کد خبر : 412184
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴ - ۱۱:۰۱

مهمانی بودن همیشگی زن کار را به طلاق کشاند

مهمانی بودن همیشگی زن کار را به طلاق کشاند

بازدید:۱۱۹ صد آنلاین | مادرم می‌گفت این دختر از قماش ما نیست. می‌گفت زن زندگی نمی‌شود. اگر می‌خواهی با او دوست بمان اما ازدواج فرق دارد. من توجهی نکردم و گفتم مادرم از روی دوست داشتن این‌طور  می‌گوید. به گزارش صد آنلاین ، حسام بعد از دو سال ازدواج تصمیم گرفته از همسرش طلاق بگیرد.

مهمانی بودن همیشگی زن کار را به طلاق کشاند

بازدید:۱۱۹

صد آنلاین | مادرم می‌گفت این دختر از قماش ما نیست. می‌گفت زن زندگی نمی‌شود. اگر می‌خواهی با او دوست بمان اما ازدواج فرق دارد. من توجهی نکردم و گفتم مادرم از روی دوست داشتن این‌طور  می‌گوید.

به گزارش صد آنلاین ، حسام بعد از دو سال ازدواج تصمیم گرفته از همسرش طلاق بگیرد. او می‌گوید حالا می‌فهمد چرا مادرش مخالف این ازدواج بود.

 

*تو و همسرت خیلی زود به بن‌بست رسیده‌اید. چرا؟

به گزارش اعتمادآنلاین، مهسا زن زندگی نیست. او می‌خواهد خوش باشد و اصلاً به زندگی‌مان و من توجهی نمی‌کند.

*بیشتر توضیح بده، چه می‌کند؟

جالبترین خبرهای روز

او بیشتر وقتش را در مهمانی‌ها می‌گذارند. با دوستانش تورهای مسافرتی می‌رود. مهمانی دوره‌ای می‌گیرند و اصلاً به من اهمیت نمی‌دهد.  از صبح تا شب کار می‌کنم. شب که به خانه می‌روم یک نفر نیست  یک استکان چای دست من بدهد. همیشه خودم باید غذا درست کنم و بخورم. وقتی اعتراض می‌کنم می‌گوید من وظیفه ندارم به تو غذا بدهم. کارهایت را خودت بکن.

*چطور با هم آشنا شدید؟

با هم به یک سفر رفته‌ بودیم. آنجا آشنا شدیم و ازدواج کردیم.

*مادرت راضی به این ازدواج نبود؟

بله. راست هم می‌گفت. من اشتباه کردم. مادرم می‌گفت این دختر از قماش ما نیست. می‌گفت زن زندگی نمی‌شود. اگر می‌خواهی با او دوست بمان اما ازدواج فرق دارد. من توجهی نکردم و گفتم مادرم از روی دوست داشتن این‌طور  می‌گوید.

*چطور راضی شد؟

وقتی من اصرار کردم راضی شد. مقاومت نکرد اما راست می‌گفت من اشتباه کردم.

*بچه هم دارید؟

نه.

*مهریه را چطور می‌پردازی؟

مهسا قبول کرده قسطی بدهم.

*شغلت چیست؟

من تکنیسین یک مرکز فنی خودرو هستم. درآمد دارم. خیلی خوب نیست ولی بد هم نیست.

*همسرت را دوست نداری؟

خیلی دوستش دارم ولی نمی‌توانم با او ادامه بدهم. اگر بچه‌دار شوم جدایی سخت‌تر می‌شود. من آرامش می‌خواهم. همسرم خودخواه است و خودش برای خودش مهم است. من دوست ندارم وقتی به خانه می‌آیم ببینم ۲۰ نفر در خانه‌ام در حال بگوبخند هستند. می‌خواهم خانه برایم آرامش بیاورد. دوست دارم زنم در خانه باشد اما او دنبال علاقه‌مندی‌های خودش است. من نمی‌گویم کارهایی که دوست دارد انجام ندهد. می‌گویم به زندگی مشترک درست نگاه کند.

*خانواده‌ات چه می‌گویند؟

مادرم می‌گوید خودت انتخاب کردی. راست هم می‌گوید./ایتا

 

+

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین اخبار

..

.

تازه ها

advanced-floating-content-close-btn
advanced-floating-content-close-btn