باز شدن پای ناتو به نبرد خاورمیانه در پشت پرده پیمان مکه
سید مهدی طالبی، پژوهشگر حوزه بینالملل نوشت: «ائتلاف مکه» میان سه کشور عربستان، ترکیه و پاکستان همچنان خبرساز است و تحلیلهای مختلفی از آن میشود. با اظهارنظرهایی که پس از آن، مقامات این دولتها ابراز کردهاند، بیشازپیش میتوان دریافت که این ائتلاف جدی نیست. گرچه تلاش شده این اتفاق مهم تلقی شود، اما مقامات اسلامآباد
سید مهدی طالبی، پژوهشگر حوزه بینالملل نوشت:
«ائتلاف مکه» میان سه کشور عربستان، ترکیه و پاکستان همچنان خبرساز است و تحلیلهای مختلفی از آن میشود. با اظهارنظرهایی که پس از آن، مقامات این دولتها ابراز کردهاند، بیشازپیش میتوان دریافت که این ائتلاف جدی نیست. گرچه تلاش شده این اتفاق مهم تلقی شود، اما مقامات اسلامآباد و آنکارا، بهنوعی اصرار دارند بگویند چندان هم جدی نیست و شاید در آینده به یک ساختار قابلاعتنا تبدیل شود.
بیا بازی ببین
ماینکرفت | هیچی نگفت... یواشکی وین گرفت! |
||
ماینکرفت | کی فکرشو میکرد توی بدوارز انقدر کمپ جوابه!!! |
موارد عمومی
ائتلاف سهگانه، فعلاً نیرویی جدی نیست. در این بخش، به موارد عمومی مرتبط با حمله به طرف مهاجم توسط ائتلاف سهگانه پرداخته میشود.
۱- ایران نه تاکنون به عربستان به صورت رسمی حمله کرده و نه به صورت ابتکاری چنین قصدی دارد. علیرغم تمام توطئههای سعودی، ایران پایگاههای آمریکا در خاک عربستان و دیگر دولتهای عربی را هدف قرار داد؛ همانگونه که حمله به پایگاههای آمریکا در خاک عراق، حمله به این کشور به شمار نمیرود. ازسویدیگر پیمان سهگانه، پیمانی دفاعی است و اگر سعودی مورد حمله قرار گیرد، دو دولت دیگر باید به کمک آن بشتابند نه آنکه یک دولت با تهاجم، جنگی برافروزد و از آنها طلب مشارکت کند. ایران نمیخواهد به سعودی حمله کند مگر آنکه عربستان خود درپی تنش باشد که پاسخی متناسب میگیرد. در همین زمینه، میان جنگ و عملیات نیز تفاوت وجود دارد و به نظر نمیرسد ائتلاف در قبال هیچگونه عملیاتی واکنش نشان دهد و هدف، بازداشتن از جنگ و نابودی کامل است. گرچه، هر تعداد طرفی به سعودی یا دیگران حمله کند، هیچ دولتی پاسخی نخواهد داد.
۲- ایران نه به دلیل هراس، بلکه برای رعایت قواعد نبرد و مسائل عملیاتی مرتبط با میدان نبرد، از طریق محور مقاومت با عربستان روبهرو میشود. گفته میشود طی جنگ ۴۰ روزه نیمی از پهپادهای پرتاب شده به عربستان، از عراق شلیک شدند. این دلایلی دارد. نخست آنکه وسعت میدان نبرد باعث تقسیمبندی درون هر جبهه شد. ایران خود با آمریکا درگیر بود، مقاومت لبنان در مقابل رژیم صهیونیستی قرار گرفت و مقاومت عراق تهاجم به سعودی و تعدادی از دولتهای عربی را برعهده داشت.
دومین مسئله به نبرد غیررسمی بازمیگردد. عربستان در تحریک آمریکا برای حمله به ایران نقش داشت و گرچه نقشش در استفاده واشنگتن از پایگاههای موجود در خاک سعودی هویدا میشد؛ اما ریاض ادعا میکرد خود در حملات نقشی ندارد، از این رو حملات به پایگاههای آمریکا توسط ایران صورت میگرفت و برای تهاجم به تأسیسات سعودی، همانگونه که این دولت غیرمستقیم عمل کرد، تهران نیز غیرمستقیم عمل میکرد و حملات به تأسیسات عربستان به وسیله محور مقاومت صورت میگرفت. سومین قضیه به جنگ روایتها باز میگردد. دولتهای عربی ادعا میکردند در حملات نقشی ندارند و جنگ، نبرد میان ایران با محور شر شامل ترامپ و نتانیاهو است و این برای تهران مزایای در افکار عمومی داشت. کشور نمیخواست به این مزیت آسیب برساند.
ترکیه
عدهای بر عضویت ترکیه در ائتلاف سهگانه و عضویت همزمان آن در ناتو تأکید داشته و خطر را بالا ارزیابی میکنند و معتقدند رویارویی احتمالی با عربستان میتواند به مواجهه با ناتو بینجامد. فرض این افراد بدترین سناریو در بدترین سناریوهاست که لزوماً با واقعیتها منطبق نیست. فارغ از آنکه اساساً ائتلاف آیا توان و ارادهای دارد یا خیر، در بدترین شرایط این ادعای آنها مورد بررسی قرار گرفته است.
۱- ترکیه عضوی از ناتوست؛ اما اگر مورد حمله قرار گیرد، ناتو میتواند بررسی کند آیا باید از آن دفاع کند یا خیر. در خصوص ماده ۵ که دفاع جمعی را مشخص میکند، این برای دفاع از کشوری از اعضاست که مورد حمله قرار گرفتهاند، نه آنکه ترکیه به کشوری حمله کند و پس از حمله متقابل آن دولت، آنکارا درخواست اجرای ماده ۵ را ارائه دهد. پس ترکیه برای این درخواست نباید متجاوز باشد، بلکه باید مورد تجاوز و حمله قرار گیرد. شاید برخی بگویند چون پای ایران در میان است، ناتو فریبکارانه استدلالی برای جنگ تعیین میکند که این جواب دیگری را طلب میکند.
۲- سؤال مهم آن است که آیا ناتو با شرایط جدید ناشی از جنگ ۴۰ روزه، توان و ظرفیتی برای حمله به ایران دارد؟ برای فهم آن باید به بررسی شکل کامل این سازمان پرداخت. اصل و اساس سازمان ناتو که پس از جنگ جهانی دوم تشکیل شد، ادامه اتحادهای عملی جنگهای جهانی اول و دوم بود. در جنگ جهانی اول و دوم، آمریکا به دفاع از کشورهای اروپایی در برابر آلمان پرداخت. پس از جنگ جهانی دوم، ناتو با دو استدلال ایجاد شد. نخستین مسئله جذب آلمان بود. برلین دو جنگ جهانی برپاساخته بود. شکست آلمان در جنگ جهانی اول و بحرانهای پس از آن نتوانست مانع از شعلهورسازی جنگ دوم، تنها ۲۳ سال پس از پایان جنگ اول شود. پس آلمان میتوانست حتی در صورت شکست خطرساز شود. این کشور قابل نادیده گرفتن نبود؛ اتفاقی که افتاد، دولتهای متفق با پایان جنگ، آلمان را به جمع خود راه دادند تا در هردرگیری بعدی، برلین احساس کند در کنار این دولتهاست نه علیهشان. دلیل بعدی، مهار روسها بود.
آلمان و آلمانیها کسانی بودند که میتوانستند مسیر روسها برای ورود به شرق اروپا را سد کنند. حمایت اروپا از آلمان نازی برای مقابله با نفوذ فزاینده کمونیسم و شوروی در همین راستا صورت گرفت؛ اما این ایده شکست خورد و دیگر نمیشد به تنهایی آلمان را مسئول دانست، زیرا این کشور یک بار مسئول شد و خود به مشکل تبدیل گشت. ازسویدیگر صحنه نیز تغییر کرده و آمریکا وارد منازعات دیگر مناطق از جمله قاره سبز شده بود. ازاینرو تصمیمگیری بر آن شد که مهار شوروی به صورت جمعی و به رهبری آمریکا صورت گیرد. اگر استدلال اول درباره هضم و جذب آلمان برای رهایی از خطر آن نادیده گرفته شود، ناتو به طور خلاصه رسمی شدن و ساختاری شدن دفاع آمریکا از اروپاست، نه حمایت قاره سبز از واشنگتن. اساس ناتو آمریکاست. مسئله اصلی این نیست که ناتو به ایران حمله کند، بلکه موضوع اصلی آن است که آیا میتواند؟
اگر توان سازمان ناتو بررسی شود، تقریباً تمام توان نظامی این سازمان در آمریکا خلاصه میشود. بیشترین تعداد تسلیحات، نفرات، بودجه، آموزش و تجربه در اختیار این کشور است. قضیه زمانی دچار شکاف بیشتری میشود که به مسئله «عملیات فرامرزی» توجه شود. دیدن سیاهه لشکر و سلاح دولتهای عضو ناتو کافی نیست، زیرا آنها نمیخواهند در مرز خود بجنگند، بلکه باید در دوردست عملیات کنند که این از هر کشوری برنمیآید. بسیاری به این دلیل که حملات آمریکا در اقصی نقاط جهان را دیدهاند، فکر میکنند عملیات فراتر از مرزها کار آسانی است. تقریباً به غیر از آمریکا هیچ کشوری چنین توانی ندارد. نه روسیه و نه چین و نه اروپا، قادر به عملیات در مناطق دیگر به طور گسترده نیستند. این کار نیازمند شبکه ائتلافها، وجود ظرفیت لجستیکی و پایگاههای عظیم در آن مناطق است.
ارتشهای اروپایی همان توانی را هم که در اختیار دارند، میتوانند در داخل خاک خود و یا نهایت، درون اروپا به کار ببندند. البته آنها به همراه کشورهای دیگری خارج از اروپا برای جنگ افغانستان و عراق، نیرو اعزام کردند؛ اما تقریباً تمام برنامهریزیها و لجستیک برعهده آمریکا بود.
اصل ناتو آمریکاست، اصل توان نظامی ناتو آمریکاست و توان جنگ فرادست یا فرامرزی این سازمان در انحصار آمریکا قرار دارد. هنگامی که واشنگتن در جنگ ۴۰ روزه و سپس درگیریهایی که ایران نام آن را «عملیات نصر-۲» تعیین کرد، کاری از پیش نبرد، حضور ناتو چندان کارآمد نخواهد بود. به عنوان نمونه پس از درخواست آمریکا برای حضور ناوهای اروپایی برای بازگشایی تنگه هرمز، مقامات اروپایی تأکید کردند هنگامی که ناوگان عظیم واشنگتن از این کار ناتوان است، کاری از چند ناو اضافه اروپایی برنمیآید. بر این اساس، ورود ناتو به جنگ با ایران در حمایت از ترکیه، بر فرض اقدام آنکارا در حمایت از عربستان در مقابل ایران که خود شامل فرض حمله تهران به ریاض است، امری بعید مینماید.
۳- ادعای دیگران، زیانبار بودن صرف درگیری با ترکیه است. این نیز یک فرض است. این احتمال مطرح است که ترکیه همانند اوکراین کنونی و یا عراق زمان صدام به جبهه فرسایش ایران تبدیل شود. در این خصوص ترکیه سیاستی سنتی و محکم دارد. این کشور تحریک صدام و سپس ویرانی عراق را دیده است. این کشور تحریک زلنسکی و سپس ویرانی اوکراین و از دست رفتن خاک این کشور را دیده است. آنکارا تاریخ تحریک عثمانی، ورود به جنگ جهانی اول و اضمحلال این امپراتوری را نیز خوانده است. این کشور نه تنها درگیری با ایران را به نفع خود نمیبیند که با وجود رقابت، موجودیت و قدرت نسبی تهران را به نفعش ارزیابی میکند. درحالیکه آمریکا از تمام پایگاههای خود در منطقه به ایران تهاجم میکرد، نتوانست از پایگاه خود در ترکیه به طور علنی برای تهاجم بهره ببرد؛ گرچه واشنگتن از این مواضع، از وعده صادق-۱ تاکنون برای جنگال و شناسایی راداری بهره برده است.
اتمی
گفته میشود پاکستان قدرتی اتمی است و سعودی میخواهد آن را در مقابل ایران قرار دهد. این قضیه در خصوص سلاحهای اتمی غیرواقعی است. سلاح اتمی سلاحی برای بازدارندگی نهایی است و ابتدابهساکن در هیچ درگیریای به کار نمیرود. ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی که از نظر اتمی مجهزتر و تهاجمیتر هستند، چند دور درگیری را تجربه کرده است.
این مسئله که پای سلاحهای هستهای پاکستان به میان کشیده شود، امری غیرواقعی است. مهمتر آنکه، سلاح هستهای پاکستان تنها معطوف به هند است و جهان نیز در برابر دهلینو، آن را بهنوعی مورد پذیرش قرار داده است.
مسئولیت این خبر با سایت منبع و جالبتر در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.








ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0