک هرمز را می‌توان به سادگی از مسیرهای دیگری عبور داد. پیش از جنگ، روزانه حدود ۱۵ میلیون بشکه نفت خام از این تنگه عبور می‌کرد. دور زدن این بخش از تجارت آسان‌تر از سایر موارد به نظر می‌رسد.

خط لوله شرق به غرب عربستان سعودی که با عبور از شبه‌جزیره به ینبع در دریای سرخ می‌رسد و تنگه هرمز را دور می‌زند، پیش از جنگ تنها روزانه یک میلیون بشکه نفت برای صادرات منتقل می‌کرد. اکنون این خط با تمام ظرفیت ۷ میلیون بشکه در روز فعالیت می‌کند. نزدیک به ۵ میلیون بشکه از این میزان صادر می‌شود و باقی آن به پالایشگاه‌های ساحلی اختصاص می‌یابد.

امارات متحده عربی نیز ظرفیت خط لوله حبشان – فجیره را به حداکثر رسانده است؛ خطی که اکنون روزانه ۱.۸ میلیون بشکه منتقل می‌کند، در حالی که این رقم پیش از جنگ یک میلیون بشکه بود. حدود ۲۰۰ هزار بشکه در روز نیز از طریق یک خط لوله کوچک‌تر و پیش‌تر بلااستفاده عراق به ترکیه منتقل می‌شود.

به این ترتیب، کسری مسیرهای جایگزین برای صادرات نفت خام به ۱۰ میلیون بشکه در روز کاهش می‌یابد. حالا باید خطوط لوله جدیدی را نیز در نظر گرفت که احتمالا در نتیجه جنگ ساخته خواهند شد.

یک وکیل آشنا با این موضوع می‌گوید در اقتصادهای متمرکز و کنترل‌شده خلیج فارس، تملک زمین مانعی جدی ایجاد نمی‌کند. پیشرفته‌ترین پروژه متعلق به امارات است که قرار است در امتداد خط موجود احداث شود و تا اواخر سال ۲۰۲۷ روزانه ۱.۸ میلیون بشکه دیگر به ظرفیت انتقال اضافه کند.

عراق نیز قصد دارد ظرفیت خط لوله خود را ظرف یک سال به یک میلیون بشکه در روز برساند. این کشور همچنین برنامه ساخت خط لوله جدیدی را دارد که میادین نفتی جنوب عراق را به مسیرهای موجود در اردن، سوریه و ترکیه متصل خواهد کرد. قراردادهای مربوط به این پروژه ۲.۵ میلیون بشکه‌ای در حال واگذاری است و به گفته راهول چوداری از شرکت مشاوره‌ای ریستاد انرژی، این پروژه باید ظرف ۴ سال تکمیل شود.

بنابراین تا سال ۲۰۳۰، حدود ۵ میلیون بشکه دیگر نفت خام می‌تواند بدون عبور از هرمز صادر شود.

اما این همچنان به معنای باقی ماندن همان میزان نفت بدون مسیر جایگزین است. ضمن آنکه هیچ‌یک از این راه‌حل‌ها کاملا مطمئن نیستند. پروژه‌های عراق ممکن است به دلیل خطرات امنیتی و اختلافات فرامرزی متوقف شوند. بسیاری از خطوط لوله‌ای که روی کاغذ طراحی شده‌اند هرگز ساخته نمی‌شوند.

نفتکش‌هایی که از ینبع به مقصد آسیا حرکت می‌کنند معمولا از تنگه باب‌المندب عبور می‌کنند؛ جایی که در معرض حملات شورشیان حوثی متحد ایران (ادعای نویسنده) قرار دارند. نفت عربستان می‌تواند از کانال سوئز یا خط لوله سومد مصر منتقل شود. اما حتی این مسیر نیز ممکن است امن نباشد: در ۲۹ ژوئیه (۷ مرداد) یک پهپاد به یک نفتکش در دمیاط، بندری نزدیک سوئز، حمله کرد.

ایران یا نیروهای نیابتی آن (ادعای اکونومیست) نیز ممکن است زیرساخت‌های جدیدی را که به باور آنها قدرت هرمز را کاهش می‌دهد، هدف قرار دهند. حتی اگر توافقی حاصل شود، خطر حمله می‌تواند همچنان هزینه بیمه و تامین مالی چنین پروژه‌هایی را افزایش دهد.

فرآورده‌های نفتی و گاز طبیعی مایع؛ وابستگی دشوارتر

دور زدن مسیر صادرات فرآورده‌های پالایش‌شده حتی دشوارتر است. کشورهای خلیج فارس سال گذشته نزدیک به ۵ میلیون بشکه در روز بنزین، گازوئیل و سایر سوخت‌ها را از طریق هرمز صادر کردند. برای این محموله‌ها هیچ مسیر جایگزین زمینی وجود ندارد.

عربستان در حال برنامه‌ریزی برای ساخت یک خط لوله به عنوان بخشی از توسعه ۲ میلیون بشکه‌ای کریدور شرق به غرب خود است. اما این پروژه هنوز در مراحل ابتدایی قرار دارد و به افزایش مشابهی در ظرفیت ینبع نیاز خواهد داشت.

عراق روزانه ۱۰۰۰ کامیون نفت کوره به سوریه می‌فرستد؛ در حالی که پیش از جنگ این رقم تنها ۱۰ کامیون بود. اما این مسیر کند و پرهزینه است. سوریه از زمان آغاز جنگ تاکنون ۱۵ تا ۲۰ میلیون دلار درآمد ترانزیتی از این تردد به دست آورده است.

ساخت پالایشگاه‌های جدید در خارج از منطقه خلیج فارس نیز نسبت به خطوط لوله زمان بیشتری می‌برد و میلیاردها دلار هزینه خواهد داشت.

این مشکل در مورد گاز طبیعی مایع‌شده، یا LNG، از همه شدیدتر است؛ کالایی که تقریبا به طور انحصاری از سوی قطر صادر می‌شود. هیچ خط لوله LNG در حال ساخت نیست و هیچ مطالعه امکان‌سنجی نیز منتشر نشده است.

قطر می‌تواند خطوط ساده‌تری برای انتقال گاز به عمان احداث کند، اما این خطوط باید حجمی از گاز را منتقل کنند که با ظرفیتی در حد ۴ خط لوله نورد استریم روسیه که زمانی قرار بود گاز اروپا را تامین کنند، برابری کند.

سناریویی حتی نامحتمل‌تر آن است که کل مجموعه تاسیسات مایع‌سازی گاز قطر در سواحل دریای عمان بازسازی شود.

آیا جهان می‌تواند به تدریج از هرمز فاصله بگیرد؟

با این حال، جای امیدواری نیز وجود دارد. بیشتر واردکنندگان در نهایت می‌توانند وابستگی خود به محموله‌های عبوری از هرمز را کاهش دهند. چند سال قیمت‌های بالا می‌تواند تولید اضافی ۲ تا ۳ میلیون بشکه نفت در روز را از قاره آمریکا و دیگر مناطق به بازار وارد کند.

پالایشگاه‌های چین نیز همچنان ظرفیت مازاد قابل توجهی دارند. بازار گاز طبیعی مایع نیز در سریع‌ترین دوره رشد تاریخ خود قرار دارد. بنابراین اهرم ایران بر قیمت‌های جهانی پیش از پایان این دهه تضعیف خواهد شد.

اما همین مسئله درباره نفوذ ایران بر همسایگانش در خلیج فارس صادق نیست؛ و دلیل آن تنها این نیست که بخش قابل توجهی از صادرات انرژی آنها همچنان سال‌ها به هرمز وابسته خواهد بود.

بسیاری از کشورهای منطقه برای واردات نیز به این تنگه وابسته‌اند. کشورهای عرب خلیج فارس ۹۵ درصد غلات خود را از تامین‌کنندگان خارجی وارد می‌کنند، اما تنها عربستان پایانه‌های مناسب برای تخلیه محموله‌های فله‌ای دارد و ظرفیت این پایانه‌ها برای تامین نیاز کل منطقه کافی نیست.

انتقال حجم بالای غلات، سنگ‌آهن یا بوکسیت از مسیر زمینی نیز عملی نیست. یک کشتی پاناماکس می‌تواند ۶۰ هزار تن غلات حمل کند؛ مقداری که برای پر کردن ۲ هزار کامیون کافی است.

یک راه‌حل روشن، توسعه خطوط ریلی منطقه‌ای بیشتر است، اما ساخت آنها نیز کند و پرهزینه خواهد بود. پروژه‌های ریلی معادن در استرالیا که در زمین‌هایی مشابه ساخته شده‌اند، در گذشته کیلومتری ۱۲ تا ۱۵ میلیون دلار هزینه داشته‌اند. بنابراین ساخت یک خط ریلی از دریای سرخ تا قطر می‌تواند بیش از ۲۵ میلیارد دلار هزینه داشته باشد.

کشورهای خلیج فارس ذخایر راهبردی غلات دارند که معمولا برای ۴ تا ۶ ماه تقاضا کافی است، اما برای کالاهای کانتینری مانند مواد غذایی تازه، دارو و لوازم خانگی ذخایر مشابهی وجود ندارد.

بزرگترین بندر کانتینری منطقه، جبل‌علی، با ظرفیت نزدیک به ۲۰ میلیون تی‌ای‌یو (TEU) در سال، در داخل خلیج فارس قرار دارد. خارج از تنگه، بزرگترین بندر، جده است که ظرفیت ۷.۵ میلیون تی‌ای‌یو دارد. الکسیس الندر از شرکت داده‌ای کپلر می‌گوید این بندر حتی پیش از جنگ نیز تقریبا با تمام ظرفیت خود فعالیت می‌کرد.

هرمز؛ اهرمی که ممکن است ماندگار شود

تحلیل ما نشان می‌دهد ایران برای مدتی قابل توجه قادر خواهد بود هرمز را به سلاح تبدیل کند و از آن درآمد به دست آورد.

تفاوت میزان وابستگی کشورهای خلیج فارس ممکن است باعث شود آنها درباره میزان امتیازی که حاضرند برای حرکت دوباره کشتی‌هایشان بدهند، مواضع متفاوتی اتخاذ کنند. قطر اعلام کرده است که ممکن است با دریافت موقت هزینه عبور موافقت کند؛ در حالی که برخی دیگر موضع سختگیرانه‌تری داشته‌اند.

اما حتی امارات که موضعی سختگیرانه‌تر دارد نیز نرم‌تر شده است. این کشور بار دیگر تجارت با ایران را آغاز کرده و دیپلمات‌های ۲ کشور در حال گفت‌وگو هستند.

در ۵ اوت (۱۴ مرداد)، یک مقام ایرانی گفت جمهوری اسلامی بر سر یک مسیر ترانزیتی با عمان به توافق رسیده و از «برخی طرف‌های ثالث» خواست در این موضوع دخالت نکنند. اگر فرض کنیم این توافق به معنای کنترل ایران بر هرمز باشد، ایران چقدر می‌تواند از آن درآمد کسب کند؟

یک نماینده مجلس ایران در ماه ژوئن مدعی شد که کشور برای عبور هر کشتی از تنگه بین ۱.۵ تا ۲ میلیون دلار دریافت می‌کند. این رقم، با فرض اینکه تردد کشتی‌ها به حدود ۷۰ درصد سطح پیش از جنگ برسد، به معنای درآمد سالانه بیش از ۳۵ میلیارد دلار خواهد بود.

این رقم چشمگیر است؛ اما باورکردنی نیست. نرخ‌هایی که با تهدید نظامی تعیین شوند، در بازاری که هیچ مسیر جایگزینی وجود ندارد، پس از توافقی که اجازه بازگشت جریان تقریبا عادی تجارت را بدهد، دوام نخواهند آورد. پیش‌نویس قانونی که به مجلس ایران ارائه شده، نرخ‌ها را بر اساس حجم و ارزش محموله و نوع کشتی تعیین می‌کند و یک محدودیت نیز برای آن در نظر می‌گیرد: هزینه عبور باید کمتر از هزینه بهترین مسیر جایگزین باشد.

پول، پول، پول

شاهین ایرانی‌نژاد از موسسه جی‌اس‌اس‌آی (GSSI)، مشاور ریسک حاکمیتی، اشاره می‌کند که پیشنهاد قانونی دیگری میانگین هزینه ۳ یورو به ازای هر تن در آب‌های ایران و ۲ یورو در آب‌های بین‌المللی را مطرح کرده است. او درآمد احتمالی آینده ایران را در سطح بسیار محتاطانه‌تر ۲ تا ۳ میلیارد دلار در سال برآورد می‌کند.

با افزایش ظرفیت مسیرهای جایگزین، این درآمد کاهش خواهد یافت؛ اما این کاهش برای همه کالاها یکسان نخواهد بود. نفتکش‌های حامل نفت خام می‌توانند امیدوار باشند که به زودی به توافقی مناسب دست پیدا کنند، اما کشتی‌های حامل فرآورده‌های نفتی، LNG و محموله‌های فله‌ای ممکن است سال‌ها با هزینه‌های بالاتری روبه‌رو باشند.

آیا چنین جریان درآمدی پایدار خواهد بود؟

ریچارد مید از لویدز لیست، نشریه تخصصی کشتیرانی، می‌گوید تا زمانی که هزینه‌ها قابل پیش‌بینی باشند، پرداخت آنها آسان باشد و از حق بیمه ریسک جنگ کمتر بمانند، بسیاری از شرکت‌های کشتیرانی احتمالا این هزینه‌ها را پرداخت خواهند کرد. اما اگر کشتی‌ها بارها از تنگه عبور کنند بدون اینکه به ایران پولی بپردازند، وضعیت تغییر خواهد کرد.

در اینجا یک تناقض شکل می‌گیرد: ایران برای اینکه نظام دریافت هزینه‌های عبور آن کار کند، به صلح با آمریکا نیاز دارد. اما برای اطمینان از پرداخت این هزینه‌ها، ناچار خواهد بود حملات علیه نفتکش‌های نافرمان را ادامه دهد؛ اقدامی که می‌تواند حفظ صلح را دشوار کند.

از جنبه مثبت، ممکن است ایران هزینه‌های عبور را سریع‌تر از آنچه ضرورت دارد کاهش دهد. به گفته مید، به نظر می‌رسد هدف راهبردی ایران حفظ مشارکت در بازار و تقویت نقش خود به عنوان دروازه‌بان تنگه باشد، نه حداکثر کردن درآمد.

ایران چیزی ماندگارتر می‌خواهد: یک نظام حکمرانی؛ خواه چارچوبی دوجانبه با عمان باشد، خواه معماری خدمات دریایی یا یک نظام صدور مجوز. سهولت تصاحب این سلاح جدید از سوی ایران، دشمنانش را شگفت‌زده کرد. به نظر می‌رسد سلطه ایران بر هرمز قرار است بیش از خود جنگ دوام بیاورد.

منبع خبر


مسئولیت این خبر با سایت منبع و جالبتر در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

..

.

تازه ها

advanced-floating-content-close-btn
advanced-floating-content-close-btn