چه کسی فرمان شوک بنزینی را صادر کرد؟
نامه نیوز : گاهی یک تصمیم، حتی پیش از آنکه اجرا شود، شکست میخورد؛ نه لزوماً به این دلیل که ذات آن تصمیم نادرست است، بلکه چون سیاستگذار زمان، زمینه و جامعهای را که قرار است موضوع تصمیم او باشد، درست نفهمیده است. ماجرای بنزین کرمان از همین جنس است. دیشب خبر آمد که در ۲۰۴
نامه نیوز : گاهی یک تصمیم، حتی پیش از آنکه اجرا شود، شکست میخورد؛ نه لزوماً به این دلیل که ذات آن تصمیم نادرست است، بلکه چون سیاستگذار زمان، زمینه و جامعهای را که قرار است موضوع تصمیم او باشد، درست نفهمیده است. ماجرای بنزین کرمان از همین جنس است.
دیشب خبر آمد که در ۲۰۴ جایگاه استان کرمان، امکان عرضه بنزین با نرخ تمامشده پالایشگاهی، لیتری ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان فراهم خواهد شد. چند ساعت نگذشته بود که اجرای آن متوقف شد. اکنون فارغ از اینکه این تصمیم دقیقاً در کدام اتاق، با امضای چه کسی و بر مبنای کدام مصوبه اتخاذ شده، پرسش مهمتری وجود دارد: چگونه یک تصمیم با چنین ظرفیت عظیمی برای ایجاد شوک اقتصادی و روانی میتواند تا آستانه اجرا پیش برود و چند ساعت بعد متوقف شود؟
بیا بازی ببین
ماینکرفت | هیچی نگفت... یواشکی وین گرفت! |
|
ماینکرفت | کی فکرشو میکرد توی بدوارز انقدر کمپ جوابه!!! |
مسئله بنزین در ایران مدتهاست دیگر فقط مسئله بنزین نیست. صورت مسئله، ناترازی انرژی است؛ اما موضوع سیاست، «انسان» است. اقتصاددان ممکن است از فاصله قیمت واقعی و قیمت تکلیفی سخن بگوید، از قاچاق، مصرف بیرویه، کسری و هزینه سنگین یارانهها عدد بیاورد و در بسیاری از این گزارهها نیز محق باشد. اما سیاست از جایی آغاز میشود که حقیقتِ عدد با واقعیتِ جامعه مواجه میشود. هر امر اقتصادی عقلانی، الزاماً در هر لحظهای امر سیاسیِ عاقلانهای نیست.
اقتصاد ایران اکنون زیر فشار تورمی است که خود سیاستگذار هنوز نتوانسته آن را مهار کند. قدرت خرید خانوار فرسوده شده و جامعه پیش از آنکه با «گرانی بالفعل» مواجه باشد، با «انتظار گرانی» زندگی میکند. در چنین اقتصادی، اعلام عدد ۸۷ هزار تومان برای بنزین، صرفاً اعلام قیمت یک فرآورده نفتی نیست؛ تولید یک انتظار جدید درباره آینده قیمتهاست. بازار پیش از آنکه بنزین گران شود، میتواند با تصور گرانشدن آن واکنش نشان دهد.
بنابراین مسئله این نیست که آیا بنزین باید تا ابد ارزان بماند. این سادهترین صورتبندی ممکن از یک مسئله پیچیده است. پرسش این است که آیا اقتصادی که هنوز قدرت مهار موج موجود تورم را ندارد، توان جذب شوک تازه را دارد؟
اما وجه مهمتر ماجرا سیاسی است.
درست در مقطعی که آمریکا فشار اقتصادی را نه صرفاً ابزاری برای گرفتن امتیاز خارجی، بلکه وسیلهای برای تولید نارضایتی و برهمزدن انسجام داخلی ایران میبیند، عقل سیاسی حکم میکند هر تصمیم اقتصادی را علاوه بر ترازوی دخلوخرج، در ترازوی امنیت و سرمایه اجتماعی نیز بسنجیم.
وقتی دشمن امیدوار است فشار معیشتی شکاف دولت و ملت را عمیقتر کند، سیاستگذار داخلی نباید ناخواسته هزینه تحقق همان سناریو را افزایش دهد.
این سخن دعوت به انفعال اقتصادی نیست. اتفاقاً حکومت باید اصلاح کند؛ اما «توانایی اصلاح» فقط قدرت صدور بخشنامه نیست. هنر حکومت آن است که ضرورت را به فهم عمومی تبدیل کند و پیش از گرفتن هزینه یک تصمیم از مردم، برای آن اقناع و رضایت نسبی بسازد.
تجربههای پیشین بنزینی مگر چه درسی برای ما داشتهاند؟
در این میان، انتخاب کرمان نیز پرسشبرانگیز است. بنا بر اطلاعات موجود، بیش از دو هفته است بخشی از سیاست جدید مدیریت مصرف، از جمله حذف کارت سوخت جایگاهها، بهصورت پایلوت در این استان اجرا شده است. اما چرا کرمان؟ استانی پهناور با فاصلههای قابل توجه میان شهرها و روستاها و بخشی از جمعیت گرفتار مسائل معیشتی؛ آن هم در روزهایی که این استان به دلایل تحولات و تجاوزات اخیر آمریکا خود در معرض حساسیتهای مضاعف قرار دارد. آیا پایلوت اقتصادی فقط به معنای انتخاب یک نقطه روی نقشه است یا وضعیت اجتماعی آن نقطه هم باید جزئی از محاسبه باشد؟
و سرانجام، پرسشی که شاید از همه مهمتر باشد: اگر تصمیم دیشب درست بود، چرا متوقف شد؟ و اگر نادرست بود، چگونه تا مرحله اعلام اجرای آن در ۲۰۴ جایگاه پیش رفت؟
این دو سؤال راه فرار سومی باقی نمیگذارند. یا تصمیم کارشناسی بوده و سیاستگذار در برابر نخستین موج اجتماعی از تصمیم کارشناسی خود عقب نشسته است؛ یا تصمیم به اندازه کافی سنجیده نبوده و جامعه به آزمایشگاه سیاستگذاری تبدیل شده است. هر دو حالت نگرانکننده است.
حکمرانی فقط «تصمیم گرفتن» نیست؛ مسئولیت پیامد تصمیم نیز هست. حتی تصمیمی که چند ساعت بعد لغو میشود، الزاماً بیهزینه نیست. از دیشب میلیونها نفر عدد «بنزین ۸۷ هزار تومانی» را دیدهاند. تکذیب امروز الزاماً اضطراب دیروز را از ذهن جامعه پاک نمیکند. اعتماد عمومی دکمه Undo ندارد.
شاید در نهایت دولت ناچار به اصلاح سیاست بنزین باشد؛ شاید بخشی از قیمتها نیز ناگزیر تغییر کند. اما هیچ ضرورت اقتصادی، سیاستگذار را از ضرورت عقلانیت سیاسی معاف نمیکند.
کشور را فقط با محاسبه قیمت واقعی بنزین نمیتوان اداره کرد؛ باید قیمت واقعی «اعتماد» را هم دانست. بنزین را میتوان دوباره پالایش کرد، بودجه را میتوان اصلاح کرد و حتی ناترازی را میتوان در طول زمان کاهش داد؛ اما جامعهای که احساس کند هر شب ممکن است با تصمیمی غافلگیر شود، بهسادگی دوباره به سیاستگذار اعتماد نخواهد کرد.
و شاید ناترازی خطرناکتر ایران، پیش از ناترازی بنزین، همین باشد: ناترازی میان تصمیم و تدبیر.
مسئولیت این خبر با سایت منبع و جالبتر در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.






ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0