به گزارش همشهری آنلاین، اسماعیل رزاقی پژوهشگر حوزه دیپلماسی اقتصادی و همکاریهای ایران و آفریقا: گاهی ارزش یک نشست، نه در تعداد سخنرانیها و نه در فهرست مصوبات آن، بلکه در تغییری است که در نوع پرسشهای حاضران ایجاد میکند. نشست هماندیشی همکاریهای اقتصادی استان یزد و آفریقا نیز از همین جنس بود. آنچه بیش از هر چیز توجه مرا جلب کرد، تغییر تدریجی پرسش فعالان اقتصادی بود؛ گفتوگوها دیگر تنها حول این محور نمیچرخید که «چه کالایی را میتوان به آفریقا صادر کرد؟» بلکه پرسش تازهای در حال شکلگیری بود: «چگونه میتوان در زنجیره ارزش و تولید مشترک با کشورهای آفریقایی نقشآفرین شد؟» شاید این تغییر در نگاه، مهمترین دستاوردی باشد که در گزارشهای خبری کمتر به چشم میآید، اما میتواند نقطه آغاز تحولی عمیق در دیپلماسی اقتصادی ایران باشد.
بیا بازی ببین
ماینکرفت | هیچی نگفت... یواشکی وین گرفت! |
||
ماینکرفت | کی فکرشو میکرد توی بدوارز انقدر کمپ جوابه!!! |
در پایان یکی از نشستهای تخصصی در پارک علم و فناوری یزد، یک روز پیش از برگزاری نشست هماندیشی همکاریهای اقتصادی استان یزد و آفریقا، گفتوگویی شکل گرفت که شاید بیش از بسیاری از سخنرانیهای رسمی، اهمیت داشت. چند تن از مدیران شرکتهای دانشبنیان و فعالان اقتصادی، به جای آنکه درباره راههای ورود به بازار آفریقا یا یافتن مشتری جدید پرسش کنند، از چگونگی ترسیم زنجیره ارزش کسبوکار خود سخن گفتند. پاسخی که در آن گفتوگو مطرح شد، بر یک تغییر ساده اما بنیادین استوار بود: به جای آنکه از محصول آغاز کنید، از مسئله آغاز کنید. ابتدا مسئلهای را که قرار است برای مشتری حل کنید، به روشنی تعریف کنید؛ سپس زنجیره ارزش مرتبط با آن مسئله را ترسیم کنید و بررسی کنید که شرکت یا مجموعه شما در کدام حلقه، بیشترین مزیت رقابتی، دانش فنی یا ظرفیت همکاری را در اختیار دارد. در چنین نگاهی، محصول یا خدمت، دیگر نقطه آغاز نیست؛ بلکه نتیجه طبیعی فهم درست مسئله و طراحی صحیح جایگاه در زنجیره ارزش است.
نکته جالب آن بود که تنها یک روز بعد، در نشست هماندیشی همکاریهای اقتصادی استان یزد و آفریقا، همین تغییر در نوع نگاه را میشد در سخنان بسیاری از شرکتکنندگان و حتی برخی از سخنرانان مشاهده کرد. گفتوگوها به تدریج از «صادرات کالا» به سمت «همکاری در زنجیره ارزش»، «انتقال دانش و فناوری»، «سرمایهگذاری مشترک»، «تولید مشترک» و «حل مسائل مشترک» حرکت میکرد. این همگرایی فکری، حتی در میان افرادی که گفتوگوی مستقیمی با یکدیگر نداشتند، شاید مهمترین نشانه آن بود که یک رویکرد جدید در حال شکلگیری است.
اگر این مشاهدات را در کنار یکدیگر قرار دهیم، شاید بتوان به این جمعبندی رسید که مهمترین دستاورد نشست یزد، صرفاً معرفی ظرفیتهای اقتصادی استان یا بیان آمادگی برای توسعه همکاری با آفریقا نبود؛ بلکه شکلگیری تدریجی یک زبان مشترک میان دیپلماسی، بخش خصوصی، دانشگاه و شرکتهای دانشبنیان بود؛ زبانی که در آن، همکاری اقتصادی دیگر صرفاً به معنای فروش کالا نیست، بلکه به معنای خلق ارزش مشترک است.
سالهاست که در بسیاری از نشستهای اقتصادی، محور اصلی گفتوگوها بر معرفی محصولات، افزایش صادرات و یافتن بازارهای جدید متمرکز بوده است. این رویکرد، اگرچه همچنان اهمیت خود را حفظ کرده، اما دیگر برای حضور مؤثر در اقتصاد جهانی کافی نیست. اقتصاد امروز، بیش از آنکه بر مبادله کالا استوار باشد، بر مشارکت در زنجیرههای ارزش، انتقال فناوری، سرمایهگذاری مشترک، نوآوری و حل مسائل مشترک بنا شده است.
در چنین شرایطی، آفریقا نیز نباید صرفاً به عنوان یک بازار صادراتی دیده شود. این قاره، با جمعیت جوان، منابع غنی، نیاز گسترده به توسعه زیرساختها و حرکت به سوی همگرایی اقتصادی، یکی از مهمترین عرصههای شکلگیری زنجیرههای ارزش آینده جهان است. از این منظر، همکاری ایران و آفریقا زمانی پایدار و اثربخش خواهد بود که از رابطه سنتی خریدار و فروشنده عبور کرده و به مشارکت در تولید، انتقال دانش، توسعه فناوری، خدمات فنی و مهندسی، فرآوری مواد اولیه و سرمایهگذاری مشترک برسد.
تجربه یزد، پیام مهم دیگری نیز در بر داشت. استانها میتوانند بازیگران اصلی نسل جدید دیپلماسی اقتصادی باشند. هر استان، مجموعهای از مزیتهای صنعتی، معدنی، کشاورزی، فناورانه و انسانی را در اختیار دارد که اگر در قالب زنجیرههای ارزش بازتعریف شوند، ظرفیت حضور آنها در اقتصاد بینالملل بهمراتب افزایش خواهد یافت. در این نگاه، استانها صرفاً صادرکننده کالا نیستند؛ بلکه میتوانند شریک توسعه، انتقال فناوری، آموزش نیروی انسانی و حل مسائل کشورهای هدف باشند.
از این منظر، شاید بتوان نشست یزد را تنها یک رویداد استانی تلقی نکرد. آنچه در این نشست شکل گرفت، دستکم از نگاه نگارنده، نشانهای از آغاز یک گفتوگوی تازه درباره آینده دیپلماسی اقتصادی ایران بود؛ گفتوگویی که در آن، پرسش اصلی دیگر این نیست که «چه چیزی صادر کنیم؟»، بلکه این است که «در حل کدام مسئله و در کدام حلقه از زنجیره ارزش جهانی میتوانیم شریک قابل اتکایی باشیم؟»
اگر این تغییر نگاه در سیاستگذاری، دانشگاه، بخش خصوصی و دستگاه دیپلماسی تداوم یابد، شاید سالها بعد بتوان از نشست هماندیشی همکاریهای اقتصادی استان یزد و آفریقا نه فقط به عنوان یک گردهمایی اقتصادی، بلکه به عنوان یکی از نقاط آغاز شکلگیری ادبیاتی نو در دیپلماسی اقتصادی ایران یاد کرد؛ ادبیاتی که موفقیت را نه با میزان صادرات، بلکه با میزان مشارکت در خلق ارزش، حل مسئله و ساختن همکاریهای پایدار بینالمللی میسنجد.








ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0