همشهری آنلاین – بهنام صدقی: واشنگتن که در جنگ ۴۰ روزه نتوانست به هیچ یک از اهداف اعلامی خود دست یابد، امروز زیر فشار پنجگانه اقتصاد ملتهب، سیاست داخلی دوقطبی، محدودیت قانونی رو به پایان، ناکامی در تغییر رفتار ایران و هزینههای سرسامآور حضور نظامی در خلیج فارس، بیش از تهران لحظهشماری میکند. استیصال پیت هگست در کنگره و التماس او برای فرصت بیشتر، نه نشانه قدرت، که اعتراف به تکرار سناریوی عراق و افغانستان است. در سوی دیگر، ایران با صبر راهبردی، نه شتابزده پای میز مذاکره میرود و نه از فشارها عقب مینشیند. مسئله اصلی امروز، نه عجله تهران، که عجله واشنگتن برای خروج از باتلاقی است که خود آفریده است؛ حقیقتی که روایت رسمی کاخ سفید با تمام توان میکوشد وارونه جلوه دهد.
بیا بازی ببین
ماینکرفت | هیچی نگفت... یواشکی وین گرفت! |
||
ماینکرفت | کی فکرشو میکرد توی بدوارز انقدر کمپ جوابه!!! |
روایت رسمی کاخ سفید تلاش میکند این واقعیت را وارونه جلوه دهد و چنین القا کند که ایران زمان محدودی برای توافق دارد.
تناقض در روایت رسمی واشینگتن
اظهارات مقامهای آمریکایی حاوی نشانههای روشنی از یک پارادوکس راهبردی است:
– دونالد ترامپ: «آمریکا همه وقت دنیا را در اختیار دارد.»
– همزمان: «فرصت ایران رو به پایان است.»
در همین حال:
– پیت هگست وزیر دفاع آمریکا در کنگره:
– تنها ۲ ماه از جنگ گذشته است.
– آمریکا در عراق و افغانستان سالها درگیر جنگ بود.
– نباید به دلیل طولانی شدن جنگ، فشار زیادی بر دولت ترامپ وارد شود.
این تضادهای آشکار نشان میدهد که گفتمان رسمی واشینگتن با واقعیتهای میدانی همخوانی ندارد.
عامل اول فشار: اقتصاد جنگ
تداوم درگیری برای آمریکا هزینههای سنگینی ایجاد میکند.
مهمترین متغیرهای اقتصادی:
– افزایش هزینههای نظامی
– فشار مضاعف بر بودجه فدرال آمریکا
– واکنش فوری بازارهای جهانی انرژی
– افزایش حساسیت بازارها به ناامنی در خلیج فارس
بازار انرژی بهطور خاص یکی از حساسترین شاخصها در برابر تنشهای منطقهای است و هر افزایش قیمت میتواند:
– موج جدید تورم داخلی ایجاد کند
– فشار بر مصرفکنندگان آمریکایی را افزایش دهد
– به نارضایتی سیاسی داخلی منجر شود
عامل دوم فشار: سیاست داخلی آمریکا
فضای سیاسی آمریکا اکنون در وضعیت دوقطبی شدید قرار دارد.
در چنین فضایی:
– هر تصمیم مهم سیاست خارجی به ابزار رقابت داخلی تبدیل میشود.
– تجربه جنگهای طولانی هنوز در حافظه جامعه باقی است.
نمونههای تاریخی:
– جنگ عراق
– جنگ افغانستان
این دو جنگ سالها ادامه یافتند و در نهایت برای آمریکا هزینههای سنگین مالی و سیاسی بر جای گذاشتند.
اشاره مکرر مقامهای آمریکایی به این تجربهها، در واقع هشداری درباره تکرار همان سناریو است.
عامل سوم فشار: محدودیت زمانی قانونی
در نظام حقوقی آمریکا، رئیسجمهور برای ورود به جنگ با محدودیت زمانی مواجه است.
بر اساس قانون:
– بدون مجوز کنگره
– رئیسجمهور تنها ۶۰ روز میتواند در یک درگیری نظامی مشارکت داشته باشد.
اکنون با پایان این مهلت:
– ترامپ با تفسیر خاص از این فرصت ۶۰ روزه تلاش کرده کنگره را دور بزند.
– همین موضوع فشارهای سیاسی سنگینی در کنگره آمریکا ایجاد کرده است.
نتیجه:
– افزایش انتقادات نمایندگان
– تشدید شکاف میان کاخ سفید و کنگره
عامل چهارم فشار: ناکامی نظامی
تجربه دو مرحله جنگ اخیر نتایج مهمی به همراه داشته است:
– جنگ ۱۲ روزه
– جنگ ۴۰ روزه
نتیجه عملی این دو مرحله:
– ساختار سیاسی ایران فرو نپاشید
– رفتار منطقهای ایران تغییر نکرد
در مقابل:
– ایران توانست خود را با شرایط جدید تطبیق دهد
– ظرفیتهای دفاعی و مدیریتی خود را افزایش دهد
– فشارها را مدیریت کند
این واقعیت اکنون واشینگتن را با یک چالش مهم مواجه کرده است:
آمریکا برای توجیه سیاستهای گذشته خود به یک دستاورد قابل ارائه نیاز دارد.
عامل پنجم فشار: هزینههای حضور نظامی
حضور نظامی گسترده آمریکا در منطقه همچنان ادامه دارد و هزینههای قابل توجهی ایجاد میکند:
مهمترین هزینهها:
– نگهداری ناوگانهای نظامی
– استقرار نیروهای عملیاتی
– حفظ وضعیت آمادهباش دائمی
این وضعیت فشار مستقیم بر:
– منابع مالی
– ظرفیت لجستیکی
– توان نظامی بلندمدت
وارد میکند.
همزمان:
– لابیهای اقتصادی
– بازیگران سیاسی
– بازارهای مالی
همگی خواستار تعیین تکلیف سریع این بحران هستند.
چون از نگاه آنان:
بلاتکلیفی، پرهزینهترین سناریو برای اقتصاد و سیاست آمریکا است.
رویکرد ایران: صبر راهبردی
در برابر این فشارهای چندلایه، رفتار ایران مسیر متفاوتی را نشان میدهد.
ویژگیهای اصلی رویکرد تهران:
– عدم شتابزدگی در مذاکرات
– محاسبه دقیق شرایط
– تأکید بر حقوق قانونی
تجربههای گذشته بهویژه در موضوع:
– توافق هستهای
سبب شده سیاست مذاکره در ایران بر پایه:
– احتیاط راهبردی
– حفظ منافع ملی
استوار باشد.
جمعبندی راهبردی تهران:
شتاب در شرایط عدم توازن میتواند به امتیازدهی یکطرفه منجر شود.
جان کلام
در ظاهر، واشینگتن از فقدان عجله سخن میگوید اما در لایههای عمیقتر واقعیت، مجموعهای از فشارها در حال شکل دادن به یک تصویر متفاوت است:
– جنگ ۴۰ روزه
– محدودیت قانونی ۶۰ روزه
– هزینههای اقتصادی فزاینده
– فشار سیاسی داخلی
– ناکامی در تغییر رفتار ایران
مجموع این عوامل نشان میدهد:
مسئله اصلی امروز نه عجله تهران، بلکه «عجله واشینگتن برای خروج از بنبست» است.








ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0