ظهور امام زمان (عج) نیازمند دعا است، اما قیام منجی نیاز به تهذیب نفس دارد

باشگاه خبرنگاران جوان – در الهیات شیعی و آموزههای مهدویت، واژگان بار معنایی خاص خود را دارند و خلط میان آنها میتواند درک صحیح از دوران آخرالزمان را دچار اختلال کند. دو کلیدواژه «ظهور» و «قیام» اگرچه در یک راستا و مکمل یکدیگرند، اما از منظر کلامی، کارکردی و زمانی تفاوتهای بنیادینی دارند که شناخت

باشگاه خبرنگاران جوان – در الهیات شیعی و آموزههای مهدویت، واژگان بار معنایی خاص خود را دارند و خلط میان آنها میتواند درک صحیح از دوران آخرالزمان را دچار اختلال کند. دو کلیدواژه «ظهور» و «قیام» اگرچه در یک راستا و مکمل یکدیگرند، اما از منظر کلامی، کارکردی و زمانی تفاوتهای بنیادینی دارند که شناخت آنها برای منتظران ضروری است.
ظهور در لغت به معنای آشکار شدن پس از پنهان بودن است. در ادبیات مهدوی، ظهور به لحظهای اطلاق میشود که حضرت مهدی (عج) از پرده غیبت بیرون آمده و وجود مقدسشان برای همگان عیان میگردد. طبق آموزههای دینی، ظهور امری «دفعی» و ناگهانی است. در روایات متعددی از پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع)، وقت ظهور به «ساعت» (قیامت) تشبیه شده است که جز خداوند کسی از زمان دقیق آن آگاه نیست و به صورت «بغته» یا ناگهانی رخ میدهد.
نکته ظریف در این میان، تفاوت میان «حضور» و «ظهور» است. امام زمان (عج) در دوران غیبت نیز در میان مردم حضور دارند، در مراسمها شرکت میکنند و بر احوال شیعیان ناظرند، اما هویت ایشان «ظاهر» نیست. بنابراین، ظهور به معنای پایان یافتن این ناشناختگی و اعلام رسمی حضور ایشان در جهان است. ظهور را میتوان به طلوع خورشید تشبیه کرد؛ همانطور که با طلوع آفتاب، تاریکی شب به یکباره میشکند، با ظهور نیز عصر غیبت کبری خاتمه یافته و چشم جهان به جمال منجی روشن میشود. این مرحله بیشتر جنبه «ارائه طریق» و اعلام موجودیت الهی دارد تا همگان بدانند وعده حق محقق شده است.
قیام؛ نهضت اصلاحی و تغییر ساختار جهان
در مقابل، «قیام» مفهومی عملیاتی، تدریجی و اجتماعی است. اگر ظهور را به معنای آشکار شدن بدانیم، قیام به معنای «ایستادن برای تغییر» است. قیام امام زمان (عج) فرآیندی است که پس از ظهور آغاز میشود و هدف آن برچیدن بساط ظلم و استقرار عدالت در سرتاسر گیتی است. برخلاف ظهور که امری ناگهانی است، قیام بر اساس سنتهای الهی و با تکیه بر اسباب و مقتضیات اجتماعی پیش میرود.
قیام حضرت از مسجدالحرام آغاز میشود، اما بلافاصله پس از ظهور نیست. طبق روایات، پس از آنکه حضرت در مکه ظهور کردند و ۳۱۳ یار خاص ایشان در طرفهالعینی گرد ایشان جمع شدند، حضرت مدتی را در مکه توقف میکنند تا یاران عام (حلقه دوم که حدود ده هزار نفر ذکر شدهاند) به ایشان بپیوندند. اینجاست که تفاوت کالبدی قیام مشخص میشود؛ قیام نیازمند «عده و عُده»، کادرسازی و همراهی تودههای مردم است. قیام یک حرکت نظامی، فرهنگی و سیاسی وسیع است که از مکه آغاز شده، به مدینه میرسد، در کوفه مرکزیت مییابد و تا قدس شریف و اقصی نقاط عالم گسترش پیدا میکند. در واقع، قیام همان «فعل» امام برای تحقق آرمان «یملأ الارض قسطاً و عدلا» است.
جالبترین خبرهای روز
- توییت عجیب ترامپ در مورد مشهد؛ بیبیسی: ترامپ دروغ میگوید!
- سود سهام عدالت به حساب بیش از ۴۴ میلیون نفر واریز شد
- حداقل حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی ۲۳.۷۹۰.۰۰۰ تومان شد
یکی از اساسیترین تفاوتها در این است که ظهور «شرط» نمیخواهد، بلکه «وقت» میخواهد که تنها در ید قدرت الهی است، اما قیام کاملاً مشروط به آمادگی یاران و پذیرش اجتماعی است. ظهور ممکن است در هر لحظهای رخ دهد (انتظار فرج در هر صبح و شام)، اما برای وقوع قیام، باید زیرساختهای لازم فراهم باشد. اگر یاران مخلص و پایکار وجود نداشته باشند، ظهور رخ میدهد، اما قیام به پیروزی نهایی منجر نمیشود یا با موانع جدی روبهرو میگردد. از این رو، وظیفه منتظران بیش از آنکه برای «ظهور» باشد، باید معطوف به «قیام» باشد؛ یعنی آماده کردنِ خود برای سربازی در نهضتی که قرار است ساختارهای فاسد جهانی را دگرگون کند.
در تحلیل تفاوت این دو، جغرافیا نیز نقش پررنگی دارد. محل وقوع ظهور، مکه و در کنار کعبه است؛ جایی که حضرت با تکیه بر رکن و مقام، ندای مظلومیت اسلام را به گوش جهانیان میرسانند. اما جغرافیای قیام، کل کره زمین است.
ارتباط میان آمادگی فردی و اجتماعی
تفاوت ظهور و قیام در وظایف منتظران نیز تبلور مییابد. کسی که منتظر ظهور است، چشم به راه یک معجزه و رخداد قدسی است تا امامش را ببیند، اما کسی که منتظر قیام است، در حال تمرین نظامی، اخلاقی و تشکیلاتی است. ظهور نیازمند «دعای فراوان» است، اما قیام نیازمند «تهذیب نفس و ایثار» در مقام عمل است.
در اندیشه مهدوی، تاکید بر این است که جامعه اسلامی نباید تنها درگیر علائم ظهور (نشانههای فیزیکی) باشد، بلکه باید به دنبال تحقق شرایط قیام باشد. علائم ظهور مانند صیحه آسمانی یا خروج سفیانی، نشانههایی هستند که دست ما نیستند، اما شرایط قیام مانند بصیرت دینی، وحدت مسلمین و قدرت نظامی-فرهنگی، اموری هستند که بر عهده امت گذاشته شده است. ظهور، اتمام حجت خدا بر بندگان است و قیام، پاسخ بندگان صالح به فراخوان خداست.
در نهایت باید گفت که ظهور و قیام، دو روی یک سکه در طرح عظیم الهی برای نجات بشریت هستند. بدون ظهور، قیامی صورت نمیگیرد و بدون قیام، هدف از ظهور (که هدایت و اجرای عدالت است) ابتر میماند. ظهور، «فصل تماشا» و قیام، «فصل پیکار» است. درک این تفاوت به انسان منتظر کمک میکند تا بداند فرج حضرت تنها یک اتفاق تقویمی نیست، بلکه یک تحول عظیم ساختاری است که آمادگی برای آن، سنگینترین مسئولیت بر دوش تاریخ است. ما با دعا برای ظهور، از خدا میخواهیم که پرده را کنار بزند، و با تلاش برای قیام، به امام ثابت میکنیم که در روز سخت نبرد، او را تنها نخواهیم گذاشت.
منبع: مهر
مسئولیت این خبر با سایت منبع و جالبتر در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0