روایتی از میدان نیلوفر؛ ۱۶۳ روز بعد از حمله و موشکباران
به گزارش پارسینه و به نقل از روزنامه شرق، از موشکباران تهران چندین ماه گذشته، اما هنوز با هر باد، گرد و غبار از ساختمانهای ویرانشده که هنوز بازسازی نشدهاند، بلند میشود، پخش میشود و زخم جنگ را به یاد ساکنان «نیلوفر» میآورد. در طبقه همکفِ ساختمانی که بهزورِ داربست سرپاست، سوپرمارکت کوچکی قرار دارد. مرد جوانی که
به گزارش پارسینه و به نقل از روزنامه شرق، از موشکباران تهران چندین ماه گذشته، اما هنوز با هر باد، گرد و غبار از ساختمانهای ویرانشده که هنوز بازسازی نشدهاند، بلند میشود، پخش میشود و زخم جنگ را به یاد ساکنان «نیلوفر» میآورد. در طبقه همکفِ ساختمانی که بهزورِ داربست سرپاست، سوپرمارکت کوچکی قرار دارد. مرد جوانی که صاحب سوپرمارکت است در انتهای مغازه روی صندلی نشسته و میگوید که مشتریانش او را به کالاهای زیادی که در مغازه دارد میشناختند اما حالا وضعیت عوض شده است. ویدئوهای زیادی در موبایلش دارد؛ از وقتی که مغازه پر از محصولات متنوع بود و حالا بعد از جنگ و آسیبهایش، وضعیت مغازه را با چرخش دست نشان میدهد: «از آن دوران، فقط دو یخچال برای نوشیدنی، دو یخچال فریزر بستنی و چند قفسه اکثرا خالی، باقی مانده است».
حدود ساعت ۹ شب دهم اسفند ۱۴۰۴ میدان نیلوفر و خیابان عشقیار موشکباران شد؛ بقایای آن حمله بعد از ۱۶۳ روز به وضوح قابل مشاهده است. در میانه خیابان، از ساختمان بزرگ «کلانتری ۱۰۴ عباسآباد» فقط زمینی وسیع پر از خاک و تکهشیشه و خردهآهن باقی مانده است. تابلوی کوچه کناری کلانتری، کنده شده اما روی نقشه نام کوچه «رمضانی ۹» نوشته شده؛ کوچهای که شش، هفت ساختمان آن آسیب جدی دیدهاند. حداقل دیوارهای داخلی سه ساختمان ریخته، در یکی از خانهها خودرویی لهشده بیصاحب رها شده، روی دیوارها و درها سوراخهایی دیده میشود؛ جای ترکشهایی است که هرکدام میتوانست جان یک انسان را بگیرد.
بیا بازی ببین
ماینکرفت | هیچی نگفت... یواشکی وین گرفت! |
|
ماینکرفت | کی فکرشو میکرد توی بدوارز انقدر کمپ جوابه!!! |
اما این تمام ماجرا نیست، جز سوپرمارکت آن مرد جوان، میدان نیلوفر پُر است از مغازهها و فروشگاههایی که آسیب دیدهاند و حالا یا با تلاش خود کاسبان بازگشایی شده یا با کرکرههای پایین، به حال خود رها شدهاند. صاحبان این کسبوکارها میگویند تابهحال کسی به آنها خسارت یا کمکهزینهای پرداخت نکرده است و حتی نمیدانند باید از چه کسی درخواست جبران هزینهها را کنند.
از بین مسئولان نیز هیچ شخص یا نهادی به بازسازی واحدهای تجاری اشاره نکرده است، با این حال، رئیس اتاق بازرگانی تهران میگوید: «رئیسجمهور دستور پیگیری جبران آسیبهای واردشده به واحدهای تجاری را صادر کرده است»، اما تاکنون کسی خبری از اقدامات انجامشده ندارد.
چه کسی به داد ما میرسد؟
آفتاب تند تابستان آسفالت را داغ کرده، هر عابری از شدت گرمای مرداد دنبال پناهگاهی خنک است، اما «مرد جوان» با تیشرت آبی بیتوجه به گرما، در سوپرمارکت بدون کولر، نشسته است: «سه یخچال داشتم، یک کولرگازی ۲۴ هزار در مغازه نصب بود و سرتاسر مغازه پر از اجناس مختلف بود. اما حالا از تمام آن تجهیزات و اجناس همینها باقی مانده است».
در مغازه از سه یخچال، دو یخچال مانده که هر دو را با هزینه شخصی، تعمیر کرده. یخچالهای بستنی هم چون امانتی یک شرکت بود، با اصرار او، توسط شرکت تعمیر شده است. اغلب قفسهها خالی است، سوپرمارکت در طبقه همکف ساختمانی اداری قرار دارد که کاملا تخلیه شده و به لطف نصب تیرآهن سرپاست: «مغازه را باز کردم چون اجناس فاسدشدنی دارم، اینها را نفروشم، ضرر روی ضرر میشود.
هیچکس کمکی نکرده است، مثلا از صنف ما کسی نیامد حداقل اجناس مرا بردارد حتی با قیمت خرید تا فاسد نشوند، کارشناس برای ارزیابی خسارت آمد اما اصلا با دقت ارزیابی نکرد، کولر گازی من را با کولر آبی مغازه کناری یکی در نظر گرفت، هیچکس هم نیامد بگوید آسیبهایی که به اجناس ما خورده، چه میشود. برفرض آمدند و ساختمان را درست کردند، کرکرهها و شیشهها را انداختند، خب سرمایه و تجهیزاتم که حاصل سالها تلاشم است و از بین رفته، چه میشود؟».
او ادامه حرفهایش را میگیرد: «مدتی بعد از موشکباران، از طرف شهرداری و دولت آمدند و گفتند خیالتان راحت، همهچیز را جبران میکنیم و تمام خسارات پرداخت خواهد شد. ما به ستاد بحران رفتیم و پرونده تشکیل دادیم، اما به ما گفتند هنوز برای ساختمانهای تجاری تصمیمی گرفته نشده است. باید منتظر باشیم شاید خودشان از فرمانداری تماس بگیرند و بتوان وامی گرفت. اما من وام نمیخواهم، حقم را میخواهم. چرا از اول به ما وعده دادید؟ میگفتید نمیخواهیم کمک کنیم».
تمام طبقات ساختمانی که سوپرمارکت در آن قرار گرفته، آسیب دیده و خالی از سکنه است. او میگوید بازسازی ساختمان نیز هنوز شروع نشده است: «در این مدت که برای مسائل مختلف بارها به شهرداری و دیگر ارگانها رفتم، همه در وهله اول گفتند خودتان بازسازی را انجام دهید و به ما فاکتور بدهید، خیالتان راحت، پرداخت میکنیم؛ اما برای مثال من شیشههای مغازه را عوض کردم، وقتی فاکتور را به شهرداری دادم، گفتند نرخ ما و اتحادیه با هزینهای که شما کردید، فرق دارد. بنابراین فاکتور کامل پرداخت نمیشود. برای بازسازی نیز گفتند خودتان باید اول به اجماع برسید و کاری کنید، خب این ساختمان ۱۱ مالک دارد و بین ۱۱ خواهر و برادر نیز نمیتوان به این راحتیها به یک تصمیم جمعی رسید».
مرد جوان از تلفن همراهش متن نامهای را میخواند؛ نامهای که میخواهد به نمایندگی از پنج واحد تجاری خیابان نیلوفر به فرمانداری، استانداری و در نهایت وزارت کشور که نهاد بالادستی شورای بازسازی مناطق جنگی است، ببرد.
خردهشیشههای جنگ
«با نهایت تأسف و تأثیر بهمناسب درگذشت چهلمین روز شهادت پدری مهربان و وفادار شهید کامران پسنگک مراسم بزرگداشتی برگزار میشود». روی دیوار اولین ساختمان «کوچه رمضانی ۹» که بهشکل معجزهآسایی هنوز سرپا مانده است اما قابل سکونت نیست، چند عکس و اعلامیه چسبانده شده است؛ نام و یادی از کسانی که ساکن همین کوچه بودند اما بعد از آن حمله کشته شدند. باد گرم، حفاظهای پلاستیکی آبی را که بهشکل پراکنده دور برخی از خانهها کشیده شده، تکان میدهد؛ قاب پنجره و شیشه بیشتر خانههایی که در «کوچه رمضانی ۹» سالم ماندهاند، عوض شده است، روی دیوارها، چند مغازه شیشهفروشی نیز شماره تماس و آدرس خود را آگهی کردهاند.
شاخههای دو درخت شکستهاند و روی زمین پر است از خردهشیشه و آجرهایی که از زمان انفجار تابهحال هنوز در گوشه و کنار میدان نیلوفر و این کوچه باقی مانده است؛ مردی با یک گونی بر پشت و پوستی سوخته از شدت آفتاب، در حال گذر است، لنگ میزند. پای راستش را که بلند میکند سوراخی عمیق در کف کفشش دیده میشود و پانسمان کدری که از پشت سوراخ نمایان است: «این کوچه معمولا راه رفت و آمد من و کسانی است که در این منطقه کار میکنند. چند شب پیش داشتم میرفتم که ضایعات ساختمان در حال ساختهشدن کوچه روبهروی «رمضانی ۹» را بردارم، چند قدم که در کوچه راه رفتم ناگهان پایم تیر کشید و فهمیدم یک تکه شیشه بزرگ کفشم را سوراخ کرده است».
از شدت درد به خود پیچیده بود که یکی از خودروهای گذری به کمکش آمد: «شانس آوردم یک آقایی آمد و مرا به درمانگاه رساند. شیشه آنقدر عمیق در پایم فرورفته بود که مجبور شدم بخیه بزنم».
این وضعیت برای باقی ساکنان نیز خوشایند نیست، یکی از آنها «آرمان» پسر جوانی است که با لباس ورزشی در مسیر باشگاه است که میگوید: «از زمان جنگ فقط آمدند خرابه کلانتری را جمع کردند و رفتند، دیگر نه کاری به ساختمانهای خراب کوچه ما دارند نه حتی میآیند نخالهها را جمع کنند».
برای او این موضوع شبیه به یادآوری اجباری جنگ است: «آن شب که اینجا را موشک زدند، شیشههای ما ریخت، مادرم زخمی شد. ما شب بسیار بد و ترسناکی داشتیم. انگار تمام صحنههایی را که قبلا در بازی ویدئویی میدیدیم، زنده تماشا میکردیم. تا وقتی حداقل خرابههای کوچه را جمع نکنند، فکر نکنم این کوچه به روزهای عادیاش بازگردد».
کانکس جای کلانتری
ساختمان سهطبقهای در ابتدای کوچه «رمضانی ۹» وجود دارد. بین این ساختمان و کلانتری تخریبشده تنها چند متر فاصله است. در طبقه اول آن یک خشکشویی بزرگ و یک مغازه کوچک وسایل خانه قرار دارد؛ روی کرکره یکی از درهای خشکشویی بنری قرمز نصب شده است: «این واحد صنفی به علت ریزش ساختمان قادر به فعالیت نیست، لطفا جهت دریافت البسههای خود حداکثر تا تاریخ مذکور از ساعت ۱۵ تا ۲۰ مراجعه بفرمایید».
در مغازه نیمهمخروبه، یک مهتابی روشن است و مردی جلوی در ایستاده و میگوید؛ از زمان حمله تابهحال کار نکرده است: «از وقتی به کلانتری حمله شد تابهحال نتوانستیم کار کنیم، ساختمان خطر ریزش دارد و تمام ابزار و وسایل نیز خراب شدهاند. من اینجا کارگرم و نمیدانم قرار است چه زمانی دوباره کار ما شروع شود». پشت ساختمان کلانتری نیز کافهای با دیوارهایی سفید قرار دارد. جلوی در، چند جوان نشسته و قهوه میخورند، دو مرد جوان در کافه کار میکنند: «تقریبا دو ماهی تعطیل بودیم، وسایل و میز و صندلیهای طبقه بالا نیز آسیب دید، اما چون ما شعبه دیگری داشتیم توانستیم اینجارا زود راه بیندازیم».
دکور کافه تغییر کرده. روبهروی کافه پارک کوچکی است، اطراف پارک دو ماشین پلیس متوقف شدهاند و روبهروی آن نیز مدرسهای قرار دارد که شیشهها، قاب پنجرهها و دیوارهای کاذب آن فروریخته است. در پارک سه کانکس قرار دادهاند، یکی از کانکسها قرمز شده و آرم پلیس روی آن زدهاند؛ این سه کانکس، جایگزین کلانتری بزرگ و قدیمی میدان نیلوفر شدهاند.
میگویند آسیبی ندیدهاید
تمام مغازههای میدان نیلوفر مانند آن کافه شانس، سرمایه و توان لازم برای بازسازی سریع را نداشتند. دور میدان، سیگارفروشی کوچکی قرار دارد که به علت آسیب به ساختمان بیرون از مغازه، بساط فروش را پهن کرده است. نبش خیابان، در فاصلهای نزدیک به ساختمان کلانتری، بوتیک کوچکی قرار گرفته است. صاحب مغازه با دو نفر از دوستانش در مغازه نشستهاند، او لبخندی از سر ناامیدی بر لب دارد و میگوید؛ شیشهها، کرکره، تابلو، چراغها، سیمکشی، کولر و دکور خاص مغازه آسیب دیده و بخش زیادی از کالاهایش نیز از بین رفته یا به سرقت رفته است.
انبار روبهروی مغازه هم خسارت دیده و سه خودروی او همچنان در صافکاری است. با این حال، کمک بلاعوضی دریافت نکرده و فقط تسهیلات ۴۰۰ میلیون تومانی در اختیارش گذاشتهاند؛ پولی که تأکید میکند وام است و باید آن را پس بدهد: «پولی بابت خسارت به ما ندادند، یک وام دادند که باید پس بدهیم. هزینه تعویض شیشه، کرکره، تابلو، چراغ، سیمکشی و کولر را حساب کنید کلی پول میشود. حالا به اینها سه ماشین و انباری که از بین رفته هم باید اضافه شود». او به حضور کارشناسان شهرداری و دولت برای ارزیابی خسارات وارده به مغازهاش اشاره میکند، اما از این گلایه دارد که به او گفتهاند مغازهاش آسیب چندانی ندیده است: «آسیب از نظر آنها چیست؟ مگر حتما باید کسی شهید شده باشد تا بگویند خسارت دیدهاید؟ شیشه و کرکره و کولر و چراغ و سیمکشی از بین رفته، کالاها آسیب دیده یا دزدیده شده، انبار از بین رفته و سه ماشینم در صافکاری است؛ بعد میگویند آسیبی ندیدهاید».
این ادعای کارشناسان در حالی است که مغازه او به دلیل موقعیت جغرافیایی و نزدیکی به محل انفجار، بیش از تمام واحدهای دیگر آسیب دیده است: «ما به موج انفجار نزدیک بودیم و ماشینها و مغازه ما بخشی از موج را گرفتند. از نظر فیزیکی و ریاضی هم مشخص است که اگر ما آنجا نبودیم، موج به نقاط دیگری میرسید و خسارت بیشتری ایجاد میکرد».
او ادامه میدهد: «فرق ما با خیلی از مغازهها این است که هم کالا داریم و هم دکور. چراغها و نور مغازه خاص است. نمیتوانم مغازه را خالی باز کنم؛ باید دوباره جنس بخرم و داخل مغازه بگذارم. ممکن است مشتری از میان صد قلم کالا فقط یک قلم را انتخاب کند، بنابراین من باید همه آن کالاها را داشته باشم. انبارم هم کامل از بین رفته است». برای راهاندازی دوباره مغازه، بخشی از داراییهایش را فروخته و هزینههای تعمیر را شخصا پرداخته است. فقط برای کولر نزدیک به ۹۷ میلیون تومان هزینه کرده و هنوز تعمیر آن تمام نشده است.
در کنار این مخارج، باید حقوق کارکنان، بیمه، اجاره و هزینه تأمین دوباره کالاها را نیز بپردازد، در حالی که فروش مغازه بهشدت کاهش یافته است: «میگویند خودت تعمیر کن، اما من باید پول کارمند و بیمه را هم بدهم و دوباره جنس بخرم. کولر تا الان حدود ۹۷ میلیون تومان برایم هزینه داشته و هنوز تعمیرکار باید دوباره بیاید. اگر درباره رقم خسارت من تردید دارند، خودشان همان شیشه و کرکره و کولر را با قیمتی که میگویند تعمیر کنند. من پول اضافه نمیخواهم؛ همان چیزی را که خراب شده درست کنند». به گفته او، حتی هزینه وصلکردن سیم برق بیرونی ساختمان نیز از کسبه دریافت شده است؛ سیمی که تأکید میکند در بخش بیرونی و پیش از کنتور قرار داشته است: «برق بیرون قطع شده بود، اما هزینهاش را از خود ما گرفتند. سیمی که پشت کنتور و در فضای بیرونی است، چرا باید با هزینه من وصل شود؟ برای همین موضوع هم مجبور شدم دوباره به شهرداری مراجعه و پیگیری کنم».
دستور رئیسجمهور برای جبران خسارات
«حمیدرضا رستگار» رئیس اتاق اصناف تهران است. او میگوید اتاق اصناف آمار و اطلاعات واحدهای آسیبدیده را به نهادهای دولتی داده است: «تعداد واحدهای تجاری آسیبدیده در تهران بالا نیست. ما تعداد و اطلاعات مرتبط با میزان آسیبدیدگی تمام این واحدها را به وزارت صنعت، معدن و تجارت، وزارت اقتصاد و همینطور بانک مرکزی به عنوان مسئول تأمین بودجه ارائه کردهایم و آنها نیز قول پیگیری داده و گفتهاند که صاحبان این واحدهای تجاری را برای ارائه تسهیلات و وام دعوت میکنند. تابهحال اما گزارشی دراینباره به ما داده نشده که چه اقداماتی صورت گرفته است».
او تأکید میکند که هنوز مسئول رسمی جبران این خسارات معلوم نیست: «این موضوع را باید از دولت پرسید و خواست که بگوید چه ارگانی باید برای جبران خسارات اقدام کند و از چه منبعی قرار است تأمین مالی صورت بگیرد، این مسئله بر عهده اتاق اصناف نیست. اما تا جایی که خبر دارم رئیسجمهور دستور پیگیری این مسئله را صادر کرده و امیدواریم به زودی اقدامات عملی نیز انجام شود».
بر اساس اعلام او، قرار است بانکها نیز به کمک واحدهای تجاری آسیبدیده بیایند: «با توجه به پیگیریهای انجامشده توسط اتاق اصناف، برخی بانکها پذیرفتند که وامهایی به واحدهای تجاری آسیبدیده در جنگ تعلق بگیرد، اما تابهحال به ما گزارشی داده نشده دراینباره که چه میزان وام با چه روشی به افراد تعلق گرفته است».
مسئولیت این خبر با سایت منبع و جالبتر در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.






ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0