تصاویر| ۶ سریال آخرالزمانی که از «مردگان متحرک» هم بهترند؛ از Twisted Metal تا Pluribus
بیا بازی ببین ماینکرفت | هیچی نگفت… یواشکی وین گرفت! روبلاکس | رفتیم اسکویید گیم، دیگه رفاقتی باقی نموند… ماینکرفت | پیکار سه نوب با دراگون… | بقا با رفقا قسمت ۹ (پارت آخر) ماینکرفت | کی فکرشو میکرد توی بدوارز انقدر کمپ جوابه!!! مردگان متحرک (The Walking Dead) شاید یکی از محبوبترین سریالهای
بیا بازی ببین
ماینکرفت | هیچی نگفت... یواشکی وین گرفت! |
|
ماینکرفت | کی فکرشو میکرد توی بدوارز انقدر کمپ جوابه!!! |
مردگان متحرک (The Walking Dead) شاید یکی از محبوبترین سریالهای آخرالزمانی تاریخ باشد، اما ۶ مجموعه تلویزیونی دیگر در همین ژانر از نظر فیلمنامه، شخصیتپردازی و ارزش سرگرمکنندگی عملکرد بهتری دارند. مردگان متحرک که بر اساس یک کمیک مستقل ساخته شده بود، تمام انتظارات را پشت سر گذاشت و به پدیدهای بزرگ تبدیل شد.
سریال اصلی ۱۱ فصل ادامه یافت و AMC+ نیز چندین اسپینآف از آن تولید کرد. هرچند این تحسینها کاملاً بیدلیل نیستند، اما گاهی به نظر میرسد میزان ستایش از این مجموعه کمی بیش از حد باشد.

The Walking Dead بدون ایراد نیست. تعداد زیاد شخصیتها گاهی دنبال کردن داستان را دشوار میکند. کیفیت فیلمنامه در تمام فصلها یکسان نیست. برخی ناهماهنگیهای زمانی نیز میتوانند آزاردهنده باشند. علاوه بر این، لحن کاملاً نیهیلیستی سریال باعث میشود فضای آن بیش از اندازه افسردهکننده شود. حتی بسیاری معتقدند اسپینآف The Walking Dead: Daryl Dixon از سریال اصلی بهتر است. در هر صورت، مجموعه اصلی را نمیتوان بهترین سریال ژانر آخرالزمانی دانست. این شش سریال عملکرد بهتری نسبت به مردگان متحرک داشتهاند.

6- Paradise
چهار سال پس از وقوع یک فاجعه آخرالزمانی، بازماندگان در شهری مخفی به نام پارادایز در کوههای راکی زندگی میکنند. زمانی که رئیسجمهور به قتل میرسد، نخستین قتل تاریخ این جامعه رخ میدهد و تحقیقاتی برای کشف عامل و انگیزه این جنایت آغاز میشود.
Paradise همزمان یک سریال آخرالزمانی، یک معمای جنایی و یک تریلر هیجانانگیز است. فصل اول مخاطب را با این جامعه منزوی و مخفی و پیامدهای آخرالزمان آشنا میکند و سپس در فصل دوم دنیای داستان را فراتر از مرزهای این شهر کوچک گسترش میدهد.
از آنجا که Paradise روی محدودهای کوچکتر تمرکز دارد، فرصت بیشتری برای جهانسازی عمیق پیدا میکند؛ در حالی که مردگان متحرک دنیای بزرگتری را به تصویر میکشد اما عمق کمتری به آن میبخشد.
علاوه بر این، Paradise نگاه امیدوارانهتری به انسانها دارد و بر اهمیت همکاری و جامعه بهعنوان عامل بقا تأکید میکند. در مقابل، مردگان متحرک اغلب انسانها را فاسد و مخرب به تصویر میکشد.

5- Twisted Metal
سرویس Peacock با اقتباس از مجموعه بازیهای ویدیویی پلیاستیشن، نبردهای خودروهای مرگبار Twisted Metal را به یک سریال پرانرژی، چشمنواز و دارای داستان و شخصیتهایی جذاب تبدیل کرده است.
در این دنیا، تمدن تقریباً نابود شده و جهان به سرزمینی ویران تبدیل شده است که تنها چند شهر امن در آن باقی ماندهاند. افرادی به نام Milkmen میان این شهرها رفتوآمد میکنند و وظیفه انتقال کالاها و منابع را بر عهده دارند. فصل اول داستان جان دو، یک راننده مبتلا به فراموشی، و کوایت، زنی که شرایط سخت جهان او را سرسخت کرده است، را دنبال میکند؛ دو شخصیتی که برای انجام یک مأموریت حملونقل با یکدیگر همراه میشوند.
فصل دوم وارد بخش اصلی مجموعه یعنی مسابقات مرگبار خودروها میشود؛ رقابتی که برنده آن میتواند آرزوی خود را توسط شخصیت مرموزی به نام کالیپسو برآورده کند. Twisted Metal با وجود فضای آخرالزمانی و دیستوپیایی خود، هرگز از سرگرمکنندگی فاصله نمیگیرد. جان و کوایت مکمل فوقالعادهای برای یکدیگر هستند؛ جان فردی پرحرف، شوخطبع و بذلهگو است، در حالی که کوایت شخصیتی کمحرف با طنزی کنایهآمیز دارد.
رنگهای زنده و پرانرژی سریال نیز باعث میشوند تماشای آن نسبت به پالت رنگی خاکستری و تیره مردگان متحرک جذابتر باشد؛ پالت بصری که پس از مدتی میتواند یکنواخت به نظر برسد. علاوه بر این، هرچند رقابت اصلی خودروها کمی دیر و در فصل دوم آغاز میشود، اما زمانی که بالاخره شروع میشود، کاملاً ارزش انتظار را دارد و به یکی از هیجانانگیزترین بخشهای سریال تبدیل میشود.

4- Sweet Tooth
در دنیای Sweet Tooth، یک بیماری مسری به نام The Sick تمدن بشری را نابود کرده و باعث شده بازماندگان از یکدیگر فاصله بگیرند و در انزوا زندگی کنند. طبیعت دوباره کنترل جهان را به دست گرفته و نسل جدیدی از کودکان بهصورت موجوداتی نیمهانسان و نیمهحیوان با تواناییهای متفاوت متولد میشوند.
داستان درباره گاس، یک دورگه انسان-گوزن، است که پس از مرگ پدرش راهی سفری خطرناک میشود تا مادرش را پیدا کند. گاس در مقایسه با بسیاری از شخصیتهای مردگان متحرک قهرمان جذابتری است؛ بخشی از این موضوع به کودک بودن او بازمیگردد و بخشی دیگر به این دلیل است که سریال تنها روی یک تا سه شخصیت اصلی تمرکز دارد، نه روی گروهی بسیار بزرگ از شخصیتها.
فارغ از تفاوتهای داستانی، مهمترین عاملی که Sweet Tooth را از مردگان متحرک متمایز میکند این است که پس از پایان هر قسمت احساس ناامیدی مطلق به مخاطب منتقل نمیکند.
هر دو سریال نشان میدهند که برخی انسانها میتوانند بسیار بیرحم و خطرناک باشند. اما حتی زمانی که Sweet Tooth به سمت لحظات تلخ و تاریک حرکت میکند، گاس همچنان نگاه معصومانه و خوشبینانه یک کودک را نسبت به انسانها حفظ میکند. در اینجا خبری از همان نیهیلیسم افراطی که مردگان متحرک به آن مشهور است، نیست.

3- Fallout
زمانی که ساخت سریالی بر اساس مجموعه بازیهای Fallout اعلام شد، بسیاری نسبت به موفقیت آن تردید داشتند؛ اما نتیجه فراتر از انتظارات ظاهر شد.
Fallout با یکی از بهترین سکانسهای افتتاحیه تلویزیون آغاز میشود و از همان ابتدا نشان میدهد جهان در دهه ۱۹۵۰ بر اثر جنگ هستهای نابود شده است؛ هرچند دلیل این فاجعه بهتدریج در ادامه داستان آشکار میشود.
داستان سپس ۲۰۰ سال بعد و در لسآنجلس آخرالزمانی دنبال میشود؛ جایی که انسانها به دلیل تشعشعات رادیواکتیو در پناهگاههای زیرزمینی زندگی میکنند. لوسی، دختر جوانی که پدرش ربوده شده، برای پیدا کردن او وارد دنیای خطرناک بیرون میشود. مردگان متحرک به داشتن تعداد زیادی داستان فرعی همزمان شهرت دارد؛ گاهی حتی بیش از ده خط داستانی مختلف بهطور همزمان در جریان هستند.
اما Fallout رویکرد متفاوتی را انتخاب میکند. داستانها معمولاً در قالب یک یا دو خط روایی اصلی روایت میشوند و همگی از طریق یک مسیر مشخص به یکدیگر متصل هستند. به همین دلیل، سریال در عین داشتن ساختار دنبالهدار، هرگز بیش از حد پیچیده و گیجکننده نمیشود. تعداد کمتر شخصیتها نیز باعث میشود مخاطب راحتتر با هر یک از آنها ارتباط برقرار کند و روند رشد شخصیتیشان را دنبال کند؛ موضوعی که در میان جمعیت گسترده شخصیتهای مردگان متحرک دشوارتر است.
علاوه بر این، Fallout از نظر بصری نیز اثری خیرهکننده است. هویت بصری آن کاملاً منحصربهفرد و قابل تشخیص است، در حالی که رنگبندی و سبک تصویری مردگان متحرک شباهت زیادی به بسیاری از سریالهای دیگر دارد.

2- Pluribus
Pluribus یکی از متفاوتترین سریالهای آخرالزمانی سالهای اخیر است، زیرا در آن آخرالزمان به معنای نابودی جهان نیست. در عوض، یک ذهن جمعی یا Hive Mind تقریباً تمام انسانهای جهان را تحت کنترل خود درآورده و ساختار جامعه را بهطور کامل تغییر داده است.
کارول، زنی سرخورده که در جریان این رویداد دوستش را از دست داده، باید راهی برای زندگی در دنیایی پیدا کند که اکنون توسط این ذهن جمعی اداره میشود. این سریال اثری آرام، متفکرانه و عمیقاً فلسفی است. جهانی که کارول در آن زندگی میکند در ظاهر زیبا و آرامشبخش به نظر میرسد، زیرا ذهن جمعی فقط میخواهد همه افراد خوشحال باشند. اما در مقابل، آزادی اراده را نیز از آنها میگیرد.
در نهایت، Pluribus و The Walking Dead در دو سوی کاملاً متفاوت طیف قرار میگیرند.
Pluribus درباره فرد و هویت شخصی است، در حالی که مردگان متحرک بر بقای گروهی تمرکز دارد. در سریال Apple TV+ تهدید اصلی ماهیتی ذهنی و روانی دارد، اما در سریال AMC خطر زامبیها کاملاً فیزیکی است. دلیل قرار گرفتن Pluribus در رتبهای بالاتر این است که داستان آن بسیار منسجم و حسابشده توسعه پیدا میکند؛ درست مانند فصلهای ابتدایی مردگان متحرک.
البته اگر Pluribus هم ۱۱ فصل ادامه پیدا میکرد، احتمالاً با افت کیفیت مشابهی روبهرو میشد. اما در شرایط فعلی، این سریال در بهترین وضعیت خود قرار دارد.

1- The Last Man on Earth
بیشتر سریالهای آخرالزمانی فضایی جدی، تاریک و غمانگیز دارند، اما The Last Man on Earth دقیقاً مسیر مخالف را انتخاب میکند. داستان دو سال پس از شیوع ویروسی رخ میدهد که تقریباً تمام انسانهای جهان را از بین برده است. فیل میلر از تنهایی شدید رنج میبرد و در سراسر آمریکا سفر میکند و پیامهایی بر جا میگذارد تا اگر بازماندهای وجود دارد، بداند او در شهر توسان ایالت آریزونا زندگی میکند.
او در آستانه خودکشی قرار میگیرد، اما ناگهان فرد دیگری به نام کارول را پیدا میکند. این دو به این نتیجه میرسند که وظیفه دارند با ازدواج و تشکیل خانواده، نسل بشر را حفظ کنند؛ اما خیلی زود متوجه میشوند که اصلاً نمیتوانند یکدیگر را تحمل کنند.
The Last Man on Earth یکی از خندهدارترین سریالهای آخرالزمانی تاریخ تلویزیون است. ویل فورته، بازیگر و کمدین شناختهشده، خالق و نویسنده سریال است و به همین دلیل جای تعجب ندارد که اثر پر از لحظات واقعاً بامزه باشد. فورته و کریستن شال در نقش زوج اصلی سریال، شخصیتهایی چندبعدی و جذاب خلق میکنند و شیمی فوقالعادهای با یکدیگر دارند؛ موضوعی که باعث شکلگیری دیالوگها و شوخیهای بسیار سرگرمکننده میشود.
علاوه بر این، پس از ترک توسان در پایان فصل اول، سریال جهانسازی جالب و گستردهای نیز ارائه میدهد. در مجموع، ترکیب شخصیتهای عجیبوغریب، داستانهای سرگرمکننده و فضای طنزآمیز باعث شده The Last Man on Earth تجربهای بسیار مفرحتر از مردگان متحرک باشد.
منبع: روزیاتو
مسئولیت این خبر با سایت منبع و جالبتر در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.






ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0