
جالبتر: به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین هر کشور و منطقه، زبان، تاریخ، سنت ادبی و تجربه اجتماعی خاص خود را دارد. فهرستهای ادبی جغرافیایی تلاش میکنند این تنوع را بهتر نشان دهند و آثاری را معرفی کنند که در سنت ادبی یک کشور، زبان، منطقه یا قاره اهمیت ویژهای دارند.
به همین دلیل، برای پیدا کردن بهترین کتابهای جهان نباید تنها به فهرستهایی مانند «صد کتاب برتر تاریخ» مراجعه کرد. فهرستهای مربوط به ادبیات آفریقا، آمریکای لاتین، جهان عرب، هند، چین، ژاپن و دیگر مناطق نیز میتوانند تصویری متفاوت و کاملتر از ادبیات جهان ارائه دهند.
چرا فهرستهای جغرافیایی کتاب اهمیت دارند؟
فهرستهای ادبی معمولاً بر اساس معیارهایی مانند ارزش ادبی، تأثیر فرهنگی، ماندگاری، نوآوری و میزان تأثیرگذاری یک اثر بر ادبیات شکل میگیرند. بااینحال، اگر معیار انتخاب تنها به یک جامعه ادبی یا زبانی محدود شود، بخش بزرگی از ادبیات جهان دیده نخواهد شد.
فهرستهای جغرافیایی تا حدی این مشکل را برطرف میکنند. در این فهرستها، کتابها از یک کشور، زبان، منطقه یا قاره انتخاب میشوند و خواننده میتواند با سنتهای ادبی متفاوت آشنا شود.
برای نمونه، پروژه «۱۰۰ کتاب برتر آفریقا در قرن بیستم» تلاش کرده است ادبیات کشورهای مختلف آفریقایی را در کنار یکدیگر قرار دهد و در انتخاب آثار، توازن منطقهای، جنسیتی، تاریخی و ژانری را نیز در نظر بگیرد.
بنابراین، «بهترین کتاب» در چنین فهرستهایی لزوماً به معنای اثری مطلقاً برتر از همه کتابهای دیگر نیست؛ بلکه معمولاً به کتابی اشاره دارد که در یک سنت ادبی مشخص، اهمیت و تأثیر قابلتوجهی داشته است.
پربینندهترینها
بهترین کتابهای آفریقا؛ فهرستی برای شناخت یک قاره
یکی از نمونههای مهم فهرستهای جغرافیایی، پروژه Africa’s ۱۰۰ Best Books of the 20th Century است که با ابتکار نمایشگاه بینالمللی کتاب زیمبابوه شکل گرفت.
ایده این پروژه در سال ۱۹۹۸ مطرح شد. پس از دریافت بیش از ۱۵۰۰ نامزدی از افراد و مؤسسات مختلف، هیئت داوران بیش از ۵۰۰ اثر را بررسی کرد.
در انتخاب نهایی، معیارهایی مانند کیفیت اثر، توانایی آن در ارائه اطلاعات یا بینشی تازه، مشارکت مستمر در مباحث فرهنگی و اجتماعی و امکان عبور اثر از مرزهای جغرافیایی و زبانی در نظر گرفته شد. برگزارکنندگان همچنین تلاش کردند میان مناطق، جنسیت نویسندگان، دورههای تاریخی و قالبهای ادبی توازن برقرار کنند.
این فهرست تنها به رمان محدود نبود و آثار داستانی، ادبیات کودک، آثار غیرداستانی و کتابهای دانشگاهی را نیز دربر میگرفت. در میان نویسندگان آن میتوان به چینوآ آچبه از نیجریه، نجیب محفوظ از مصر، ووله سوینکا از نیجریه و نگوگی وا تیونگو از کنیا اشاره کرد.
آثاری از نویسندگان و کشورهای غنا، سنگال، الجزایر، آفریقای جنوبی و دیگر مناطق آفریقا نیز در این مجموعه دیده میشود.
اهمیت این فهرست در آن است که آفریقا را یک واحد ادبی یکدست نشان نمیدهد؛ بلکه مجموعهای از سنتهای زبانی، تاریخی و فرهنگی گوناگون را در کنار هم قرار میدهد.
از جمله آثار مهمی که در فهرستهای مربوط به ادبیات آفریقا و جهان عرب دیده میشوند، میتوان به این کتابها اشاره کرد:
- «موسم مهاجرت به شمال»؛ اثر طیّب صالح
- «سهگانه قاهره»؛ اثر نجیب محفوظ
- «نان برای خود خوردن»؛ اثر محمد شکری
- «زندگی پنهان سعید، بدبین»؛ اثر امیل حبیبی
- «چیزها فرو میپاشند»؛ اثر چینوآ آچبه
بهترین رمانهای جهان عرب؛ ادبیاتی فراتر از چند نام مشهور
برای شناخت ادبیات عرب نیز فهرستهای جغرافیایی اهمیت زیادی دارند. یکی از نمونههای قابلتوجه، فهرست ۱۰۰ رمان برتر عربی است که در شماره ۶۳ مجله ادبی Banipal منتشر شد.
در تهیه این فهرست، ۱۰۰ نویسنده، منتقد، دانشگاهی و تعدادی مترجم عرب برای معرفی آثار موردنظر خود مشارکت کردند. هدف، ایجاد فهرستی بود که ادبیات رماننویسی عرب را از نسلها و کشورهای مختلف پوشش دهد و تنها به آثار کلاسیک قرن بیستم محدود نشود.
در میان آثار این فهرست، کتابهایی از نویسندگان مصر، لبنان، فلسطین، عراق، سوریه، سودان، مراکش و دیگر کشورهای عربی دیده میشود.
اهمیت چنین فهرستی برای خواننده فارسیزبان در این است که بخشی از ادبیات کشورهای همسایه و جهان عرب را نه صرفاً از طریق شهرت جهانی، بلکه از نگاه جامعه ادبی همان حوزه معرفی میکند.
چند اثر شاخص فهرست ۱۰۰ رمان برتر عربی عبارتاند از:
- «موسم مهاجرت به شمال»؛ طیّب صالح، سودان
- «سهگانه قاهره»؛ نجیب محفوظ، مصر
- «نان برای خود خوردن»؛ محمد شکری، مراکش
- «زندگی پنهان سعید، بدبین»؛ امیل حبیبی، فلسطین
- «در جستوجوی ولید مسعود»؛ جبرا ابراهیم جبرا، فلسطین
بهترین کتابهای آمریکای لاتین؛ ادبیاتی با سنتهای گوناگون
آمریکای لاتین نیز یکی از مناطقی است که فهرستهای ادبی متعددی برای آن منتشر شده است. یکی از نمونههای شناختهشده، فهرست «۱۰۰ کتاب خواندنی آمریکای لاتین» است که تلاش میکند ادبیات کشورهای آمریکای جنوبی و مرکزی، مکزیک، کارائیب و دیگر مناطق مرتبط را در کنار یکدیگر معرفی کند.
ویژگی مهم این نوع فهرستها، تنوع قالبهای ادبی است. در آنها تنها رمانهای مشهور قرار نگرفتهاند؛ بلکه داستان کوتاه، شعر، خاطرات و مجموعههای ادبی نیز حضور دارند.
آثاری از گابریل گارسیا مارکز، خورخه لوئیس بورخس، خولیو کورتاسار، ایزابل آلنده، کلاریس لیسپکتور و ماریو بارگاس یوسا در چنین مجموعههایی دیده میشوند.
اهمیت این فهرستها در آن است که آمریکای لاتین را به «رئالیسم جادویی» محدود نمیکنند. ادبیات این منطقه مجموعهای از تجربههای تاریخی، استعمار، مهاجرت، دیکتاتوری، زندگی شهری، هویت و فرهنگهای بومی را دربر میگیرد.
چند اثر شاخص ادبیات آمریکای لاتین عبارتاند از:
- «صد سال تنهایی»؛ گابریل گارسیا مارکز
- «فیکشنها»؛ خورخه لوئیس بورخس
- «لیلیبازی»؛ خولیو کورتاسار
- «خانه ارواح»؛ ایزابل آلنده
- «جنگ آخرالزمان»؛ ماریو بارگاس یوسا
هند؛ یکی از گستردهترین سنتهای ادبی جهان
هند نمونه دیگری است که بررسی فهرستهای ملی آن میتواند تصویری متفاوت از ادبیات جهان ارائه دهد.
ادبیات هند تنها به رمانهای معاصر انگلیسیزبان محدود نمیشود؛ بلکه مجموعهای گسترده از سنتهای بسیار قدیمی، متون دینی و فلسفی، حماسهها، شعر و ادبیات مدرن را شامل میشود.
فهرستهای مربوط به بهترین کتابهای هند معمولاً آثاری مانند «اوپانیشادها»، «مهابهاراتا»، «رامایانا»، «بهگودگیتا» و آثار کالیداسا را در کنار نویسندگان مدرنی مانند رابیندرانات تاگور، پرمچند، سلمان رشدی و آمیتاو گوش قرار میدهند.
این فهرستها نشان میدهند که تعریف ادبیات ملی در هند بسیار گستردهتر از ادبیات معاصر انگلیسیزبان است. برای شناخت ادبیات این کشور، باید هم به آثار کلاسیک و تاریخی و هم به نویسندگان معاصر توجه کرد.
چین و ژاپن؛ دو سنت ادبی مهم در شرق آسیا
در شرق آسیا نیز فهرستهای ملی کتاب میتوانند مسیر مناسبی برای ورود به ادبیات این منطقه باشند.
در مورد چین، آثاری مانند «رؤیای تالار سرخ»، «یادداشتهای مورخ بزرگ»، «هنر جنگ»، «گفتارها» و «سفر به باختر» در بسیاری از مجموعههای معرفی ادبیات چین جایگاه مهمی دارند.
فهرستهای جدیدتر کتابهای چینی نیز تلاش میکنند آثار کلاسیک را در کنار ادبیات مدرن قرار دهند تا تصویری پیوسته از تحول ادبی این کشور ارائه شود.
ادبیات ژاپن نیز از سنتهای کلاسیک تا رمان مدرن را دربر میگیرد. در فهرستهای مربوط به بهترین کتابهای ژاپنی، نام نویسندگانی مانند هاروکی موراکامی در کنار نویسندگان کلاسیکتر دیده میشود.
بااینحال، شناخت ادبیات ژاپن به چند رمان معاصر محدود نمیشود. آشنایی با تحول تاریخی، قالبهای شعری، داستاننویسی کلاسیک و جریانهای ادبی مدرن این کشور نیز اهمیت دارد.
آثاری مانند «رؤیای تالار سرخ» و «یادداشتهای مورخ بزرگ» در شمار نمونههای برجسته ادبیات چین قرار میگیرند و برای شناخت ادبیات ژاپن نیز میتوان به آثار کلاسیک و مدرن نویسندگانی چون موراساکی شیکیبو، ناتسومه سوسهکی و هاروکی موراکامی مراجعه کرد.
فهرست جهانی باشگاه کتاب نروژ؛ کنار هم قرارگرفتن فرهنگها
در کنار فهرستهای قارهای و ملی، برخی فهرستها تلاش کردهاند تصویری جهانی از ادبیات ارائه دهند. یکی از شناختهشدهترین نمونهها، کتابخانه جهانی باشگاه کتاب نروژ است که در سال ۲۰۰۲ با مشارکت ۱۰۰ نویسنده از ۵۴ کشور شکل گرفت.
در این پروژه، نویسندگان کشورهای مختلف کتابهای پیشنهادی خود را معرفی کردند تا مجموعهای از آثار متعلق به فرهنگها و دورههای گوناگون شکل بگیرد.
نکته مهم این است که آثار انتخابشده در این فهرست بهصورت کامل رتبهبندی نشدهاند و، بهجز تمایز ویژهای که برای «دن کیشوت» قائل شدهاند، کتابها در یک جدول ساده از رتبه اول تا صدم قرار نگرفتهاند.
این ویژگی نشان میدهد که حتی در فهرستهای موسوم به «بهترین کتابهای جهان» نیز رتبهبندی همیشه بهترین روش برای معرفی ادبیات نیست. قرار دادن کتابهایی از فرهنگها و دورههای مختلف در کنار یکدیگر میتواند برای شناخت تنوع ادبی جهان مفیدتر باشد.
از آثار شاخص این مجموعه میتوان به کتابهای زیر اشاره کرد:
- «دن کیشوت»؛ میگل د سروانتس، اسپانیا
- «غرور و تعصب»؛ جین آستن، بریتانیا
- «مادام بوواری»؛ گوستاو فلوبر، فرانسه
- «جنایت و مکافات»؛ فئودور داستایفسکی، روسیه
- «برادران کارامازوف»؛ فئودور داستایفسکی، روسیه
- «آنا کارنینا»؛ لئو تولستوی، روسیه
- «جنگ و صلح»؛ لئو تولستوی، روسیه
- «صد سال تنهایی»؛ گابریل گارسیا مارکز، کلمبیا
- «عشق سالهای وبا»؛ گابریل گارسیا مارکز، کلمبیا
- «فیکشنها»؛ خورخه لوئیس بورخس، آرژانتین
برای پیدا کردن بهترین کتابهای جهان از کجا شروع کنیم؟
اگر هدف، شناخت ادبیات جهان باشد، یک فهرست صدتایی جهانی بهتنهایی کافی نیست. روش دقیقتر این است که ابتدا یک فهرست جغرافیایی انتخاب شود و سپس از آن به فهرستهای ملی و زبانی رسید.
برای مثال، میتوان مطالعه را با «۱۰۰ کتاب برتر آفریقا در قرن بیستم» آغاز کرد و سپس آثار هر کشور را جداگانه بررسی کرد. در جهان عرب، فهرستهای رمان عربی میتوانند مسیر مشابهی ایجاد کنند.
برای آمریکای لاتین نیز فهرستهای منطقهای امکان مقایسه ادبیات مکزیک، آرژانتین، برزیل، شیلی، کلمبیا و دیگر کشورهای منطقه را فراهم میکنند. در شرق آسیا نیز میتوان ادبیات چین و ژاپن را بهصورت جداگانه دنبال کرد.
این روش مزیت دیگری هم دارد: خواننده متوجه میشود مفهوم «بهترین کتاب جهان» مطلق و ثابت نیست. کتابی ممکن است در یک فهرست جهانی حضور نداشته باشد، اما در سنت ادبی کشور خود جایگاهی اساسی داشته باشد.
جمعبندی؛ بهترین کتابهای جهان مجموعهای از نگاههاست
بهترین کتابهای جهان را نمیتوان در یک فهرست نهایی خلاصه کرد. فهرستهای جغرافیایی نشان میدهند که ادبیات جهان از مجموعهای از سنتهای ملی، زبانی و فرهنگی تشکیل شده است.
پروژه «۱۰۰ کتاب برتر آفریقا در قرن بیستم»، فهرست ۱۰۰ رمان برتر عربی، مجموعههای ادبیات آمریکای لاتین و فهرستهای مربوط به ادبیات هند، چین و ژاپن، هرکدام بخشی از این تصویر بزرگ را آشکار میکنند.
از سوی دیگر، فهرستهایی مانند کتابخانه جهانی باشگاه کتاب نروژ و مجموعههای معرفی ادبیات جهان امکان مقایسه این سنتها را فراهم میکنند.
بنابراین، اگر هدف از جستوجوی «بهترین کتابهای جهان» کشف آثار مهم ادبیات ملل مختلف باشد، بهتر است بهجای یک رتبهبندی واحد، مجموعهای از فهرستهای معتبر ملی، منطقهای و قارهای را در کنار یکدیگر قرار دهیم.
در چنین رویکردی، «بهترین کتاب جهان» دیگر فقط عنوانی در رتبه اول نیست؛ بلکه نقطهای برای ورود به تاریخ، فرهنگ و تجربه ادبی یک ملت است.
5957
مسئولیت این خبر با سایت منبع و جالبتر در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.







ارسال نظر (۰)
لطفاً نظرات مرتبط، محترمانه و مفید ارسال کنید.