کد خبر : 540029
تاریخ انتشار : یکشنبه 25 مرداد 1405 - 7:41

تأثیر بحران خاورمیانه بر امنیت انرژی اروپا / قاره سبز چگونه تجربه بحران انرژی در «جنگ اوکراین» را برای مهار بحران «تنگه هرمز» به کار بُرد؟

تأثیر بحران خاورمیانه بر امنیت انرژی اروپا / قاره سبز چگونه تجربه بحران انرژی در «جنگ اوکراین» را برای مهار بحران «تنگه هرمز» به کار بُرد؟

خبرآنلاین – رسول صَفرآهنگ – بحران خاورمیانه یکی از عمیق‌ترین تحولات ژئوپلیتیکی و انرژی دهه‌های اخیر را رقم زده است. حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، تنگه هرمز را از یک مسیر تجاری معمولی به ابزاری برای اعمال فشار استراتژیک تبدیل کرد. این تنگه پیش از بحران، نزدیک به ۲۰ درصد نفت خام، فرآورده‌های نفتی و

خبرآنلاین – رسول صَفرآهنگ – بحران خاورمیانه یکی از عمیق‌ترین تحولات ژئوپلیتیکی و انرژی دهه‌های اخیر را رقم زده است. حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، تنگه هرمز را از یک مسیر تجاری معمولی به ابزاری برای اعمال فشار استراتژیک تبدیل کرد. این تنگه پیش از بحران، نزدیک به ۲۰ درصد نفت خام، فرآورده‌های نفتی و گاز طبیعی مایع جهان را عبور می‌داد که اختلال در آن نه تنها بازارهای جهانی را متلاطم کرد، بلکه اروپا را با چالشی دوگانه روبه‌رو ساخت.

بیا بازی ببین

ماینکرفت | هیچی نگفت... یواشکی وین گرفت!ماینکرفت | هیچی نگفت... یواشکی وین گرفت!
ماینکرفت | کی فکرشو میکرد توی بدوارز انقدر کمپ جوابه!!!ماینکرفت | کی فکرشو میکرد توی بدوارز انقدر کمپ جوابه!!!

 

وضعیت موجود نشان می‌دهد که مذاکرات آمریکا و ایران بر سر بازگشایی هرمز به بن‌بست رسیده و قیمت نفت برنت به سطوح بالایی بازگشت است. این در شرایطی است که عدم‌قطعیت همچنان بر بازارها حاکم است و ایران نفوذ بیشتری بر تردد کشتی‌ها خواهد داشت. برای اروپا نیز که هنوز زخم‌های قطع گاز روسیه در سال ۲۰۲۲ را التیام نداده بود، این بحران معنای ویژه‌ای داشت. اگرچه وابستگی مستقیم اروپا به LNG قطر نسبتاً محدود بود (حدود ۶ تا ۸ درصد واردات)، اما اثر قیمتی و تورمی آن بسیار گسترده بود. قیمت گاز اروپا حدود ۳۱ درصد افزایش یافت و صورتحساب گاز اتحادیه اروپا نزدیک به ۴۸ درصد رشد کرد. با این حال، سیستم انرژی اروپا توانست با اتکا به واردات بیشتر از آمریکا، الجزایر و نیجریه و استفاده از ذخایر استراتژیک، از فروپاشی بازار جلوگیری کند. این تاب‌آوری نسبی، نتیجه درس‌هایی بود که اروپا از بحران جنگ اوکراین آموخته بود، اما همزمان نشان داد که آسیب‌پذیری‌های ساختاری همچنان باقی است.

چه آنکه از منظر اقتصادی و امنیتی انرژی، بحران هرمز فرضیه‌های دیرینه را به چالش کشید. برای دهه‌ها فرض بر این بود که دسترسی بدون وقفه به تنگه هرمز، تقریباً تضمین‌شده است. اختلال نشان داد که حتی بدون بسته شدن کامل فیزیکی، ایجاد عدم‌قطعیت می‌تواند هزینه‌های بیمه، کرایه حمل و قیمت‌ها را به‌شدت افزایش دهد. همچنین عربستان سعودی با گسترش استفاده از خط لوله شرق-غرب و بندر یَنبُع توانست بخش قابل‌توجهی از صادرات خود را از هرمز دور کند و ظرفیت این مسیر را به حدود ۷ میلیون بشکه در روز برساند.

اما این راه‌حل ناقص بود، زیرا نفت سعودی برای رسیدن به بازارهای آسیایی همچنان باید از باب‌المندب عبور کند. فشار حوثی‌ها بر این تنگه، تهدید دومین نقطه‌ی گلوگاهی را ایجاد کرد و زنجیره هرمز–دریای سرخ–سوئز را به یک فضای استراتژیک واحد تبدیل نمود. این اتصال، مفهوم «مدیترانه وسیع‌تر» را برای اروپا از یک ایده نظری به واقعیت عملی تبدیل کرد.

 تاب‌آوری نسبی اروپا، نتیجه درس‌هایی بود که اروپا از بحران جنگ اوکراین آموخته بود، اما همزمان نشان داد که آسیب‌پذیری‌های ساختاری همچنان باقی است

از این رو کشورهای اروپایی در موقعیت «طناب‌بازی» قرار گرفتند. بسیاری از آن‌ها ضمن فراهم کردن پایگاه‌های هوایی و لجستیکی برای نیروهای آمریکایی (مانند پایگاه رمشتاین در آلمان یا پایگاه‌های بلغارستان)، تأکید کردند که بخشی از جنگ نیستند و تنها پس از توقف خصومت‌ها در عملیات تأمین امنیت هرمز مشارکت خواهند کرد. اما این موضع دوگانه هم نگرانی از کشیده شدن به جنگ گسترده و هم بیم از نارضایتی دولت ترامپ را بازتاب می‌دهد. برخی کشورها مانند ایتالیا و اسپانیا در مواردی از استفاده پایگاه‌ها برای حمله به ایران خودداری کردند، در حالی که آلمان و بریتانیا رویکرد محتاطانه‌تری اتخاذ کردند. این وضعیت اهرم اروپا را محدود کرد و نشان داد که اروپا نه قدرت تغییر تصمیمات آمریکا را و  و نه توانایی وادار کردن ایران به امتیازدهی کامل دارد.

در عین حال، بحران هرمز فرصت‌های جدیدی برای همکاری ایجاد کرد. گزارش ISPI که با مشارکت مراکز پژوهشی خلیج فارس تهیه شده، استدلال می‌کند که اروپا و کشورهای خلیج اکنون بخشی از یک فضای استراتژیک مشترک هستند. جریان‌های انرژی، تجارت، غذا، داده و زیرساخت این دو منطقه را به هم متصل کرده است. پیشنهادهای این گزارش شامل ایجاد چارچوب مشترک تاب‌آوری برای زیرساخت‌های حیاتی (بنادر، فرودگاه‌ها، کابل‌های زیردریایی، مراکز داده و سیستم‌های مالی)، هماهنگی دائمی دریایی میان نیروی دریایی، گارد ساحلی، گمرک و اپراتورهای تجاری، همکاری در پدافند هوایی و موشکی، و انتقال فناوری و تولید مشترک است. این رویکرد عملی، به جای ایجاد نهادهای جدید و سخت، بر کارگروه‌های تخصصی، تمرین‌های مشترک و پروتکل‌های عملیاتی تأکید دارد. بحران نشان داد که امنیت دیگر صرفاً مسئله دفاع نظامی نیست، بلکه شامل تاب‌آوری زنجیره‌های ارزش و زیرساخت‌های حیاتی نیز می‌شود.

استدلال عمیق‌تر این است که امنیت انرژی در عصر حاضر دیگر نمی‌تواند صرفاً بر دسترسی به منابع فسیلی و مسیرهای سنتی تکیه کند. اروپا باید سه لایه تاب‌آوری را همزمان تقویت کند:

اول، تنوع منابع و مسیرهای عرضه در کوتاه‌مدت

دوم، تسریع الکتریکی‌سازی و گسترش انرژی‌های تجدیدپذیر در میان‌مدت

 سوم، ایجاد شراکت‌های ساختاریافته با تولیدکنندگان خلیج در بلندمدت

اروپا و کشورهای خلیج اکنون بخشی از یک فضای استراتژیک مشترک هستند. جریان‌های انرژی، تجارت، غذا، داده و زیرساخت این دو منطقه را به هم متصل کرده است

اما مقایسه وضعیت اروپایی ها با چین نیز آموزنده است. چین با ترکیب ذخایر استراتژیک عظیم نفت، ناوگان بزرگ زغال‌سنگ و سرمایه‌گذاری گسترده در فناوری‌های پاک، توانست شوک هرمز را بهتر مدیریت کند و حتی از فرصت افزایش تقاضا برای فناوری‌های سبز بهره‌برداری نماید. در نتیجه اروپا اگر نتواند سرعت انتقال انرژی خود را افزایش دهد، در بلندمدت در موقعیت ضعیف‌تری قرار خواهد گرفت.

در همین راستا بحران هرمز، اقتصاد امنیت انرژی را نیز تغییر داده است. سرمایه‌گذاران برای تاب‌آوری و کاهش ریسک ژئوپلیتیکی ارزش بیشتری قائل می‌شوند. این امر می‌تواند به نفع تولیدکنندگان در حوضه اقیانوس اطلس (برزیل، گویان، کانادا و آمریکا) تمام شود، هرچند منابع خلیج فارس همچنان به دلیل هزینه پایین تولید، نقش محوری خواهند داشت. برای اروپا، این به معنای ضرورت سرمایه‌گذاری همزمان در زیرساخت‌های جایگزین، ذخایر استراتژیک و فناوری‌های پاک است.

در مجموع، بحران خاورمیانه و اختلال هرمز، امنیت انرژی را به مرکز سیاست خارجی اروپا بازگرداند. اروپا موفق شد شوک اولیه را مدیریت کند، اما تداوم عدم‌قطعیت نشان می‌دهد که راه‌حل‌های موقت کافی نیست چرا که آینده به توانایی اروپا در تبدیل این بحران به فرصت همکاری عملی با کشورهای خلیج، تسریع تنوع‌بخشی واقعی و کاهش وابستگی ساختاری به نقاط گلوگاهی بستگی دارد. بدون این تحولات، اروپا در برابر شوک‌های بعدی آسیب‌پذیرتر خواهد ماند و نقش آن در نظم انرژی جهانی تضعیف خواهد شد. این لحظه، آزمون جدی برای ظرفیت استراتژیک اتحادیه اروپا و کشورهای عضو آن در برابر استمرار بحران تنگه هرمز است.

توییتر نویسنده گزارش را اینجا  (safarahang@) دنبال کنید

۲۱۳/۴۲

منبع خبر


مسئولیت این خبر با سایت منبع و جالبتر در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

..

.

تازه ها

advanced-floating-content-close-btn
advanced-floating-content-close-btn