رفتن به محتوای اصلی
کد خبر: 5443531405/07/06 - 19:17 نویسنده: robi1 بازدید: ۰
ماجرای خواب مادر شهید زهرا حدادعادل در لحظه اصابت موشک به بیت رهبری؛ دختربچه‌ای را در باغی دیدم که به سمت دوید و گفت:«جنگه! می‌ترسم»
▣نظر دادن

ماجرای خواب مادر شهید زهرا حدادعادل در لحظه اصابت موشک به بیت رهبری؛ دختربچه‌ای را در باغی دیدم که به سمت دوید و گفت:«جنگه! می‌ترسم»

کد خبر: 544353 تاریخ: 1405/07/06 زمان: 19:17 نویسنده: robi1 بازدید: ۰

وی افزود: از خواب بیدار شدم دیدم صدای صحبت از اتاق مجاور می آید. همسرم را صدا کردم و ایشان آمدند. با نوه ام که ۲۶ ساله هست با هم آمدند. خواب را گفتم دیدم با حیرت هم را نگاه کردند. گفتند نزدیک ما را…

کد خبر: 544353 تاریخ: 1405/07/06 زمان: 19:17 نویسنده: robi1 بازدید: ۰

جالبتر: به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، طیبه ماهروزاده، همسر غلامعلی حدادعادل و مادر شهید زهرا حدادعادل در گفت و گوی تصویری گفت: نهم اسفند حدود ۹ و نیم صبح بود، خواب دیدم باغ بزرگی است و هر چه می خواهم آخر این باغ را ببینیم، نهایتی ندارد، سمت راستم عمارتی بود با طبقه ای زیبا. دیدم دختر بچه ای ۵ تا ۶ ساله با بلوز و شلوار سورمه ای سمت من می دود. احساس کردم بچگی‌های زهرا است. دوید سمت من گفت جنگه! می ترسم.. بغلش کردم گفتم نترس بیخود میگن جنگ میشه. دوباره گفت چرا جنگه. می ترسم.

وی افزود: از خواب بیدار شدم دیدم صدای صحبت از اتاق مجاور می آید. همسرم را صدا کردم و ایشان آمدند. با نوه ام که ۲۶ ساله هست با هم آمدند. خواب را گفتم دیدم با حیرت هم را نگاه کردند. گفتند نزدیک ما را زدند اما ما روی پشت بام دیدم که از سمت بیت دود بلند شده است. همان لحظه خواب لحظه اصابت موشک به بیت بود.

۳۱۳۱

منبع خبر


مسئولیت این خبر با سایت منبع و جالبتر در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.

ارسال نظر (۰)

لطفاً نظرات مرتبط، محترمانه و مفید ارسال کنید.

ثبت نظر به منزله پذیرش قوانین ارسال نظر است.

advanced-floating-content-close-btn
advanced-floating-content-close-btn