جالبتر: ریحانه اسکندری: سخنرانی لاله مرزبان هنگام دریافت جایزه بهترین بازیگر زن بخش «افقها» در هشتادوسومین جشنواره فیلم ونیز، تنها یک نمونه تازه از اتفاقی است که سابقهای چند دههای در مهمترین رویدادهای سینمایی جهان دارد؛ جایی که یک بازیگر یا فیلمساز، چند دقیقه پس از دریافت یک جایزه، بهجای تشکرهای معمول، درباره جنگ، آزادی، تبعیض، حقوق زنان، مهاجرت یا سیاست دولتها حرف میزند. از مارلون براندو و ونسا ردگریو تا مایکل مور، واکین فینیکس، جاستین تریه و جاناتان گلیزر، این تریبون بارها از محدوده سینما خارج شده و به بخشی از مناقشات سیاسی و اجتماعی روز تبدیل شده است.
لاله مرزبان؛ تازهترین سخنرانی جنجالی
شنبه ۲۱ شهریورماه و در مراسم اختتامیه هشتادوسومین جشنواره فیلم ونیز، لاله مرزبان برای بازی در فیلم «مراقب» ساخته محسن قرایی، جایزه بهترین بازیگر زن بخش «افقها» را دریافت کرد. این فیلم که با نام «خانه در حال سقوط» نیز معرفی شده، محصول مشترک ایران، آلمان و آمریکاست.
مرزبان پس از دریافت جایزه، سخنان خود را از تشکر معمول فراتر برد و گفت میخواهد از مردم ایران یاد کند؛ مردمی که به گفته او «زیر سنگینترین فشار تاریخ» زندگی میکنند. او جایزهاش را به زنان ایران تقدیم کرد و گفت آنها برای دستیابی به کوچکترین میزان آزادی، بهای سنگینی پرداختهاند. مرزبان در پایان نیز با اشاره به شرایط دشوار زندگی، بر از دست ندادن امید تأکید کرد.
همین چند جمله کافی بود تا سخنرانی او به یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای حضور سینمای ایران در ونیز تبدیل شود. پس از این سخنان، شماری از رسانهها و مقامهای نزدیک به حاکمیت به مواضع او واکنش نشان دادند و انتقادها از محتوای این سخنرانی بالا گرفت.
بدون آنکه قضاوتی از درستی و نادرستی این عمل ارائه دهیم اگر سخنان مرزبان را در تاریخ جشنوارهها و مراسم بزرگ سینمایی قرار دهیم، روشن میشود که استفاده سیاسی یا اجتماعی از تریبون دریافت جایزه اتفاق تازهای نیست.

اسکار؛ از جنگ ویتنام تا اعتراض به جنگ عراق
یکی از مشهورترین نمونههای دهه ۱۹۷۰ به سال ۱۹۷۵ بازمیگردد؛ زمانی که برت اشنایدر، تهیهکننده مستند «قلبها و ذهنها»، هنگام دریافت اسکار بهترین مستند، پیامی از یک دیپلمات ویتکنگ، عضو هیأت مذاکرات پاریس، را قرائت کرد. این پیام از جنبش ضدجنگ آمریکا برای تلاشهایش در مسیر صلح تشکر میکرد.
واکنشها به این اقدام بهقدری شدید بود که در همان مراسم، فرانک سیناترا از طرف برگزارکنندگان تأکید کرد آکادمی مسئول اظهارات سیاسی مطرحشده در برنامه نیست. این اتفاق نشان داد که حتی در دهه ۱۹۷۰، استفاده از صحنه اسکار برای مواضع سیاسی میتوانست به یک جنجال مستقل از خود فیلم تبدیل شود.
پربینندهترینها

دو سال بعد، در پنجاهمین دوره اسکار در سال ۱۹۷۸، سیاست بار دیگر به یکی از جنجالیترین لحظات مراسم راه پیدا کرد. ونسا ردگریو برای بازی در فیلم «جولیا» برنده جایزه بهترین بازیگر زن مکمل شد؛ فیلمی درباره مقاومت در برابر فاشیسم و نازیسم که ردگریو در آن نقش زنی یهودی و ضدنازی را بازی میکرد. آکادمی نیز نام او را بهعنوان برنده این بخش ثبت کرده است.
اما نامزدی ردگریو پیش از مراسم با اعتراضهایی همراه شده بود. دلیل اصلی این اعتراضها، علاوه بر مواضع سیاسی شناختهشده او، مشارکتش در فیلم مستند «فلسطینی» بود؛ مستندی درباره مسئله فلسطین که واکنش برخی گروههای یهودی و حامی اسرائیل را برانگیخته بود. در روز برگزاری مراسم نیز اعضای «اتحادیه دفاع یهودی» در بیرون محل برگزاری اسکار دست به اعتراض زدند و در مقابل، گروهی از حامیان فلسطین نیز تجمع کرده بودند.
ردگریو پس از دریافت جایزه، ابتدا از فیلم و همکارانش تقدیر کرد، اما سپس مستقیماً به اعتراضهای هفتههای قبل اشاره کرد و گفت آکادمی نباید در برابر فشار معترضان تسلیم شده باشد. بخشی از سخنان او با هو و اعتراض حاضران همراه شد. او در ادامه ضمن تأکید بر مخالفت خود با یهودستیزی و فاشیسم، گفت به مبارزه با این دو جریان ادامه خواهد داد.
این سخنرانی اما پایان ماجرا نبود. چند ساعت بعد، وقتی نوبت به اهدای جایزه فیلمنامه رسید، پدی چایفسکی، فیلمنامهنویس و برنده چند جایزه اسکار، پیش از اعلام برنده به سخنان ردگریو واکنش نشان داد. او گفت با استفاده از مراسم اسکار برای بیان «تبلیغات سیاسی شخصی» مخالف است و معتقد بود دریافت یک جایزه سینمایی نیازی به چنین بیانیهای ندارد. سخنان چایفسکی با تشویق قابل توجه حاضران روبهرو شد.
به این ترتیب، مراسم اسکار ۱۹۷۸ عملاً شاهد دو موضع متفاوت درباره یک پرسش بود: آیا صحنه دریافت یک جایزه سینمایی میتواند به تریبونی برای طرح مسائل سیاسی تبدیل شود یا باید صرفاً به تقدیر از دستاورد هنری اختصاص داشته باشد؟ جدال لفظی ردگریو و چایفسکی این پرسش را به یکی از ماندگارترین نمونههای سیاسیشدن مراسم اسکار تبدیل کرد.

اما شاید مشهورترین نمونه دهه ۱۹۷۰، نه یک سخنرانی مستقیم، بلکه امتناع از دریافت جایزه باشد. در مراسم اسکار ۱۹۷۳، مارلون براندو برای بازی در «پدرخوانده» برنده جایزه بهترین بازیگر مرد شد، اما در مراسم حاضر نشد و از پذیرفتن جایزه خودداری کرد. او «ساشین لیتلفدر»، بازیگر و فعال حقوق بومیان آمریکا، را به نمایندگی از خود به مراسم فرستاد. نام براندو در فهرست رسمی برندگان آکادمی ثبت شد، اما لیتلفدر روی صحنه حاضر شد تا جایزه را از طرف او نپذیرد.
لیتلفدر در سخنان کوتاه خود توضیح داد که براندو به دلیل نحوه برخورد و بازنمایی بومیان آمریکا در صنعت سینما و تلویزیون از دریافت جایزه خودداری کرده است. او همچنین به اعتراض بومیان در «ووندد نی» در داکوتای جنوبی اشاره کرد؛ اعتراضی که در همان زمان در جریان بود و توجه رسانههای آمریکا را به خود جلب کرده بود.
این اتفاق واکنشهای متفاوتی در سالن به همراه داشت؛ بخشی از حاضران او را تشویق کردند و بخشی دیگر با هو کردن واکنش نشان دادند. به این ترتیب، لحظهای که قرار بود یکی از مهمترین افتخارات سینمایی سال به براندو اختصاص پیدا کند، به صحنهای برای طرح مسئله حقوق بومیان آمریکا و اعتراض به تصویر آنها در هالیوود تبدیل شد.
اهمیت این اتفاق سالها بعد نیز در خود تاریخ آکادمی بازتاب پیدا کرد. آکادمی در سال ۲۰۲۲، ضمن برگزاری برنامهای با حضور لیتلفدر، رسماً بابت رفتارهایی که او پس از آن مراسم با آنها مواجه شده بود عذرخواهی کرد و نقش او در آن شب را بخشی از تاریخ آکادمی دانست.
براندو البته نخستین هنرمندی نبود که مسائل اجتماعی را به اسکار آورد، اما این اقدام یکی از ماندگارترین نمونههای استفاده از خودِ لحظه دریافت جایزه بهعنوان یک موضع اعتراضی شد؛ نمونهای که نشان میدهد یک هنرمند حتی با نپذیرفتن جایزه نیز میتواند تریبون مراسم را در اختیار یک موضوع اجتماعی قرار دهد.

وقتی مایکل مور میکروفن را به جنگ عراق کشاند
در سال ۲۰۰۳، مایکل مور هنگام دریافت اسکار بهترین مستند برای «بولینگ برای کلمباین»، سخنرانی خود را به یکی از صریحترین مواضع ضدجنگ در تاریخ این مراسم تبدیل کرد. هفتاد و پنجمین دوره اسکار در ۲۳ مارس ۲۰۰۳ برگزار شد؛ تنها چند روز پس از آغاز حمله نظامی آمریکا و متحدانش به عراق. مور پس از دریافت جایزه، دیگر نامزدهای بخش مستند را نیز به صحنه دعوت کرد و گفت آنها برای حمایت از او و سینمای غیرداستانی در کنار او ایستادهاند.
مور سپس مستقیماً از سیاستهای دولت جورج دبلیو بوش و جنگ عراق انتقاد کرد و گفت آمریکا در شرایطی قرار دارد که رئیسجمهوری این کشور مردم را به جنگ میفرستد. در ادامه نیز مخالفت خود با جنگ را خطاب به بوش اعلام کرد. سخنان او با واکنشهای متفاوتی در سالن همراه شد؛ بخشی از حاضران تشویق کردند و از بخشهایی از سالن نیز صدای هو و اعتراض به گوش رسید.
در همین حال، ارکستر مراسم برای پایان دادن به سخنرانی شروع به نواختن کرد و تلاش برای خارج کردن مور از صحنه، به بخشی از تصاویر ماندگار آن شب تبدیل شد. گزارشهای همان زمان از ادامه پیدا کردن تشویق و اعتراض در سالن حکایت داشتند؛ اتفاقی که باعث شد سخنرانی مور خیلی زود از یک سخنرانی معمول دریافت جایزه فراتر برود و به یکی از جنجالیترین لحظات سیاسی تاریخ اسکار تبدیل شود.
اهمیت این اتفاق فقط به محتوای سخنرانی محدود نبود؛ زمان برگزاری آن نیز به این لحظه وزن سیاسی بیشتری میداد. مراسم اسکار در شرایطی برگزار میشد که جنگ عراق تازه آغاز شده بود و فضای سیاسی آمریکا و هالیوود بهشدت تحت تأثیر آن قرار داشت. به این ترتیب، صحنهای که معمولاً برای تقدیر از یک اثر سینمایی در نظر گرفته میشود، در سال ۲۰۰۳ به محل بیان مستقیم مخالفت با سیاست خارجی دولت آمریکا تبدیل شد.

در سالهای بعد، دامنه موضوعاتی که از تریبون اسکار مطرح میشد، گستردهتر شد و مسائل مربوط به حقوق زنان، محیط زیست، هویت و مهاجرت نیز به این سخنرانیها راه پیدا کرد. در سال ۲۰۱۵، پاتریشیا آرکت هنگام دریافت اسکار بهترین بازیگر زن مکمل برای «بچگی»، در پایان سخنرانی خود خواستار برابری دستمزد و حقوق زنان در آمریکا شد. سخنان او با تشویق گسترده حاضران، از جمله واکنش پررنگ مریل استریپ و جنیفر لوپز، همراه شد و در روزهای بعد نیز به بحثی درباره شکاف دستمزدی زنان و مردان در هالیوود و جامعه آمریکا تبدیل شد.
یک سال بعد، لئوناردو دیکاپریو هنگام دریافت نخستین اسکار خود برای بازی در «بازگشته»، بخش مهمی از سخنرانیاش را به تغییرات اقلیمی اختصاص داد. او تغییرات اقلیمی را مسئلهای واقعی و فوری توصیف کرد و خواستار همکاری برای مقابله با آن شد. به این ترتیب، موضوعی که مستقیماً به سیاست محیط زیست و تصمیمهای دولتها مربوط میشود، به یکی از محورهای اصلی یک سخنرانی اسکاری تبدیل شد.
اسکار ۲۰۱۹ نیز چند نمونه متفاوت از پیوند سینما و مسائل اجتماعی و سیاسی داشت. رامی مالک که برای بازی در «حماسه کولی» اسکار بهترین بازیگر مرد را دریافت کرد، در سخنرانی خود از تجربه شخصیاش بهعنوان فرزند مهاجران مصری گفت و به مسئله هویت اشاره کرد. او همچنین تأکید کرد که فیلم درباره فردی مهاجر و همجنسگرا ساخته شده و از اهمیت روایت داستانهایی درباره افرادی سخن گفت که در جستوجوی هویت و صدای خود هستند.
در همان مراسم، اسپایک لی پس از دریافت اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی برای «بلکککلنزمن» سخنرانیای با محتوای آشکارا سیاسی و اجتماعی داشت. او به تاریخ بردهداری و نژادپرستی در آمریکا اشاره کرد و در پایان، با توجه به نزدیک بودن انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۰، از مردم خواست در انتخابات مشارکت کنند و میان «عشق» و «نفرت» انتخاب کنند. لی در سخنرانی خود نام دونالد ترامپ را به زبان نیاورد، اما سخنانش واکنش رئیسجمهوری وقت آمریکا را نیز در پی داشت و ترامپ روز بعد در شبکه اجتماعی خود از این سخنان انتقاد کرد.
این نمونهها نشان میدهند که در دهههای اخیر، استفاده از تریبون اسکار برای طرح مسائل خارج از خودِ سینما، تنها به اعتراض مستقیم به جنگ یا سیاست خارجی محدود نمانده و موضوعاتی مانند حقوق زنان، تغییرات اقلیمی، مهاجرت، هویت و انتخابات نیز به بخشی از این سخنرانیها تبدیل شدهاند.

در سال ۲۰۲۰ نیز واکین فینیکس هنگام دریافت اسکار بهترین بازیگر مرد، درباره حقوق حیوانات، تبعیض و مسئولیت اجتماعی سخن گفت و از سینما بهعنوان امکانی برای «استفاده از صدا برای بیصدایان» یاد کرد.

از سیاست داخلی فرانسه تا نخل طلای کن
جشنواره کن نیز در این زمینه سابقهای طولانی دارد. فیلمهای سیاسی و اجتماعی از دهههای گذشته بخشی از هویت جشنواره بودهاند و برخی برندگان نیز در زمان دریافت جایزه از این تریبون برای بیان دیدگاههای سیاسی خود استفاده کردهاند.
در سال ۲۰۰۶، کن لوچ با فیلم «بادی که بر مرغزار میوزد» نخل طلای جشنواره کن را به دست آورد؛ فیلمی که داستان آن در ایرلند دهه ۱۹۲۰ و در بستر مبارزه برای استقلال از بریتانیا و سپس جنگ داخلی این کشور میگذرد. جشنواره کن نیز این فیلم را برنده نخل طلای سال ۲۰۰۶ ثبت کرده است.
لوچ در سخنرانی پس از دریافت جایزه، بحث فیلم را به تاریخ استعمار بریتانیا پیوند زد و بر اهمیت مواجهه با گذشته تأکید کرد. او در عبارتی که بعدها بارها در گزارشهای مربوط به آن مراسم بازتاب یافت، گفت: «شاید اگر حقیقت را درباره گذشته بگوییم، بتوانیم حقیقت را درباره حال بگوییم.» این سخنان در ادامه موضعگیریهای او درباره تاریخ استعماری بریتانیا و ارتباط آن با مسائل سیاسی معاصر مطرح شد.
لوچ همچنین در توضیح فیلم گفته بود که او و فیلمنامهنویس اثر، پل لاورتی، قصد داشتند آنچه را «روی تاریک» گذشته استعماری بریتانیا میدانستند به تصویر بکشند و معتقد بودند برخی از این مسائل در عراق نیز تکرار شده است؛ برداشتی که بهعنوان دیدگاه خود لوچ درباره نسبت تاریخ و سیاست معاصر قابل طرح است.
به این ترتیب، سخنرانی لوچ نمونهای از استفاده از تریبون کن برای پیوند دادن یک اثر سینمایی تاریخی با بحثی سیاسی درباره استعمار، حافظه تاریخی و مسائل معاصر بود.

اما یکی از نمونههای جنجالیتر سالهای اخیر، سخنرانی ژوستین تریه در سال ۲۰۲۳ بود. او پس از دریافت نخل طلا برای «آناتومی یک سقوط»، از سیاستهای دولت فرانسه و اصلاحات بازنشستگی انتقاد کرد و نسبت به آنچه «تجاریشدن فرهنگ» خواند هشدار داد. سخنرانی او بهسرعت به موضوعی سیاسی در فرانسه تبدیل شد و بحث درباره رابطه دولت، اقتصاد و تأمین مالی سینما را دوباره مطرح کرد.

در اینجا تفاوتی مهم با نمونههایی مانند اسکار وجود دارد: در کن، سیاسیشدن فقط به سخنرانی برندگان محدود نمیشود و گاه خود فیلم، انتخاب هیأت داوران یا فضای جشنواره نیز در متن مناقشات سیاسی قرار میگیرد.
برلین؛ جشنوارهای که سیاست در آن غریبه نیست
در میان جشنوارههای بزرگ اروپایی، برلیناله شاید بیش از همه با پیوند سینما و سیاست شناخته شود. سابقه تاریخی جشنواره، موقعیت شهر برلین و تأکید آن بر سینمای اجتماعی باعث شده است که مسائل سیاسی بارها در نشستها، فیلمها و مراسم جوایز این جشنواره حضور داشته باشند.
در سال ۲۰۲۳، گلشیفته فراهانی که عضو هیأت داوران جشنواره برلین بود، در سخنانی درباره وضعیت ایران و از آزادی در ایران و جهان سخن گفت.
یک سال بعد، جنگ غزه، جنگ اوکراین و مسئله رشد جریانهای راست افراطی اروپا به موضوعاتی جدی در فضای برلیناله تبدیل شدند. در مراسم اختتامیه نیز شماری از برندگان درباره جنگ غزه و مسئله فلسطین سخن گفتند؛ تا جایی که برگزارکنندگان جشنواره بعداً تأکید کردند اظهارات سیاسی و کنشگرانه برندگان، موضع رسمی جشنواره محسوب نمیشود.
در سال ۲۰۲۵ نیز تیلدا سوینتون هنگام دریافت خرس طلای افتخاری یک عمر فعالیت هنری، درباره سرکوب، خشونت و وضعیت سیاسی جهان سخن گفت و از سینما بهعنوان فضایی فراتر از مرزها یاد کرد.

حتی در مراسم جوایز همان دوره، رادو ژوده، برنده جایزه بهترین فیلمنامه، سخنرانی خود را به موضوع انتخابات آلمان و نگرانی از رشد راست افراطی پیوند زد و با اشارهای به فیلم تبلیغاتی «پیروزی اراده» ساخته لنی ریفنشتال، نگرانی خود را درباره آینده سیاسی کشور بیان کرد.
ونیز؛ از سابقه سیاسی جشنواره تا سخنان مرزبان
البته سیاسیشدن ونیز نیز اتفاقی تازه نیست. قدیمیترین جشنواره سینمایی جهان، که نخستین دوره آن در سال ۱۹۳۲ برگزار شد، در مقاطع مختلف تاریخ خود با شرایط سیاسی زمانه درگیر بوده است. حتی تاریخ رسمی جشنواره نیز به پیوند آن با فضای سیاسی ایتالیا در دوران فاشیسم و تأثیر اعتراضهای سال ۱۹۶۸ بر ساختار جشنواره اشاره میکند؛ از سال ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۲ جشنواره حتی بدون رقابت برگزار شد.
اما سخنرانیهای سیاسی در ونیز، برخلاف اسکار، کمتر به شکل یک سنت شناختهشده و پرتعداد ثبت شدهاند. همین مسئله باعث میشود سخنان لاله مرزبان در دوره اخیر بیش از آنکه ادامه یک سلسله طولانی از سخنرانیهای مشابه در ونیز باشد، بخشی از سنت گستردهتر استفاده از تریبون جشنوارهها برای بیان مسائل اجتماعی و سیاسی تلقی شود.
تریبون جشنوارهها برای سینماگران ایرانی
سینماگران ایرانی نیز در سالهای مختلف از تریبون جشنوارهها و مراسم بینالمللی برای بیان دیدگاههای خود درباره سینما، جامعه و مسائل فرهنگی استفاده کردهاند. این سخنرانیها گاهی به موضوعات اجتماعی و انسانی اختصاص داشته و در برخی موارد نیز به شرایط جامعه ایران یا مسائل سیاسی روز پرداخته است.
یکی از نمونههای شناختهشده، پیام اصغر فرهادی در مراسم اسکار ۲۰۱۷ بود. فرهادی که برای فیلم «فروشنده» جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان را دریافت کرد، به دلیل محدودیتهای اعمالشده برای ورود شهروندان چند کشور به آمریکا در مراسم حضور نداشت. پیام او که توسط انوشه انصاری قرائت شد، بر اهمیت کنار گذاشتن مرزهای سیاسی و ایجاد همدلی میان ملتها تأکید داشت.

در جشنواره کن نیز سینماگران ایرانی در موقعیتهای مختلف درباره موضوعات اجتماعی و فرهنگی سخن گفتهاند. اصغر فرهادی هنگام دریافت جایزه بزرگ هیأت داوران برای «همه میدانند» در سال ۲۰۱۸، بخش عمده سخنان خود را به تجربه ساخت فیلم و همکاری میان سینماگران اختصاص داد؛ نمونهای که نشان میدهد حضور در یک جشنواره جهانی لزوماً به طرح مواضع سیاسی منجر نمیشود.
در سالهای اخیر نیز برخی دیگر از سینماگران ایرانی، از جمله گلشیفته فراهانی و جعفر پناهی، در جشنوارههای بینالمللی درباره موضوعاتی مرتبط با سینما، جامعه و مسائل فرهنگی ایران سخن گفتهاند. به این ترتیب، سخنرانی لاله مرزبان در ونیز را میتوان در ادامه سابقه حضور سینماگران ایرانی در چنین تریبونهایی بررسی کرد؛ تریبونهایی که گاهی از محدوده معرفی فیلم و دریافت جایزه فراتر میروند و به محلی برای بیان دیدگاههای شخصی هنرمندان تبدیل میشوند.
وقتی چند دقیقه روی صحنه، از خود جایزه مهمتر میشود
این نمونهها نشان میدهند که تریبون جشنوارهها و مراسم جوایز، صرفاً محلی برای اعلام نام برنده و تشکر از عوامل فیلم نیست. گاهی چند دقیقه سخنرانی میتواند جایزه را از یک اتفاق هنری به بخشی از یک بحث عمومی تبدیل کند.
در سال ۱۹۷۳، براندو جایزه را به اعتراض تبدیل کرد؛ در ۱۹۷۵، اشنایدر سخنان خود را به جنگ ویتنام پیوند زد؛ ردگریو در ۱۹۷۸ وارد مناقشه خاورمیانه شد؛ مایکل مور در ۲۰۰۳ درباره جنگ عراق سخن گفت؛ آرکت درباره نابرابری جنسیتی و دیکاپریو درباره بحران اقلیمی حرف زدند؛ تریه در کن از سیاست داخلی فرانسه انتقاد کرد و گلیزر در اسکار ۲۰۲۴، پس از دریافت جایزه برای «منطقه مورد علاقه»، سخنانش را به جنگ غزه و مسئله غیرانسانیشدن قربانیان پیوند زد.
وجه مشترک این اتفاقها، لزوماً یکسانبودن مواضع یا موضوعات آنها نیست؛ بلکه استفاده از لحظهای است که دوربینهای جهان روی یک هنرمند متمرکز شدهاند. در چنین شرایطی، جایزه تنها پایان یک رقابت هنری نیست؛ میتواند به یک تریبون عمومی تبدیل شود.
سخنان لاله مرزبان نیز در همین چارچوب قابل بررسی است؛ سخنرانیای که شاید مهمترین پرسش آن نه این باشد که «آیا یک بازیگر باید سیاسی صحبت کند یا نه؟»، بلکه این باشد که چرا در تاریخ سینما، لحظه دریافت جایزه بارها به فرصتی برای صحبت درباره مسائلی تبدیل شده که فراتر از خود سینما هستند؟
۵۹۲۴۴
مسئولیت این خبر با سایت منبع و جالبتر در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.











ارسال نظر (۰)
لطفاً نظرات مرتبط، محترمانه و مفید ارسال کنید.