فاجعه بر سر تتو/ از یک خالکوبی ساده تا قتل با ضربه چاقو به گردن
بازدید:۳ صد آنلاین | یک اختلاف ساده اما مرگبار که ریشه در تصمیم جوانی برای خالکوبی روی دست داشت، سرانجام به جنایتی هولناک انجامید و قاتل را پای میز محاکمه کشاند. بیا بازی ببین روبلاکس | با دوستم رفتیم گرنی، ولی انتظار اینو نداشتیم! ماینکرفت | برگشتیم به ندر… | بقا با رفقا قسمت ۸
بازدید:۳
صد آنلاین | یک اختلاف ساده اما مرگبار که ریشه در تصمیم جوانی برای خالکوبی روی دست داشت، سرانجام به جنایتی هولناک انجامید و قاتل را پای میز محاکمه کشاند.
بیا بازی ببین
به گزارش صد آنلاین ،اواخر سال ۱۴۰۳، مأموران پلیس از وقوع یک درگیری خونین باخبر شدند. پس از حضور در صحنه و بررسیهای اولیه، مشخص شد پسر جوانی به نام «نادر» با ضربه چاقو، مرد ۶۵ سالهای به نام «محمود» را به قتل رسانده و بلافاصله از محل متواری شده است.
با صدور دستور قضایی، جسد مقتول برای انجام کالبدشکافی به سازمان پزشکی قانونی منتقل شد و تحقیقات پلیسی برای روشن شدن زوایای پنهان این پرونده آغاز گردید.
روایت تلخ پسر مقتول از ماجرای تتو
پسر ۱۹ ساله محمود که خود شاهد درام تلخ مرگ پدرش بود، در گفتوگو با پلیس چنین شرح داد: «نادر از بستگان دور و یکی از دوستان من بود. چند روز پیش از حادثه، من و او به یک سالن رفتیم و روی دستهایمان خالکوبی انجام دادیم. خانواده من به شدت با این کار مخالف بودند، بنابراین وقتی پدرم تتوهای دستانم را دید، به شدت ناراحت و خشمگین شد. از من توضیح خواست و من هم به او گفتم که نادر بود مرا تشویق به این کار کرد. پدرم که از کوره در رفته بود، به خانه نادر رفت و به او اعتراض کرد. بعد از مدتی، بزرگان فامیل و همسایهها وساطت کردند و ماجرا خوابید. اما روز بعد، نادر همراه چند نفر جلوی در خانه ما حاضر شد و بار دیگر جر و بحث بالا گرفت. ناگهان، او با چاقو ضربهای به گردن پدرم زد و بعد همه فرار کردند.»
برادر دیگر مقتول نیز در اظهارات خود تأکید کرد: «در فرهنگ خانواده ما، خالکوبی هرگز پذیرفته نیست. روزی که پدرم تتوهای دست برادرم را دید، کنترل اعصابش را از دست داد.»
متهم پس از دستگیری و اعتراف به جنایت، برای محاکمه به شعبه ۱۳ دادگاه کیفری یک استان تهران معرفی شد.
آنچه در جلسه دادگاه گذشت
در آغاز این جلسه، اولیای دم مقتول به صراحت درخواست قصاص متهم را مطرح کردند. سپس نادر به جایگاه احضار شد و در دفاع از خود گفت: «من به اتهامم اقرار دارم، اما حقیقت این است که روز حادثه برای جنگ و خونریزی به آنجا نرفته بودیم. با خانواده محمود نسبت فامیلی دور داریم. رفتم که دلجویی کنم و کدورتها را از بین ببرم. همین که رسیدیم، محمود شروع کرد به ناسزا گفتن. من هم طاقت نیاوردم و کنترل خودم را از دست دادم. با چاقو یک ضربه به گردنش زدم. همان لحظه فهمیدم چه اشتباه بزرگی کردم، اما ترسیدم و فرار کردم.»
قاضی رو به متهم کرد و پرسید: «آیا تو پسر مقتول را برای تتو زدن فریب دادی؟»
نادر در پاسخ گفت: «نه، او خودش دوست داشت خالکوبی کند. اما بعداً طوری وانمود کرد که انگار من مجبورش کردم. من کسی را فریب ندادم.»
پس از شنیدن اظهارات طرفین، قضات برای صدور رأی نهایی وارد شور شدند./رکنا
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0