همشهری آنلاین – گروه سیاسی: «مایکل فرومن»، رئیس اندیشکده شورای روابط خارجی در یک ارزیابی تحلیلی تازه که در وبسایت این اندیشکده منتشر شده، معتقد است بخش عمدهای از تحلیلها درباره جنگ ایران، بر این پرسش متمرکز شده که آیا هزینههای فزاینده این جنگ ارزش آن را دارد یا خیر.
او تصریح میکند اکنون رایجترین پرسشی که مطرح میشود، این است که این بحران چگونه به پایان میرسد؛ «به نظر میرسد انتخابی که اکنون پیش روی رئیسجمهور آمریکا قرار دارد، گزینش میان ۳ گزینه نهچندان مطلوب باشد: تشدید گسترده جنگ، کاهش تنش از طریق مصالحه، یا ادامه وضعیت آشفته و بنبست کنونی». مهمترین محورهای این گزارش را در ادامه میخوانید
بیا بازی ببین
ماینکرفت | هیچی نگفت... یواشکی وین گرفت! |
||
ماینکرفت | کی فکرشو میکرد توی بدوارز انقدر کمپ جوابه!!! |
گزینه نخست
خروج از بحران از طریق تشدید نظامی
- نخستین گزینه، افزایش فشار نظامی است.
- گفته میشود ترامپ بهطور جدی این گزینه را بررسی میکند.
- او در اوایل این هفته گفته بود در حال ارزیابی ازسرگیری حملات مستمر و شدید، مشابه روزهای آغازین جنگ است.
- دراین چارچوب، آمریکا میتواند زیرساختهای حیاتی ایران، ازجمله تأسیسات نفت و گاز، نیروگاهها، شبکههای مهم حملونقل و تأسیسات آبشیرینکن را هدف قرار دهد.
- اما منطق سخت و بیرحمانه این رویکرد آشکار است و تاکنون از آن اجتناب شدهاست.
- چنین حملاتی میتواند جایگاه اخلاقی آمریکا را خدشهدار کند و درعینحال هیچ تضمینی برای تسلیم شدن حکومت ایران به همراه ندارد.
- علاوه بر این، «جنگ تمامعیار» میتواند جعبه پاندورا را بگشاید و زیرساختهای حیاتی کشورهای حوزه خلیجفارس، تأسیسات انرژی و برق، مراکز جمعیتی غیرنظامی و همچنین آبشیرینکنها را در صدر فهرست اهداف ایران قرار دهد.
سناریوی عملیات زمینی
- ترامپ همچنین میتواند نیروهای زمینی آمریکا را وارد میدان کند.
- ازجمله برای تصرف جزیره خارک، که بخش عمده صادرات نفت ایران از طریق آن انجام میشود و نیز ایجاد یک نوار امنیتی در مجاورت تنگههرمز بهمنظور تضمین عبور امن کشتیها.
- چنین عملیاتهایی میتواند هزاران نظامی آمریکایی و همچنین داراییهای ارزشمند دریایی این کشور را در معرض خطر قرار دهد.
سناریوی هدف قرار دادن رهبران
- ایالات متحده همچنین میتواند بار دیگر رهبران ارشد ایران را هدف قرار دهد.
- با این حال، حکومت ایران نشان داده توان قابلتوجهی در بازسازی ساختار خود دارد.
- چنین حملاتی نه تنها ممکن است به تضعیف آن منجر نشود، بلکه عزم آن را نیز تقویت کند.
گزینه دوم
کاهش تنش
- این رویکرد در عمل ممکن است بهعنوان نوعی عقبنشینی تعبیر شود.
- آمریکا میتواند حضور نظامی خود را به شکل چشمگیری کاهش دهد، بار دیگر اعلام پیروزی کند و بخش عمده اهداف نظامی اعلامشده را محققشده بداند و تا حدی کنترل ایران بر تنگه هرمز را بپذیرد.
هزینههای جنگ
- هزینههای جنگ تاکنون بسیار بالا بوده و مشخص نیست ترامپ یا افکارعمومی آمریکا آمادگی پذیرش چنین هزینههایی را داشته باشند.
- در حمله اخیر ایران به پایگاه هوایی «موفق السلطی» در منطقه «الازرق» اردن، ۳ نظامی آمریکایی کشته شدند که مجموع تلفات نیروهای آمریکایی را به ۱۸کشته و نزدیک به ۴۵۰ زخمی رساند.
- نظرسنجیهای جدید نشان میدهد ۶۸درصد آمریکاییها معتقدند جنگ با ایران «ارزش جنگیدن» نداشته است.
- هزینههای راهبردی نیز قابل توجه است؛ ازجمله کاهش سریع ذخایر مهمات آمریکا که هماکنون نیز محدود است.
- همچنین انتقال نیروها از مناطق اولویتدار مانند اقیانوس هند ـ آرام؛ موضوعی که میتواند بستر اقدامهای فرصتطلبانه چین در تنگه تایوان را فراهم کند.
پیامدهای سیاسی کاهش تنش
- برای دولت آمریکا، دفاع از این گزینه در عرصه سیاسی دشوار خواهد بود.
- اگر آمریکا مفاد «تفاهمنامه اسلامآباد» را به همان شکل اجرا کند، ایران همچنان قادر خواهد بود هر زمان که بخواهد، تنگههرمز را تحت فشار قرار دهد یا دستکم برای عبور کشتیها عوارض دریافت کند.
- ایران همچنین میتواند همزمان، بحث درباره مسائل حلنشده برنامه هستهای خود را به آینده موکول کند.
- کاهش تنش یکجانبه همچنین میتواند اعتماد شرکای منطقهای آمریکا و نیز سایر متحدان این کشور را به نقش واشنگتن بهعنوان تضمینکننده امنیت، به شدت تضعیف کند.

گزینه سوم
ادامه بنبست
- به بیان ساده، نه گزینه «تشدید تنش» و نه «کاهش تنش» برای ترامپ جذاب نیستند.
- به همین دلیل او تلاش کرده مسیر میانهای را دنبال کند؛ راهبردی مبتنی بر اقدام متقابل، حملات محدود و ارائه همزمان پیشنهادهای جدید برای توافق در عرصههای نظامی و دیپلماتیک.
- اما هنوز مشخص نیست که این رویکرد در هیچیک از دو جبهه موفق خواهد بود یا نه.
- هزینهها هر روز افزایش مییابد و نتیجه نهایی همچنان نامشخص است.
- با این حال، با توجه به خطرات رویکردهای بسیار تندرو یا بسیار مصالحهجویانه، ممکن است وضعیت فعلی در تنگههرمز به وضعیت جدید و پایدار منطقه تبدیل شود.
شکلگیری وضع موجود جدید
- دراین وضعیت تنگه هرمز «نه کاملاً باز» است و «نه کاملاً بسته».
- آتشبس تقریباً هر روز با حملات جدید همراه است، هرچند ممکن است به تعبیر خود ترامپ، «تیراندازیها به شکل معتدلتری» انجام شود.
- قیمت نفت بالا است، اما دستکم تا امروز به نظر نمیرسد که اقتصاد جهانی را فلج کرده باشد.
- در نبود یک پیشرفت تعیینکننده در عرصه نظامی یا دیپلماتیک، این وضعیت بهتدریج تثبیت میشود.
این وضعیت تا چه زمانی ادامه دارد؟
- بنبست ۵ماهه در تنگههرمز شانس قابلتوجهی دارد که تا پایان سالجاری نیز ادامه پیدا کند.
- هرچه زمان بیشتری بگذرد، احتمال استمرار آن بیشتر خواهد شد.
- اگر این منطق قانعکننده به نظر نمیرسد، میتوان به بازارهای پیشبینی رجوع کرد.
- برآوردهای این بازارها نشان میدهد تنها ۵۰درصد احتمال وجود دارد رفتوآمد کشتیهای تجاری در تنگههرمز، که شاخصی برای پایان درگیری محسوب میشود، تا پایان سال ۲۰۲۶ به شرایط عادی بازگردد.









ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0